منابع پایان نامه ارشد درمورد رضایت زناشویی

دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌دهیم و در مرحله بعد به آن دسته از عواملی که در اکثر منابع اشاره شده است به صورت مفصل می‌پردازیم.
آلیس (به نقل از فرح بخش، 1385)، نارضایتی زناشویی را در دو عامل می‌داند:
اسطوره‌های ارتباطی 2- ناهمخوانی‌های مهم
اسطوره‌های ارتباطی:
به نظر آلیس، نارضایتی‌های زناشویی به خاطر وفاداری زوجین به یک یا چند اسطوره است که غیرواقعی و دارای حالت آرمانی هستند. اسطوره هایی وجود دارند که موجب می‌شوند زوجین انتظارات خود را از یکدیگر بالا ببرند. این اسطوره‌ها عموما مربوط به رضایت زناشویی یا عشق و عاشقی است. این اسطوره‌ها به طور ضمنی و نهفته در ذهن زوجین وجود دارد. اسطوره یک باور همگانی است که اکثر افراد یک قوم به آن باور دارند. مثلا: اساس عشق، زیبایی است.
ناهمخوانی‌های مهم: ناخشنودی زناشویی زمانی به وجود می‌آید که آن‌ها در یک یا چند زمینه تطابق نداشته باشند. عدم تطابق ممکن است ناشی از انتخاب سطحی، بدون دقت و شناخت ناکافی باشد.
برادبری، فینچام و بیچ (2000) در مقاله ای تحت عنوان پژوهشی در ماهیت و مولفه‌های تعیین کننده رضایت زناشویی، عوامل و مولفه‌های زیر را در رضایت زناشویی موثر می‌دانند:
الف: فرایندهای بین فردی در ازدواج مثل شناختها، عواطف، سلامت جنسی، الگوهای رفتاری، حمایت اجتماعی و خشونت.
ب: عوامل زمینه ای مثل فرزندان، زمینه‌های محیطی زوجین و خصوصیات آن‌ها، فشارهای زندگی و دوره‌های انتقال.
ج: عوامل زمینه ای بزرگ مثل وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی زوجین.
هالفورد (ترجمه تبریزی و همکاران، 1384) چهارعامل موثر بر رضایت زوجین از رابطه شان را شناسایی کرده است که عبارتند از:
1-سازگاری زوجین: نحوه سازگاری زوجین با یکدیگر درباره مسایلی که در زندگی آنها در حال جریان است. شامل: نحوه ارتباط‌های زوجین، چگونگی تفکر آن‌ها نسبت به یکدیگر و احساس آن‌ها در زمان با هم بودن.
2- رویدادهای زندگی: به رویدادهای مهم در زندگی افراد مثل: شغل، وضعیت جسمی و خانواده اشاره می‌کند.
عوامل فردی: خصوصیات هر یک از همسران به عنوان یک فرد و ظرفیت‌ها و آسیب پذیری آن‌ها. این عوامل فردی، پیشینه و تجارب یادگیری افراد را منعکس می‌کند.
بافت : به زمینه ای از زندگی و فرهنگ افراد، خانواده گسترده و دوستان هر فرد اشاره می‌کند.
و در نهایت امیلی و همکارانش (2006)، مولفه‌ها و مکانیسم هایی را برای رضایت زناشویی برشمرده است که عبارتند از: 1- شناخت‌ها 2- سلامت جسمانی 3- الگوهای تعامل 4- حمایت اجتماعی 5- خشونت همسران 6- خصوصیات شخصیتی همسران 7- میزان کنترل گر بودن همسران 8- آسیب پذیری همسران نسبت به خیانت در روابط زناشویی 9- ارزش‌های همسران 10- فرزندان .
در ذیل برخی از عوامل موثر بر رضایت زناشویی مرتبط با شرایط زندگی همراه با یافته‌ها و پژوهش‌های مرتبط با آن آورده شده است:
رابطه جنسی:
رابطه جنسی یکی از متغیرهای مهم در روابط زناشویی است. محققان و درمانگران مسائل زناشویی، کیفیت رابطه جنسی بین زن و شوهر را مهمترین عامل تعیین کننده رضایت زناشویی می‌دانند (واتسون، 2005).
شادکامی کلی زناشویی با رضایتمندی جنسی رابطه دارد. زوج‌های شادکام نسبت به زن و شوهرهای ناشاد از زندگی جنسی خود خشنودترند (ساپینگتون، 2005).
هالفورد (2001) بیان می‌کند که همیشه رابطه ای قوی بین رضایتمندی از رابطه، فعالیت و رضایت جنسی وجود دارد.
به هر حال رضایتمندی اولیه جنسی یک عامل پیش بینی کننده قوی برای رضایت و تداوم رابطه ی جنسی در زمان‌های بعدی است (صداقت، 1385).
درآمد و اشتغال
از جمله عوامل خطرساز مشکلات ازدواج بویژه برای مردان، درآمد کم و شغل نامناسب می‌باشد. درآمد کم و ناامنی شغلی با رضایتمندی زناشویی پایین همراه است. هنگامی که زوجین به طور دائم درباره پول نگرانی داشته باشند، رضایت زناشویی پایین خواهد بود. بویژه برای شوهر، رضایت شغلی، با خشنودی رابطه دارد (ساپینگتون، 2007).
در مورد زنان نیز گووه(به نقل از آزاد منش، 1386)، معقتد است زنان خانه دار، از رضایت زناشویی کمتری نسبت به زنان شاغل برخورداند.
2-21- عوامل فرهنگی، اجتماعی و تربیتی
عوامل فرهنگی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک و حتی آداب پوشیدن و غذا خوردن می‌توانند زمینه‌های همدلی بیشتری را برای همسران پدید آورند. هالفورد (2001) نشان داده است زوجینی که از نظر زمینه فرهنگی، قومی و نژادی با هم تفاوت دارند، انتظارات و باورهایشان در مورد روابط زناشویی نیز متفاوت است. این تفاوت در پیش فرض‌ها و باورها، در صورتی که زوجین بتوانند، عاقلانه نقاط قوت و تفاوت‌های فرهنگی شان را در نظر بگیرند، می‌توانند منبع قدرت رابطه آن‌ها باشد. اما در عین حال تفاوت‌های محسوس در انتظارات زوجین می‌تواند منبع مهم تعارض آن‌ها باشد.
از جمله عوامل موثر بر چگونگی تعامل همسران با هم می‌تواند بازخوردهای مربوط به اجتماع پذیری در زمینه رفتار زناشویی که از طریق مشاهده والدین آموخته شده، ارزشهای اجتماعی و مجموعه باورها و جهت گیری‌های کنونی ناشی از تجارب پیشین اشاره نمود (صداقت، 1385).
ریشه‌های روابط در خانواده مانند روابط خوب با پدر و مادر نیز تا حدی با موفقیت و رضایت زناشویی مرتبط است. بر همین اساس مشخص شده که زنان دارای پدر با خصوصیات گرم و پرورش دهنده به مردان و به ویژه شوهرانشان اعتماد بیشتری دارند و زنان دارای پدر سرد در برقراری روابط با همسرانشان بیشتر مضطرب شده و ممکن است در ارتباط با آن‌ها دچار مشکل شوند. با وجود این، پاره ای از شواهد دال بر این است که افراد، کسانی را برای ازدواج انتخاب می‌کنند که مشابه والدینشان باشند. شاید به این دلیل که روابط دوستانه و محبت آمیز نخست از والدین آموخته می‌شود (ملازاده، 1383).
از جمله عوامل موثر بر رضایت زناشویی نوع جامعه و طبقه اجتماعی است. احمدی (1383)، اشاره می‌کند در گذشته اگر دو نفر با هم ازدواج می‌کردند تا آخر عمر با یکدیگر زندگی می‌کردند، خواه با هم تفاهم داشتند خواه نداشتند. در حال حاضر در برخی از جوامع که دارای ارزشهای سنتی هستند، هنوز این وضعیت ادامه دارد. جوامع بزرگتر طلاق را به راحتی می‌پذیرند و در این جوامع محدودیت طلاق کمتر است و زوجین کمتر به فکر چاره اندیشی و حل تعارضات برمی آیند.
شناخت و تفکر
آلیس (1997، ترجمه صالحی، 1375) در کتاب خود تحت عنوان زوج درمانی بر اساس نظریه عقلانی هیجانی، نقش تفکر را در بروز نارضایتی زناشویی مورد بحث قرار می‌دهد. وی اعتقاد دارد که اختلال در روابط زناشویی ناشی از برداشتی است که زن یا شوهر درباره رفتار همسر خود دارد، نه خود رفتار. در واقع برداشت زن و شوهر از رفتار یکدیگر بیش از خود رفتار در بروز خشم و دیگر هیجان‌ها و تعامل‌های آشفته موثر است.
بک (2005، ترجمه قراچه داغی، 1384) نیز مشکلات زناشویی را از دیدگاه شناختی مورد بحث قرار می‌دهد و معقتد است که نوع تفکر و نگرش ما نسبت به مسائل مختلف است، که همین موجب بروز اختلال در روابط زناشویی می‌شود. عواطف و احساسات هرگز مستقیما منتقل نمی شوند، بلکه برای انتقال آن‌ها به کلمات، لحن صدا، اشارات صورت و عمل و رفتار هم نیاز است. یکی از عواملی که می‌تواند موجب بروز مشکلاتی در روابط زناشویی گردد، برداشت اشتباه زوج‌ها از همین اشاره و حرکات یکدیگر است.
خصوصیات شخصیتی
هر یک از همسران با پیشینه تحولی و سبک شخصیتی و ترکیب عوامل زیست شناختی، محیطی و تجربی گوناگون به زندگی مشترک قدم می‌گذارند. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند که عوامل و ابعاد شخصیتی بهتر از متغیرهای تقویمی مثل سن، تحصیلات یا سابقه جدایی در گذشته، رضایت زناشویی را پیش بینی می‌کند(ابراهیم زاده، 1387).
در واقع زندگی زناشویی ملحق شدن دو شخصیت به یکدیگر است و ویژگی‌های شخصیتی مانند برونگرایی، پایداری هیجانی، مسئولیت پذیری، توافق جویی، مهربانی و … در هر یک از زوجین بر میزان رضایت خود و همین طور همسر از زندگی زناشویی بسیار تاثیر گذار است. تاثیر شخصیت همسر به حدی است که نتایج جدیدترین یافته‌ها نشان می‌دهد که شخصیت همسر می‌تواند تاثیر مهمی بر روی توانایی افراد برای بهبودی از یک بیماری وخیم تهدید کننده سلامت آن‌ها داشته باشد و می‌تواند سطح افسردگی همسران را در هجده ماه بعد پیش بینی کند (سانتیانا ، 2007).
تعهد و وفاداری
تعهد عبارتست از تمایل فرد برای پایداری دائمی روابط (کرمی، 1386).
میزان تعهد همسران یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روابط زناشویی است. تعهد به روابط زناشویی حیات می‌بخشد و زمینه ای را ایجاد می‌کند که زوجین بتوانند روی موانع کار کنند و زمانی را برای تلاش اختصاص دهند (سیلیمن ، 2001).
کاسلو و رابینسون (به نقل از آزاد منش، 1386)، در تحقیقات خود پا را فراتر نهاده‌اند و تعهد را به عنوان اصلی ترین عامل موفقیت زناشویی در نظر گرفته اند. آن‌ها اظهار کرده‌اند که تعهد نسبت به روابط زناشویی عامل اساسی و اولیه برای تداوم رابطه زناشویی بویژه در زمان‌های دشوار می‌باشد(49 درصد)، حتی میزان تاثیر عشق در مقایسه با نقش تعهد در پایداری رابطه زناشویی کمتر است (47درصد).
عوامل ارتباطی

اغلب زوج‌ها طریقه ی صحیح گفتگو و برقراری ارتباط کلامی را با یکدیگر نمی دانند و فاقد مهارت های لازم در این زمینه هستند. بنابراین بارها بدون آنکه بخواهند زمینه رنجش و ناراحتی را در همسر خود فراهم کنند زمینه ساز این رنجش شده‌اند (لاور، 2005).
لاور در این مورد چنین می‌گوید: زوج هایی که ارتباط موثر برقرار می‌کنند، توانایی تصدیق یکدیگر، گوش دادن و پاسخ غیرتدافعی به نیازهای همسر خود، تمرکز بر سایق موجود در هنگام بروز سوءتفاهم و احساسات منفی به روش غیرمخرب را از خود نشان می‌دهند (سانتیانا، 2007).
بسیاری از زوج هایی که در جستجوی درمان مشکلات ازدواج هستند، به صورت قابل ملاحظه ای فاقد مهارتهای اصلی ارتباط هستند. وجود نقطه ضعف هایی در ارتباط بین زوجین در 10 سال نخست ازدواج منجر به طلاق و نارضایتی از رابطه می‌شود (ابراهیم زاده، 1387).
عشق و علاقه متقابل

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عشق در رابطه زوجین شامل ابراز احساسات مثبت، توجه و مراقبت، همدلی و مهربانی، حمایت و قدر دانی می‌باشد. دانش (1383) معتقد است که عشق تشکیل دهنده ادراکات زوجین از همدیگر و ادراکات عشقی در بین زوجین باعث رابطه مثبت با رفتارهای نگه دارنده مثبت در ازدواج می‌شود.
طول ازدواج
تحقیقات نشان داده است که در اوایل ازدواج و همچنین در اواخر ازدواج احتمال افزایش ناسازگاری و ناراحتی زناشویی و همچنین میزان طلاق بیشتر است. در اول ازدواج پس از فرونشینی احساسات اولیه، زوجین با واقعیات زندگی مواجه می‌شوند و همچنین در اواخر ازدواج پس از آنکه زوجین با آشیانه خالی مواجه می‌شوند احتمال دارد اختلافات کهنه بین آن‌ها مجددا بروز نماید. همچنین یافته‌ها از دیدگاه مثبت در رابطه با پیوندهای قدیمی و طولانی حمایت می‌کند در مقایسه با پیوندهای زناشویی افراد میانسال. زوج‌های قدیمی سالمند نشان می‌دادند که نیروی بالقوه کمتری برای برخورد و تعارض دارند و در عوض دارای انرژی بیشتری برای لذت جویی در مواردی چون رابطه با فرزندان هستند و همچنین (مهرآبادی، 1385).
وجود فرزند
آوردن بچه تغییرات زیادی را در بافت ازدواج ایجاد می‌کند. رضایت زناشویی هم بر روی فرزندان تاثیر می‌گذارد و هم از آن تاثیر می‌پذیرد. حضور بچه در ازدواج اثر متناقضی بر افزایش ثبات ازدواج دارد. (حداقل زمانی که بچه‌ها در سن پایین قرار دارند). وجود فرزند در حالیکه رضایت زناشویی را کاهش می‌دهد اما در زمان ترک خانه توسط فرزندان، زوجین دوباره افزایش در میزان رضایت زناشویی را گزارش می‌دهند (استون و شالکفورد، 2006).
از عوامل دیگر موثر در رضایت زناشویی زوجین می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
داشتن مهارتهای حل مساله، موقعیت، تحصیلات، سهیم شدن زوجین در تصمیم گیریها و مسائل مالی، سلامت جسمانی و روانی، سن، دخالت خویشان و بستگان، ایده آل‌های مشترک، سبک وابستگی، همگنی، روابط قبلی، حمایت متقابل.
2-22- پیشینه پژوهش:
عبدالله زاده (1382) در تحقیقی که به منظور تاثیر صفات شخصیتی بر رضایت زناشویی بر روی 182 زوج انجام داد از پرسشنامه انریچ و پرسشنامه شخصیتی نئو استفاده نمود. نتایج حاصله نشان داد : 1- عوامل شخصیتی برون گرایی، دلپذیر بودن و با وجدان بودن با رضایت زناشویی رابطه مثبتی دارند 2- بین عامل روان رنجورخویی شخصیت و رضایت زناشویی رابطه منفی وجود دارد 3- بین میزان درآمد و رضایت زناشویی رابطه مثبت وجود دارد 4- بین مدت ازدواج و رضایت زناشویی رابطه وجود ندارد 5- بین تعداد فرزندان و رضایت زناشویی رابطه ای وجود ندارد 6- بین میزان تحصیلات و رضایت زناشویی رابطه مثبت وجود دارد 7- نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که دلپذیر بودن مرد 34 درصد، روان رنجورخویی زن 7 درصد، دلپذیر بودن زن 2 درصد و روان رنجورخویی مرد 2 درصد و در کل عوامل 45 درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می کند. نتایج رگرسیون در مورد زنان نشان داد که وجدانی بودن 8 درصد، روان رنجورخویی 7 درصد و در کل این عوامل 25 درصد از پراکندگی رضایت زناشویی را تبیین می کند. در مردان هم دلپذیر بودن مرد 37 درصد، با وجدان بودن 3 درصد و روان رنجورخویی 2 درصد و در کل 2 درصد از پراکندگی رضایت زناشویی را پیش بینی می کنند.
راستی (1382) در پژوهشی که به منظور بررسی رابطه صفات شخصیتی و رضایت زناشویی براساس مدل 5 عاملی بر روی 50 زوج از دانشجویان متاهل شهر شیراز انجام داد، از مقیاس رضایت زناشویی انریچ و آزمون شخصیتی نئو استفاده نمود. نتایج تحقیق نشان دادند که 5 عامل دلپذیر بودن، روان رنجوخویی، با وجدان بودن، برون گرایی و انعطاف پذیری به طور معنی داری بر رضایت زناشویی تاثیر دارند. همچنین زنان نسبت به مردان نمره های بالاتری در برون گرایی و رضایت زناشویی دارند.
کشاورز و علوی (1382) در پژوهشی به بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با سازگاری زناشویی در زنان و مردان شهر مشهد پرداختند. آنها در این پژوهش که بر روی 100 زوج انجام شد، از پرسشنامه سازگاری زناشویی و پرسشنامه شخصیتی آیزنک استفاده نمودند. نتایج نشان داد که بین خرده مقیاس های روان رنجورخویی، برون گرایی، درون گرایی، روان پریشی و دروغگویی با خرده مقیاس های سازگاری زناشویی رابطه ی معنی دار وجود دارد.
صداقت (1385) در تحقیق خود برای بررسی رابطه سن ازدواج، فامیلی یا غیر فامیلی بودن ازدواج، تعداد فرزندان و تشابه اعتقادی با رضایت زناشویی، از پرسشنامه انریچ استفاده نمود. این تحقیق که بر روی 276 نفر از دبیران شهر تهران (127 مرد و 149 زن) انجام شد نشان داد که زنانی که در سن زیر بیست سالگی ازدواج کرده اند رضایت کمتری دارند و کسانی که در سنین 20 تا 30 سال ازدواج کرده اند بهترین رضایت زناشویی را دارند. مردان دارای دو فرزند دارای بالاترین میزان رضایت زناشویی بودند و مردان دارای 4 فرزند و بالاتر کمترین رضایت زناشویی را داشتند. هر چه طول مدت ازدواج زنان بیشتر شود رضایت زناشویی آنها کاهش می یابد. با افزایش سن، رضایت زناشویی زنان رو به کاهش می گذارد. همچنین، بین کسانی که ازدواج فامیلی داشتند با کسانی که ازدواج غیرفامیلی داشتند تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
عطاری، الهی فرد و هنرمند (1385) پژوهشی را با عنوان رابطه ویژگی های شخصیتی و عوامل فردی- خانوادگی با رضایت زناشویی در کارکنان اداره های دولتی شهر اهواز انجام دادند. آزمودنی ها در این پژوهش 339 نفر (168 زن و 171 مرد) بودند، نتایج نشان داد که در کل آزمودنی ها عامل شخصیتی روان رنجورخویی با رضایت زناشویی رابطه منفی دارد، ولی عوامل شخصیتی برون گرایی ، بازبودن، توافق و وجدانی بودن با رضایت زناشویی رابطه مثبت دارند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *