فایل برق:پایان نامه ارشد رایگان درمورد احکام شرعی، عقل گرایی، خاندان نوبخت، پدیدآورنده-رشته برق

دانلود پایان نامه
از ابتدا حجّیّت ذاتی نداشت، بلکه آن را از جهت کاشفیّت از قول معصوم ( حجت می دانند.۷۶۹ به هر روی، در مکتب بغداد و به ویژه در مکتب فقهی سیّد مرتضی علم الهدی، این دلیل از جایگاه ویژه ای برخوردار است و وی را بزرگترین نظریه پرداز اجماع در طایف? امامیه،۷۷۰ دانسته اند. سیّد مرتضی همچون استاد خویش شیخ مفید برای جبران خلأ محسوس اخبار آحاد، در موارد متعددی به اجماع منقولی که کاشف از رأی معصوم باشد تمسک جسته۷۷۱ زیرا اجماع خواه اجماع همه امّت باشد یا اجماع مؤمنان امّت و یا عالمان امّت، ناچار قول امام ( باید در میان آنها باشد، زیرا او، خود یکی از افراد امت و برترین و داناترین امت است، پس نام امت شامل او نیز می شود.۷۷۲ بنابراین، از دیدگاه وی حجّیّت اجماع نه از این جهت که اجماع است ثابت می شود بلکه از این جهت که کاشف از رأی معصوم است حجّت بوده و علّت آن نیز دخول قول معصوم در اقوال اجماع کنندگان می باشد۷۷۳ و کاشف از ثبوت این علّت را، قاعد? لطف می داند.۷۷۴ شیخ طوسی نیز در تعریف اجماع می نویسد:
“ممکن نیست که امت بر امر خطایی اجتماع کنند. هرگاه امت بر امری اجماع کرد، پس آن اجماع صحیح و حجت است”.۷۷۵
با نگاهی به تعریف سیّد مرتضی و شیخ طوسی از اجماع چنین به نظر می رسد که هر آنچه امّت یا شیعیان و یا عالمان در مواردی اجماع و اتفاق کنند همان موافق رأی معصوم است، و نیز هیچ تفاوتی میان اجماع امت یا اجماع عالمان وجود ندارد؛ هر کدام که تحقّق یابند موافق قول و رأی معصوم خواهد بود. به بیان دیگر، این تعاریف موهم این معناست که شیخ طوسی و سیّد مرتضی تفاوتی میان عالم و عامی، مجتهد و مقلد و… نمی گذارند.۷۷۶
اما با دقّت در عبارات سیّد مرتضی اگرچه در ابتدا به نظر می آید که “منطق اجماع در نظریه وی، به گونه ای است که شالود? تمایز عقول را در هم می شکند و از این لحاظ چشم اندازی دموکراتیک و غیر نخبه گرایانه دارد. لیکن توضیحات تکمیلی سیّد مرتضی نه تنها تصور فوق را تقویت نمی کند، بلکه به طور بنیادی بر اندیش? نخبه گرایانه… در تمایز عقلها و تفکیک عمودی مؤمنان به عالم و عادی تاکید می کند”.۷۷۷
چراکه سیّد مرتضی می نویسد:
“اجماع مورد قبول در مذهب شیعه همان اجماع خواصّ است نه عامّ? مسلمانان، و اجماع علما و دانشمندان است نه جاهلان”.۷۷۸
وی در جای دیگری تصریح می نماید:
“اجماع مورد اشار? ما که به حضور حضرت حجت (عج) در آن قطع و یقین داریم، شامل هر نوع اجماع عامّه و خاصّه و عالمان و جاهلان نیست، بلکه اشار? ما به طور مشخص ناظر به اجماع آن دسته از عالمانی است که در احکام شرعی اقوال و آرای مضبوط، معروف و مشهور دارند و امّا عالمی که قول و نظری در مسائل مذکور ندارد و شاید هرگز هم به نظرش خطور نکرده، اجماع او چه اعتباری خواهد داشت”.۷۷۹
بنابر این توضیحات، اجماع هرگز به معنای تسرّی دادن آن به تمامی مردم نیست، بلکه شیخ طوسی و سیّد مرتضی نیز همچون دیگر اصولیان معتقد به اجماع عالمان دین می باشد. اما به هر روی، باید توجه داشت که مرجع در حجّت بودن اجماع، قول امام است، بدون آن که اجماع مستقلاً تأثیری داشته باشد.۷۸۰
شیخ طوسی ضمن اذعان به این نکته اصالت در اجماع با قول امام ( است، اما بین اتفاق امت و قول امام (، بر اساس قاعد? لطف ارتباط برقرار کرد.۷۸۱ او در این باره معتقد بود که هرگاه فرض کنیم که حق در یکی از اقوال باشد و چیزی که موجب شناخت و تشخیص آن قول از غیرش باشد، موجود نباشد، برای امام معصوم( استتار جایز نیست وبر او لازم است که آن را اظهار و حق در مسأله را تبیین کند یا به برخی افراد مطمئن اقوال را یاد دهد، تا این که به امت برسد و علم معجزی که دلیل صدقش باشد، همراه سخن او کند؛ زیرا در صورتی که چنین نکند تکلیف نیکو نخواهد بود.۷۸۲
افزون بر اجماع لطفی، شیخ طوسی یکی از راههای قطع به قول معصوم را در اجماع، مطابقت آن با کتاب یا سنت قطعی می داند. این شیو? نوینی بود که تا زمان وی کمتر مورد توجه قرار گرفته بود:
“اگر گفته شود: چنانچه طایف? امامیه در مسأله ای اختلاف کنند چگونه علم پیدا می کنید که قول امام در برخی از اقوال داخل است ؟
می گوییم: هرگاه امامیه در مسأله ای اختلاف کنند ما در آن مسأله نظر می کنیم و چنانچه بر آن مسأله دلیلی که موجب علم از کتاب و سنت قطعی است دلالت کند، ما قطع پیدا می کنیم که قول معصوم، موافق و مطابق با آن قول است”.۷۸۳
شاید بتوان این رأی وی را، همان اجماع مدرکی دانست. توضیح آن که اگر مستند اجماع، روایت خاصی باشد و یا احتمال استناد آن به روایت وجود داشته باشد، خود آن روایت، مورد استناد واقع شده و از این رو، اجماع مدرکی در فقه مورد عنایت قرار نگرفته است.
شیخ آقابزرگ طهرانی در توضیح اجماع از دیدگاه شیخ الطائفه می فرماید:
“اجماع از دیدگاه شیخ الطائفه به معنی حقیقی مصطلح در نزد متأخران نبوده، بلکه غالباً وی در قبال آراء اهل تسنّن بدان تمسک می جسته است تا بدین وسیله با بیان ادلّه ای از خود آنان به ردّ عقایدشان بپردازد، حتی اگر مسائلی اصولی همچون امامت و خلافت، مورد بحث بوده باشد. به همین جهت وی در بسیاری از مسائل مربوط به فروع دین با اجماع استدلال کرده و سپس در کتاب دیگرش بر خلاف آن اجماع فتوا داده است”. ۷۸۴

از این کلام شیخ آقابزرگ تفاوت مبنای شیخ طوسی و استادش سیّد مرتضی۰ را می توان دریافت که سیّد مرتضی با نفی حجّیّت خبر واحد دایر? اجماع را توسعه بخشیده و بسیاری از احکام شرعی را در قالب اجماعات شیعی بیان میدارد، اما شیخ الطائفه با پذیرش خبر واحد، اگرچه مسیر دریافت احکام در قالب اجماعاتی نظیر دخولی و لطفی را هموارتر نموده، در عمل در پاره ای از احکام شرعی با حکمی که ادعای اجماع در آن کرده مخالفت ورزیده است. از این رو، می توان گفت شیخ طوسی چندان هم مدعی اجماع نبوده است. شهید ثانی مجموعه ای از این اجماعات را که شیخ با اجماع خود مخالفت ورزیده در رسال? ما خالف شیخ الطائفه اجماعات نفسه گرد آورده که به ضمیم? الالفیه در سال ۱۳۰۸ ق. به چاپ رسیده است.۷۸۵
وی در آغاز این رساله می نگارد:
“شیخ الطائفه با آن که در پاره ای از مسائل دعوی اجماع داشته، لیکن خود با حکم اجماع در آنها مخالفت ورزیده است و ما آن اجماعات را جداگانه در این رساله آورده ایم تا روشن شود که شیخ چندان هم مدّعی اجماع نبوده است…”.۷۸۶
ناگفته نماند که مقارن ظهور مکتب بغداد، تکیه بر اخبار “مجمعٌ علیه” از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. در فقه شیخ مفید و سیّد مرتضی به دلیل انکار حجّیّت خبر واحد، حصول اجماع بر پذیرش یک خبر بدان حجّیّت و اعتبار می بخشید. بر این اساس، شیخ مفید اخذ به اخبار مجمعٌ علیه را لازم دانسته۷۸۷ و احادیث شاذّ را غیر قابل پذیرش خوانده است.۷۸۸ سیّد مرتضی نیز ضمن تکیه بر این روش، کاربرد اجماع را در حجّیّت بخشیدن به یک خبر، از کاربرد اجماع به عنوان یک دلیل فقهی تفکیک نموده است، ولی در فقه شیخ طوسی که به حجّیّت خبر واحد باور داشت، اجماع بر خبر، تنها در باب تراجیح کاربرد می یافت.۷۸۹ در فصل بعد این موضوع را در باب تراجیح پی خواهیم گرفت.
۴ – ۳. عقل گرایی
در مذهب امامیه، به دلیل توجه ائمه اطهار: به مسائل عقلی و استناد جویی به عقل، این مبحث از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و در تاریخ اندیش? دینی از برجسته ترین موضوعات به شمار می رود. در میان اندیشمندان شیعه، دانشوران مکتب بغداد، برای نخستین بار به بررسی دلیل عقل و کاربرد آن در فقه پرداخته اند.۷۹۰ چنانکه در فصل پیش گفته شد، افرادی از خاندان نوبختی، ابن ابی عقیل عمانی و ابن جنید اسکافی از هواداران مشی تفکر عقلانی در شیعه بودند. در پی ایشان، با ظهور شیخ مفید و سیّد مرتضی در مکتب بغداد، گرایش به تفکرات عقلانی و گرایشهای کلامی در آن مکتب فزونی گرفت که این امر زمینه ساز تحوّل فقه شیعی و راهیابی استدلال و اجتهاد از نصوص گردید. ضمن آن که، مکتب حدیث گرایان در نتیج? فعالیتهای این مکتب رو به ضعف نهاد و تقریباً از میان رفت. از این رو، این مکتب را، “مکتب متکلّمان امامی” و یا “مکتب عقل گرای بغداد” می توان نامید. ۷۹۱
گفتنی است شیخ طوسی در مباحث اصولی خود به عقل به عنوان دلیل مستقل نپرداخته است. وی با تقسیم معلومات به دو قسم ضروری و اکتسابی، و نیز تقسیم اکتسابی به شرعی و عقلی، جایگاه هر کدام از روش عقلی و نقلی در مباحث فقهی را روشن ساخته است. از این رو، شیخ طوسی با تبیین جایگاه مباحث عقلی و نقلی و تفکیک قلمروی هر یک، موضعی میان? حدیث گرایان و عقل گرایان اتخاذ کرد.
او داده های عقلی را بر دو بخش تقسیم می کند:
الف) قسمی که جز با عقل درک نمی شود:
منظور از این قسم هر شناختی است که اگر برای مکلف حاصل نشود، شناخت نقلی برای او غیر ممکن خواهد بود… مانند این که برای حوادث عالم پدیدآورنده ای قادر، عالم و… است و این که او جز کار نیکو انجام نمی دهد…
ب) قسمی که می توان با عقل و نقل آن را درک کرد، مانند این که رؤیت خدا ممکن نیست…۷۹۲
شیخ موارد کاربرد روش نقلی را در احکام چنین بیان کرده است:
الف) مواردی که احکام به آنها تعلق می گیرد مثل اباحه و واجب شرعی؛
ب) آنچه از دلایل احکام محسوب می شود، مانند افعالی که از پیامبر۶صادر شده است؛
ج) مواردی که متعلق به آنهاست، مانند شروط، فروع و اوصاف آن. ۷۹۳
به طور کلی، در میان اندیشمندان مکتب بغداد، شیخ مفید با تعدیل شیو? ابن ابی عقیل عمانی و ابن جنید اسکافی، بیشترین عنایت را به مبحث عقل مبذول داشته است.
در ابتدای این بحث، یادآوری این نکته لازم است که آنچه در این مجال به آن می پردازیم، عقل گرایی در آثار دانشوران مکتب بغداد، به ویژه در برخورد با احادیث فقهی و اعتقادی و به عبارت دیگر منحصر به ادراکات عقل عملی است.۷۹۴ از این رو، به موضوعاتی نظیر مقام عقل در مباحث نظری و اعتقادی و ماهیّت و قلمروی ادراکات عقل نظری که شامل مواضع مختلفی از آثار کلامی آنها می باشد، نپرداخته ایم.۷۹۵
۴- ۳ – ۱. ماهیت عقل:
شیخ مفید در بحث از اولین فریضه خدا بر مکلّفان، معرفت را متوقف بر نظر دانسته و نظر را به کاربردن عقل در وصول به غایب به اعتبار دلالت حاضر معرفی می کند و سپس عقل را در این عبارت تعریف می کند:
“العقل معنی یتمیز به من معرفه المستنبطات و یسمی عقلاً لانه یعقل المقبحات” ۷۹۶
وی عقل را به عنوان “معنی” تعریف کرده که وظیف? آن “تمیز” دانسته شده و با “معرفت” تبیین شده است. بر اساس این تعریف می توان عقل را ممیّز میان خیر و شر دانست که مناط تکلیف و ثواب و عقاب است.
از اخباری که در باب عقل وارد گشته است نیز چنین معنایی به دست

پاسخی بگذارید