منبع مقاله با موضوع منابع انسانی

دانلود پایان نامه
پاسخ دادن
پاسخ دادن دومین سطح اهداف آموزشی در حیطه عاطفی است. در این سطح؛ یادگیرنده از سطح دریافت پا را فراتر گذاشته؛ و واکنش جدیدی از خودنشان میدهد، ابتدا تمایل به پاسخ وسپس اشتیاق به پاسخ دارد و سرانجام با رضایت و خشنودی نسبت به مساله مورد نظرش پاسخ میدهد. معنای تمایل به پاسخ این است که دانشآموز آنچه را که دریافت کرده است دنبال میکند، یا قانونی را میپذیرد. اشتیاق نسبت به پذیرش پاسخ سبب میشود که عملا کاری را انجام دهد، مثلا داوطلب میشود در بحث شرکت کند، یا یک ابزار موسیقی را بنوازد؛ و در نهایت از پاسخ دادن کاملا راضی و خشنود میشود و رضایت از پاسخ بالاترین مرحله این سطح است .
2-3-2-2- پاسخ دادن شامل سه خرده طبقه به شرح زیراست :
الف- رضایت به پاسخدهی : در این سطح از طبقه بندی، یادگیرنده پاسخ میدهد، اما ضرورت این کار را به طور کامل نپذیرفته است. نام دیگراین خرده طبقه اجابت یا اطاعت است. ویژگی شاخص این خرده طبقه پذیرش رویدادها و مسئولیتها و پیروی از مقررات آموزشگاه است .
ب- میل به پاسخ دهی :یادگیرنده در این سطح از طبقه بندی از پاسخ دادن احساس رضایت میکند. علاوه بر احساس رضایت، ویژگی دیگر این خرده طبقه داوطلبانه پاسخ دادن است. از روی میل شرکت کردن در بحث کلاسی و به طور داوطلبانه انجام دادن تکالیف درسی.
ج- خرسندی در پاسخدهی : عنصر اضافی این مرحله نسبت به خرده طبقه بالا، یعنی رضایت به پاسخ دهی یا پاسخ دادن داوطلبانه، این است که رفتار یادگیرنده در این سطح از طبقهبندی آمیخته با هیجان لذت؛ خوشی، ذوق یا مسرت است. کسب لذت از مطالعه به عنوان یک سرگرمی (سیف،1386)
ارزشگذاری
سومین سطح هدفهای آموزشی در حیطه عاطفی؛ ارزشگذاری است در این مرحله شی یا واقعه، پدیده یا الگو با ارزش جلوه میکند، یعنی دانشآموز تحت تاثیر الگوی ارائه شده قرار میگیرد؛ و پس از ارزشگذاری با معیارهای خود؛ یا الگوی مورد نظررا رد میکند و یا میپذیرد؛ و این پذیرش دوام و ثبات پیدامیکند. ارزشهای باثبات دانشآموز را نسبت به آن الگو یا ارزش متعهد میسازد و این تعهد کم کم درونی میشود و رفتار او را هدایت میکند .در حقیقت در سطح نهایی این مرحله دانشآموز فکر میکند که نسبت به ارزش متعهد است؛ و باید دیگران را نیز راهنمایی کند تا ارزشهای او را بپذیرند مانند او فکر کنند. به طور کلی هدفهایی که با عنوان “نگرش” و “ارج نهادن” گروه بندی میشوند در این سطح قرار دارند؛ مثلا دانش آموزی میپذیرد که درس جبر ارزشمند است. در چنین موقعیتی فرد صرفا ارزش جبر را پذیرفته و برای یادگیری آن مشتاق است، اما درگامی بالاتر، او برتری و رجحان درس جبر را نسبت به دروس دیگر می پذیرد و در نهایت نسبت به آموختن جبر از خود نشان می دهد.
2-3-2-3- این طبقه هم دارای سه خرده طبقه زیراست:
– الف :پذیرش یک ارزش :دراین سطح ازطبقه ارزش گذاردن؛ یادگیرنده به یک پدیده، رفتار، شی و غیره ارزش میدهد.یکی از ویژگیهای شاخص رفتار در این خرده طبقه ثبات رفتار نسبت به پدیدهای است که باور یا نگرش به آن مربوط میشود. پذیرش این عقیده که عادتهای خوب مربوط به تندرستی مهم اند.
ب-ترجیح دادن یک ارزش: یادگیرنده در این سطح از ارزش گذاری نه تنها با میل یک ارزش را می پذیرد بلکه تا حدی به آن وابسته میشود که آن را میطلبد، دنبال میکند، یا جستجو مینماید دفاع کردن از عقیده خود زمانی که کس دیگری آن را زیر سوال می برد.
ج- تعهد یا سرسپردگی: در اینخرده طبقه باور به درجه بالایی از اطمینان میرسد. وفاداری به یک مقام یا موقعیت، گروه، یا علت در همین خرده طبقه جای میگیرد. فردی که به درجه تعهد یا سرسپردگی رسیده باشد میکوشد تا دیگران را نسبت به باور خود متقاعد سازد و باور خود را به آنان بقبولاند .لذا فرد در یک حالت تنش قرار دارد و نیاز دارد که در جهت رفع تنش خود به اقدامی دست بزند. ایمان داشتن به نیروی استدلال و روشهای پژوهش آزمایشی و مباحثه.(سیف،1386)
سازماندهی ارزشها
سازماندهی سطحی بالاتر از ارزشگذاری است؛ و آن عبارت است از ادغام ارزشهای مختلف، رفع تعارضات بین آنها، و بنا نهادن یک نظام ارزشی پایدار و منسجم. در این سطح از حیطه عاطفی؛ شخص پس از اینکه ارزشها را در درون خود پذیرفت، ناگریز خواهد بود که این ارزشها و ارزشهای دیگر را به نحوی با یکدیگر تطبیق دهد و یا آنها را سازماندهی کند. در این مرحله ارزشهایی که بیشتر مورد قبول است بر دیگر ارزشها برتری پیدا میکند، مثلا فرض کنید تحصیل؛ ثروت؛ و کمک به دیگران هر سه برای دانشآموزی ارزش باشد؛ او در درون یک نظام ارزشی و با معیارهای موجود خود؛ رابطه آنها را بررسی میکند و شخیص میدهد که کدام یک از این ارزشها نافذتر و مسلطتراست. ممکن است او”کمک به دیگران”را به عنوان ارزش برتر و نافذتر بپذیرد و یا برعکس “ثروت”را با معیارهایی که دارد به عنوان ارزش برتر انتخاب کند، و ارزشهای دیگر را در مرحله بعد قرار دهد. در چنین حالتی اگر معلمی انتظار دارد که این دانش آموز گرایش و تعهدی نسبت به تحصیل از خود نشان دهد؛ باید موقعیتی فراهم سازد که او تحصیل را به عنوان ارزش برتر در فرایند سازماندهی ارزشها انتخاب نماید. البته معلمان و مجریان برنامههای درسی باید توجه داشته باشند که ارزش تحمیلی نیست؛ تحمیل ارزش در فرایند ارزشگذاری و سازماندهی ارزشها نه تنها موجب انتخاب و درونی شدن ارزش نمی شود، بلکه سبب دفع ارزش نیز می شود.(همان منبع)
2-3-2-4- این طبقه از دو خرده طبقه زیر تشکیل یافته است:
الف_ درک مفهوم یک ارزش :در طبقه قبلی، یعنی ارزشگذاری؛ چنان که دیدیم، ثبات و یک دستی ویژگیهای یک ارزش یا باور به حساب میآمدند. در این سطح از طبقه بندی ویژگی انتزاعی یا مفهومی نیزبه آن افزوده میشود. این امر به یادگیرنده کمک میکند تا رابطه بین ارزش را با ارزشهایی که قبلا آموخته، یا بعدا خواهد آموخت را بفهمد. داوری کردن درباره مسئولیت یک جامعه برای حفظ منابع انسانی و مادی.
ب- سازمان دادن به یک نظام ارزشی :در این سطح یادگیرنده مجموعه ای از ارزشها را به هم ربط میدهد وآنها را به صورت یک سازمان در می آورد .برنامهریزی برای تنظیم زمان استراحت متناسب با فعالیتهای خود.
5- شخصیت پذیرفتن به وسیله مجموعه ای از ارزشها :
تبدیل نظام ارزشی به صورت یک سبک زندگی یا یک دیدگاه فلسفی. این کار از درهم آمیزی صرف ارزشها و تعیین روابط بین آنها فراتر می رود و نوعی فلسفه پایدار زندگی را شامل میشود. این طبقه نیز از دو خرده طبقه به شرح زیراست:
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نقش عوامل محیطی در بزهکاری