پایان نامه جدید : پایان نامه ارشد رایگان درمورد دلالی، فقه الحدیث، عدم پذیرش، فقه امامیه-رشته برق

دانلود پایان نامه
کند. او در مجموع، عقل را نیازمند وحی می داند، البته این به آن معنی نیست که هر حکم عقلی بدون تأیید وحی معتبر نباشد، اما مسائلی در اعتقادات و تمام مسائل عملی و فقهی محتاج وحی است”.۸۳۱
اما از جانب احتیاج نقل به عقل اگرچه برخی بر این باورند که شیخ مفید درباره نیازمندی نقل به عقل سخن نگفته است،۸۳۲ اما با توجه به مواردی نظیر عدم پذیرش روایات مخالف عقل و تخصیص عمومات قرآن و روایات به دلیل عقل و نیز بحث از حجّیّت ظواهر می توان گفت که شیخ مفید عملاً بر نیاز نقل به عقل تأکید داشته است، اگرچه در مواردی مانند اعتبار مستقلاّت عقلیّه نزد شیخ مفید در احکام فقهی و حتی مباحث نظری و اعتقادی می توان تردید روا داشت، اما پذیرش حسن و قبح عقلی که زیربنای پذیرش قاعد? ملازمه است، به طور اجمالی مورد پذیرش مفید قرار گرفته است و این قاعده نیز معمولاً به احکام عقل عملی بازگشته و عدم پذیرش مستقلاّت عقلیّه از جانب شیخ مفید به بحث حاضر خللی وارد نمی کند.
۴ – ۳ – ۵. اختلاف شیخ مفید و سید مرتضی در باب عقل
تکیه شریف مرتضی بر آیین معتزلی بصری، در مقابل گرایشات اعتزالی بغدادی شیخ مفید، سبب بروز اختلافات جزئی میان این دو متکلّم برجسته گردید. بنابر گزارش ابن طاووس، قطب الدین راوندی در رساله ای، اختلافات کلامی شیخ مفید و سیّد مرتضی را دربار? حدود ۹۵ مسأله گردآورده بوده است.۸۳۳
اختلاف عمد? شیخ مفید و سیّد مرتضی در باب عقل در این است که استفاد? شیخ مفید از عقل و نظر جنب? دفاعی دارد، و برای نشان دادن این مطلب است که میان مذهب امامیه و عقل تعارضی نیست. از سوی دیگر هدف سیّد مرتضی آن است که به میانجیگری عقل و بدون استمداد از وحی به اثبات برخی مسائل بپردازد. ۸۳۴
به عنوان نمونه سیّد مرتضی دربار? نخستین وظیف? انسان بر این باور است که نخستین عمل از اعمال قلبی که بر عهده انسان گذاشته شده، این است که پروردگار خویش را بشناسد، و تنها راه برای شناسایی، استدلال کردن بر حدوث اجسام و نظایر آنهاست. ۸۳۵ بنابراین، نخستین تکلیف دینی در نظر شریف مرتضی عبارت از تکلیف و وظیفه ای است که عقل برای شناختن خدا دارد و از حدیث و روایت در آغاز این شناسایی کاری بر نمی آید. و تنها راه رسیدن به شناخت خدا عقل و استدلال است. و درباب رابطه عقل و دین ابراز می دارد که به هیچ وجه ممتنع نیست که خداوند متعال پیامبران را برای این ارسال داشته که آنچه مقتضای عقول شناخته می شود را مورد تاکید قرار دهند.۸۳۶
در مقابل، نظام فکری شیخ مفید به گونه دیگری بوده و معتقد است که آغاز تکلیف از وحی است که به واسطه فرستاده ای از جانب خدا به انسان واصل می گردد. این وحی بالضروره پیش از آن است که انسان بتواند نظر و عقل خود را برای به انجام رسیدن تکلیف دینی به کار بیندازد، و حتی در به کار افتادن ملک? تعقّل و استدلال، انسان نمی تواند بدون وحی راه خود را بیابد.۸۳۷
مکدرموت درباره این اختلافات میان این دو اندیشمند شیعه می گوید:
“این اختلافات دربار? بعضی جزئیات میان شیخ مفید و سیّد مرتضی نشان می دهد که هریک از آنان با یکی از دو مذهب معتزلی توافق داشته است: شیخ مفید با مکتب بغداد و سیّد مرتضی با مکتب بصره.۸۳۸ عدم توافق مهم ایشان به مسأل? مقام عقل مربوط می شود، مفید از عقل تنها برای دفاع از آموزه های حدیثی بهره برداری می کند، در صورتی که عقل در نظر سیّد مرتضی نقطه عزیمت ضروری برای تأسیس علم کلام است. اما با این حال سیّد مرتضی نیز با تاکید بر مسأل? نیازمندی به یک امام معصوم در هر عصر، و با انکار آموز? منزلتی میان دو منزلت دربار? مرتکب گناه کبیره و انکار وعید، به صورتی استوار در اردوگاه امامیه باقی مانده است”.۸۳۹
برخی از اندیشوران این رأی نویسند? متتبّع کتاب اندیشه های کلامی شیخ مفید را بر نتابیده و بر او خرده گرفته اند که:
“اگرچه ظاهر کلام شیخ مفید در این بحث نیاز به وحی در نخستین تکلیف است، اما با توجه به اشکالات فراوانی که بر این مبنا وارد است بعید است که شیخ مفید با آن عظمتش از آنها غفلت کرده باشد، و نیز با عنایت به دیگر آراء مفید، بسیار دور به نظر می رسد که این ظاهر، مراد شیخ مفید باشد. اگر مقصود واقعی این متکلّم بزرگ همین ظاهر باشد، در این صورت با دیگر مبانی او متناقض است ۸۴۰… و هیچ یک از این عبارات شیخ مفید، نفی کنند? ادراکات نظری عقل نمی باشد”.۸۴۱
البته باید توجه داشت با این فرض که احکام عقل عملی در نظر شیخ مفید بدون استعانت وحی فاقد اعتبار است، ادلّ? مذکور در بحث عقل از دیدگاه شیخ مفید، در احکام عقل عملی کامل به نظر رسیده و خللی به آن وارد نمی سازد.
۴ – ۳ – ۶. نکته ای در باب اصطلاح قیاس و اجتهاد:
اگرچه میان دو اصطلاح قیاس، اجتهاد و رأی امروزه تفاوت وجود دارد و با آنها برخوردهای متمایزی می شود، دست کم در دوره ای که عصر مورد بحث ما را نیز شامل است، این اصطلاحها به صورت مترادف به کار گرفته می شدند.۸۴۲ بر این اساس در منابع شیعه نیز ظاهراً نوعی خلط صورت پذیرفته و به رغم آن که معمولاً از دیدگاه شیعه در مواردی که علل احکام به صورت قطعی قابل کشف باشد، قیاس حجت است، اما در سده های نخستین، با مخالفت محدّثان با هرگونه استدلال عقلی، این کشفهای قطعی را هم در حکم قیاس دانسته و ناروا شمرده اند.۸۴۳ بدین ترتیب، در بررسی آثار متقدمان، گاه ملاحظه می شود که گروهی از برجسته ترین صحابه امامان معصوم: که اجتهادات دقیقی از ایشان در منابع فقهی و حدیثی یافت می شود، به پیروی از قیاس متهم گردیده اند. فضل بن شاذان نیشابوری (د.۲۶۰ ق.)، یونس بن عبدالرحمن، زراره بن اعین، جمیل بن درّاج و گروهی دیگر از صحاب? نامدار امامان به عنوان به کارگیری قیاس مورد طعن قرار گرفته اند. در حالی که تقریباً قطعی است که آنان در فقه پیرو روش استدلالی و تحلیلی بوده اند نه پیرو قیاس سنی. فتاوای آنان که بسیاری از موارد آن را مؤلف کشف القناع گرد آورده است خود بهترین دلیل بر صحت این مدعاست.۸۴۴
چنین مطلبی در کتاب الذریعه سیّد مرتضی در فصل “جواز التعبد بالقیاس‏” به چشم می خورد. در این مبحث، وجوهى براى صحت‏ شناخت احکام از رهگذر قیاس بیان شده و از مجموع آنچه در مطاوى سخن سید مرتضى در این فصل آمده و همچنین از تصریح وى به این که “هر یک از این طرق ما را به شناخت ‏حرمت نبیذ مسکر مى‏رساند” ۸۴۵ به دست مى‏آید که در این کتاب و به طور خاص در این مبحث، قیاس عنوانى براى دلالت ‏بر دلیل عقل است و مقصود از آن هم هر چیزى است که بتواند علم به احکام شرعى را در پى آورد. به دیگر سخن، در این جا عقل به عنوان “راهى براى رسیدن به حکم شرعى‏” و “ابزارى براى استکشاف اعتبار شرعى‏” مطرح است.۸۴۶
قابل توجه این که سیّد مرتضی با وجود چنین اظهار نظری، راویان پیش گفته را به قیاس متهم کرده و عمل به قیاس را معادل کفر می داند.۸۴۷
اصطلاح اجتهاد نیز در عصر متقدمان گرفتار نوعی برداشت خطاآمیز شده و در عرف فقهی آن زمان، به معنای استدلالهای غیر علمی و رأی به کار رفته است.۸۴۸
از این رو، اگرچه سیّد مرتضی نیاز به اجتهاد را، در بعضی از احکام عملی مانند تعیین قبله، تأیید می کند، در وضع قواعد شرعی اجتهاد را نمی پذیرد.۸۴۹ بنابراین، سیّد مرتضی اصل وجود کاربرد عقل و اجتهاد را در احکام شرع فی الجمله قبول داشته، اما دامن? آن را در گستره ای محدود و بعضاً امور عادی و متداول در زندگی روزمره یا حداکثر تشخیص موضوعات احکام می داند.۸۵۰ اما وی نیز همچون استاد خویش، به اجتهاد رایج در آن زمان خرده گرفته و عمل به رأی و ظنّ و اجتهاد را نزد امامیه جایز ندانسته و بطلان آن را اعلام می دارد.۸۵۱ شیخ طوسی نیز از منتقدان قیاس و اجتهاد (به مفهوم رایج در آن دوران) بوده، و عمل به اجتهاد را به دلیل ظنّی بودن آن جایز نمی دانسته است،۸۵۲ اما گویا بر اساس پیروی از روش استدلالی به پیروی از قیاس متّهم گردیده است. ۸۵۳
بر اساس آنچه گفته آمد می توان نتیجه گرفت که اجتهاد و قیاس مردود، به معنای به کار گیری رأی یعنی اجتهاد در مقابل نصّ، مورد پذیرش هیچ یک از فقهای مکتب بغداد و نیز دیگر عالمان قرون بعد، اعم از انسدادیون و یا انفتاحیون، قرار نگرفته است اما به دلیل در دسترس نبودن امام معصوم ( بعد از غیبت صغری و معضلات و مشکلات ناشی از آن، فقهای خاصّه ناگزیر، برای استنباط احکام به اصول عقلیه دست یازیدند. نخستین فقیهان امامی که احکام فقهی را بر پای? اجتهاد و اصول عقلی و رأی بنیان نهادند ابن ابی عقیل عمّانی و ابن جنید اسکافی بوده اند. ابن جنید اسکافی را می توان پیرو مسلک عمّانی در فقه دانست، با این تفاوت که ابن جنید، عمل به قیاس و استنباطات ظنّی را نیز روا می دانست و همین امر سبب شد تا فقه ابن جنید تا عصر ابن ادریس حلّی متروک بماند. به هر روی، شهرت این دو شخصیت بزرگ شیعی و قدمت زمانی آنان و سبب شد تا ایشان را ملقب به “قدیمَین” نمایند. پس از این دو تن، به کارگیری علم اصول فقه و اجتهاد در نزد فقهای شیعه، شیوه ای معمول گردید. اگرچه عمّانی و ابن جنید باب اجتهاد را بر فقه شیعه گشودند اما بنیانگذار حقیقی اجتهاد و علم اصول در فقه امامیه را می توان شیخ طوسی قلمداد کرد. وی با به کارگیری منطق فهم احکام توانست تحول عظیمی در فقه شیعه به وجود آورد و فقه منصوص را به فقه استدلالی مبدّل نماید. از این رو، گرچه اجتهاد نزد دانشمندان مکتب بغداد مرادف با رأی و قیاس بوده، اما اجتهاد در معنای کنونی آن، هرگز به مفهوم به کارگیری رأی و استدلالات ظنی نبوده و مراد از آن “گفتمان ویژه ای است که با پیوند نام وار میان چهار عنصر کتاب، سنت، عقل و اجماع چونان دستگاهی به تولید و آفرینش احکام و قواعد زندگی و طبعاً زندگی سیاسی شیعه می پردازد؛ نوعی فرآیند فکری است که با گذر از نظام معنایی ایجاد شده، احکام مشروع و الزام آوری برای زندگی سیاسی شیعه تولید می کند”.۸۵۴ پایه گذاران حقیقی این گونه از استنباط احکام که امروزه فرآیند اجتهاد نامیده می شود، دانشمندان مکتب بغداد بوده اند که آثار اجتهادی بسیاری از خویش به یادگار گذاردند. به طوری که از قرن چهارم به بعد، روش استدلال تحلیل عقلی، روش منحصر در مباحث فقهی گردید.
فصل پنجم
روش شناسی مکتب حدیثی بغداد

۵ – ۱.روشهای شرح و فهم حدیث
هست? اصلی دانش فقه الحدیث در سده های سوم و چهارم هجری، یعنی مقارن با ظهور مکتب قم و بغداد شکل گرفت. محدثان برخاسته از این مکاتب، برای نخستین بار به سر و سامان بخشیدن به احادیث شیعه پرداختند و سپس این شیوه را شاگردان ایشان ادامه دادند. در پیش گرفتن روش فقه الحدیثی مبتنی

پاسخی بگذارید