رشته برق: پایان نامه ارشد رایگان درمورد امام حسین، مذاهب اسلامی، انواع اشتباه، آرایه های ادبی- فروش متن کامل

بازماندگان آنان از آن ارث نمی برند.
آن گاه شیخ مفید می افزاید: اگر بگویند چرا “صدقه” را مرفوع نمی خوانید و منصوب می خوانید تا این معنی را داشته باشد می گوییم: برای این که اگر مرفوع بخوانیم حدیث مخالفت با عموم قرآن خواهد داشت. و احتمالی که موافق قرآن است از احتمالی که مخالف ظاهر قرآن است اولی می باشد. ۸۷۲
۵ – ۱ – ۳ – ۲. توجه به معانی مختلف حروف
از جمله مواردی که در استنباط حکم اهمّیّت بسیار دارد توجه به معانی مختلف حروف است. به عنوان نمونه در روایت ذیل حرف “واو” به معنای “أو” می باشد که دلالت بر تخییر دارد:
“عن سماعه قال: سألته عن رجل اتى أهله فی شهر رمضان متعمدا فقال: علیه عتق رقبه و اطعام ستین مسکینا وصیام شهرین متتابعین وقضاء ذلک الیوم، واتى له بمثل ذلک الیوم”.۸۷۳
در حالی که اگر به معنای حرف واو توجه نشود، کفار? جمع بر چنین شخصی واجب می گردد.
۵ – ۱ – ۳ – ۳. توجه به مدلولات لغوی و اصطلاحی
بی شک معانی اصلی واژگان در گذر زمان دستخوش تغییر و تحویل گشته است. چندان که غفلت از این تطورات زبانی می تواند زمینه ساز برداشتهای اشتباه از آیات و روایات باشد. الفاظ متداول در زبان شرع که امروزه در معانی عرفی شرعی آن استعمال شده و به صورت حقیقت شرعیه درآمده اند، گاهی در معانی لغوی و حقیقی خود، استعمال گشته اند. اما باید مدّ نظر داشت تا تحقّق حقیقت شرعیّه در امری ثابت نشده امکان حمل واژه بر معنای اصطلاحی وجود ندارد و باید واژگان را بر معانی لغوی آنها حمل نماییم جز آن که قرینه های کلامی و مقامی حکم به اراد? معنای اصطلاحی نماید. به عنوان نمونه واژ? “وضو” که معمولاً در معنای شرعی آن، که طهارت مصطلح و رایج است استعمال گردیده در لغت به معنای مطلق نظافت آمده است.۸۷۴
محدثان در معنای روایاتی نظیر “توضؤوا مما غیرت النار”، “الوضوء قبل الطعام ینفی الفقر و بعده ینفی اللمم”، “و قد رعف بعد ما توضأ دما سائلا فتوضأ”، این اصل را مدّ نظر داشته و وضو را به معنای شستن موضع گرفته اند، زیرا “وضوء” از “وضاءه” به معنای حسن و زیبایی است، هرکس دستش را بشوید و آن را تمیز کند می گویند: “وضأها” یا گویند: فلان کس “وضیء الوجه” است یعنی خوش رو است یا “قوم وضاء” به معنی زیبارویان است.
بنابراین اگرچه واژ? وضو و فعل “توضأت” در حالت اطلاق لفظ در عرف و شریعت، بر افعال مخصوص وضو حمل می شود، در حالت اضافه، وابست? به مضاف الیه خود است و نقل به حقیقت شرعی، فقط در لفظ وضو بدون اضافه به چیز دیگری صورت گرفته است. بنابراین از عباراتی نظیر “توضأت من الحدث او للصلاه” همین معنای شرعی فهمیده می شود؛ ولی اگر گفته شود “توضأت من الطعام” یا “توضأت للطعام”، جز شستن عضو و تمیز کردن از آن فهمیده نمی شود.۸۷۵
۵ – ۱ – ۳ – ۴ . استفاده از دلالت معانى لغوى و ادبى
در برخى موارد، براى رد یا قبول روایات از معانى لغوى و ادبى کلمات و واژه ‏ها بهره برده شده است.
به عنوان نمونه شیخ مفید درباره معناى عترت در روایت رسول خدا ۶ که قرآن و عترت را دو چیز گرانبها دانسته‏اند نیز از این ملاک استفاده کرده مى‏گوید:
“ما در مورد این روایت به معناى آشکار آن رجوع مى‏کنیم که عترت مرد، بزرگان خانواده‏اش و نیز افراد برتر و خواص شخص از نظر فضل و خرد هستند و براى ما، با دلایل دیگرى غیر از این روایت، برترى امیرمؤمنان على ( بر سایر اهل بیت رسول خدا۶ و همچنین برترى امام حسن و امام حسین۸و برترى امامان دیگر از نسل امام حسین ( بر سایر مردم ثابت شده است، پس باید ایشان همان کسانى باشند که در میان ما باقى مانده‏اند و آنان همان عترت رسول خدا ۶ هستند”.۸۷۶
۵ – ۱ – ۳ – ۵. بازکاوی معانی اصلی واژه ها
بازکاوی معانی اصلی واژگان و کاوشهای معنایی پیرامون عبارات، باب کژفهمی و سوء برداشت از روایات را مسدود می نماید.
به عنوان نمونه موافق فقه اهل سنت، مشرک و مسلمان به دلیل سخن رسول خدا ۶ که فرمود: “أهل الملتین لا یتوارثون” از یکدیگر ارث نمى‏برند. سید مرتضى ضمن واحد و غیر قابل استناد خواندن این روایت، تفسیر صحیحى از آن ارائه داده و گفته است: “توارث” از باب “تفاعل” و طبق قواعد ادبى باید میان دو نفر باشد. از این رو، صحیح خواهد بود که مسلمان از مشرک ارث ببرد.۸۷۷
نمون? دیگر از این موارد تأویل روایت امیر مؤمنان ( است که فرمود: “من احبنا اهل البیت: فلیستعد للفقر جلبابا او تجفافا” (هرکس که ما اهل بیت را دوست دارد، باید آماده شود تا فقر او را مانند چادر یا زره در برگیرد).
سیّد مرتضی در توضیح این عبارت به واکاوی لغوی واژ? “فقر” پرداخته است. یکی از معانی لفظ “فقر” آن است که بینی شتر را ببرند تا به استخوان یا نزدیک آن برسد. سپس بر آن ریسمانی پیچند تا شتر سرکش بدین وسیله رام شود. پس سخن امام ( بر این حمل می شود که هرکس ما را دوست بدارد باید بر نفس خود افسار زند و آن را مهار نماید و آن را از شهواتی که طبیعت نفس به آن تمایل دارد بگرداند، همان طور که شتر سرکش را بدین صورت مهار می کنند.۸۷۸
شیخ مفید از این شیوه در بررسی واژ? “مولی” بهره برده و حتی رسال? اقسام المولی فی اللسان را به این امر اختصاص داده است. وی در این رساله ده معنی برای لفظ مولی بیان می کند:
“الاولی، مالک الرق، المعتق، ابن العم، الناصر، ضامن الجریره و یحوز المیراث، الحلیف، الجار، الامام، السید المطاع”.
سپس استدلال می کند که اساس هم? معانی دهگانه، همان معنی اول (الاولی) است. آن گاه شواهدی از سروده های شعرای فصیح عرب که لفظ “مولی” را به معنی “اولی” استعمال کرده اند، عرضه می نماید و نتیجه می گیرد که مراد از لفظ “مولی” در حدیث غدیر همان “الاولی” است. ۸۷۹
۵ – ۱ – ۳ – ۶. حمل کلام بر مجاز و کنایه
به کارگیری آرایه های ادبی در سخن اگرچه موجب زیبایی آن و ساز وکاری برای پویایی زبان است اما فهم عبارات را مشکل می سازد. از این رو آگاهی از تعبیرات مجازی و کنایی، معنای حدیث را به سطح درک و فهم مخاطبان نزدیک می سازد. البته باید توجه داشت که حمل سخن بر معانی مجازی باید به دور از افراط و تفریط صورت گیرد تا به ظاهری گری و یا باطنی گری منجر نشود.
در آثار دانشوران مکتب بغداد کتاب المجازات النبویه نگاشت? سید رضی نمون? بارزی از مجازهای به کاررفته در احادیث نبوی و بیان معنای حقیقی آنهاست. شریف رضی در این کتاب ۳۶۱ حدیث از پیامبر اکرم ۶ که مشتمل بر معانی مجازی یا استعاره ای و یا نکته ای بلاغی است گرد آورده و شرح مختصری از آن ارائه کرده است. به عنوان نمونه در روایت انس از پیامبر اکرم ۶ نقل شده است:
“ان قلوب بنی آدم کلها بین اصبعین من اصابع الرحمان، یصرفها کیف یشاء” (دلهای هم? آدمیان، میان دو انگشت از انگشتهای خدای رحمان است و آنها را به هر سو که خواهد، می چرخاند).
اهل ظاهر این حدیث را دلیل بر تجسیم خداوند گرفته اند. در حالی که سیّد مرتضی در توجیه این روایت می فرماید: این روایت کنایه از آسانی دگرگونی دل و تحت قدرت خدا بودن است.
سیّد مرتضی در ادامه، این سخن عرب را شاهد تفسیر خود می گیرد: “هذا الشیء فی خنصری و اصبعی و فی یدی و قبضتی” (در فارسی هم وقتی می خواهیم بگوییم فلان کس در فلان کار مهارت و آگاهی دارد می گوییم ” فلان کار در مشت اوست”).
نیز آیه (وَالأرضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَومَ القِیامَهِ وَ السَّمواتُ مَطْوِیاتٌ بِیَمِینِهِ)۸۸۰ شاهد دیگری بر این تفسیر است. ۸۸۱
۵ – ۱ – ۳ – ۷. حمل کلام بر تشبیه و استعاره
سید رضی در معنای سخن پیامبر اکرم ۶ “تؤخرون الصلاه الی شرق الموتی” می گوید: منظور از این سخن این است که آنان نماز را تا هنگامی به تأخیر می اندازند که از روز به انداز? آخرین نفسهای شخص در حال مرگ و به انداز? فرو بردن آب دهانش نمانده است، رسول خدا ۶ آن باقی مانده از روز را به ته ماند? جان که به سرآمدنش نزدیک شده و هنگام به پایان رسیدنش رسیده، تشبیه کرده است. ۸۸۲
۵ – ۱ – ۳ – ۸. حمل کلام بر مبالغه
سیّد مرتضی در تأویل این روایت پیامبر اکرم ۶ که فرمودند: “من تعلم القرآن ثم نسیه لقی الله تعالی و هو اجذم؛ کسی که قرآن را فرا گیرد و سپس آن را فراموش کند، خداوند را در حالی ملاقات می کند که دستش بریده باشد” چنین ابراز می دارد: مقصود از عبارت “یحشر اجذم” تنها مبالغه در توصیف چنین شخصی به نقصان از درجه کمال و از دست دادن زینت و جمالی است که به خاطر قرآن داشته است زیرا دست اندامی است که بهره وری از بسیاری نعمتها با آن امکانپذیر است و کسی که از این نعمت محروم است به بسیاری از منافع و نعمتها دست نمی یابد. و این همان حال کسی است که قرآن را پس از حفظ آن فراموش کند، زیرا او لباس جمالی بر تن داشت و ثوابی که استحقاق آن را داشت از دست می دهد. ۸۸۳
۵ – ۲. مبانی و روشهای نقد حدیث
با نگارش متون حدیثی و شکل بندی آن در قالب جوامع حدیثی شیعه و اهل سنت، شاخه های مختلف علوم حدیث توسعه پیدا کرد و مورد حمایت محدثان قرار گرفت. یکی از مهمترین این شاخه ها، نقد حدیث است که هدف آن معلوم نمودن صحت و اصالت واقعی احادیث منسوب به پیامبر اکرم ۶، اصحاب ایشان و ائمه معصومین: و همچنین آشکارسازی تحریفات یا دروغ پردازیهای راه یافته به روایات می باشد.۸۸۴

متن کامل در سایت    40y.ir

نقد حدیث در مکتب بغداد از جایگاه ویژه ای برخوردار است و دانشمندان آن را می توان طلایه داران نقد حدیث به شمار آورد. کتابهای تصحیح الاعتقاد شیخ مفید، مسائل الناصریات و الانتصار سیّد مرتضی از جمله آثاری است که نقد حدیث در آن نمود و تجلّی یافته است.
سید مرتضی علم الهدی در ضرورت نقد احادیث می گوید:
“احادیثی که در کتب شیعه و سایر مذاهب اسلامی نقل شده، متضمّن انواع اشتباهات و اموری است که بطلان آنها یقینی است مانند: امور محال و مسائلی همچون جبر و دیدن ذات باری تعالی و قول به وجود صفات قدیم برای خداوند که دلیل قطعی بر فساد و بطلان آنها دلالت دارد، و مطالبی مانند اینها، که ما را به نقد و بررسی احادیث وادار می سازد”.۸۸۵
بر این اساس، ایشان برای گریز از اشتباهات و اباطیل به نقد حدیث و عرض? آن بر عقول رو آورده اند. بطوری که اگر این اخبار از دید عقل پذیرفته باشد، حکم به جواز پذیرش روایت و صدق راوی آن داده اند، اما از این نکته نیز غفلت نمی ورزند که هر خبری که حق بوده و از طریق آحاد وارد شده باشد داوری دربار? راوی آن به صدق منجر نمی گردد.
از سوی دیگر اخباری که مخالف با حق بوده، اگر راهی به تأویل آنها نباشد، از جمله اخبار کاذب به شمار می آیند.۸۸۶ بر این اساس، محدثان این مکتب بسیاری از روایاتی که موهم غلو و تشبیه و جبر بوده، مردود اعلام کرده و در خبرهای واحد غیر موثق و حتی موثق خدشه وارد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *