پایان نامه ارشد رایگان درمورد عدالت جنسیتی، حقوق بشر، آموزش و پرورش، دوران کودکی

و دربرخیکتابخانه‌ها هم محدودیت‌های سنتی وجود دارد. از طرفی کتابخانه‌های دانشگاه‌های کشور فقط در محل برای مطالعه کتاب می‌دادند آن هم نه همه کتابها را، لذا اغلب به کتابخانه‌های شخصی محققین مراجعه شد. علی‌رغم همه این محدودیت‌ها، نهایتاً توانستیم به منابع قابل قبول وبا کفایت نسبی دست پیدا کنیم.
4. موانع به سبب ماهیت موضوع تحقیق؛ چرا که برای تحقیق در این موضوع بسیار ضیق، علاوه بر داشتن معلومات لازم در زمینه حقوق بشر، پژوهشگر باید در حد کفایت به مطالعه تاریخ، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی متوسل گردد.

9. ساختار تحقیق
رساله تحقیقی حاضر شامل کلیات پژوهش و سه فصل است. فصل اول تحت عنوان؛مبانی نظری و تاریخچه عدالت جنسیتی در امر آموزش و پرورش، به مبحث موضوع شناسی و بیان واژگان کلیدی پژوهش پرداخته شده سپس به مبحث تاریخچه عدالت جنسیتی در آموزش و پرورشپرداخته است.
فصل دوم تحت عنوان عدالت جنسیتی در آموزش در فقه و حقوق بشر تنظیمشده که به موضوعات مهمی همچون جایگاه عدالت آموزشی در آموزههای دینی و عدالت جنسیتی در آموزش در نظام حقوقی ایران و حقوق بشر میپردازد، همچنین اصول عدالت جنسیتی، دلایل تبعیض بر مبنای جنسیّت و راهکارهای مبارزه با آن را ارئه میدهد و در پایان فصل نتیجهگیری شده است.
فصل سوم تحت عنوان عدالت جنسیتی در پرورش در فقه و حقوق بشر تهیه و تنظیم گردیده، پس از مقدمه به مباحثی مانند ماهیت حقوقی عدالت جنسیتی در پرورش، تعهدات حکومت و خانواده نسبت به پرورش بدون تمایز جنسیتی، طبیعی بودن و جهانشمول بودن حق پرورش اشاره دارد همچنین دو سازمان بینالمللی مرتبط با آموزش و پرورش، یونسکو و یونیسف، مورد کنکاش قرار میگیرد ودر پایان فصل نتیجه آمده است.

فصل اول

مبانی نظری و تاریخچه عدالت جنسیتی در امر آموزش و پرورش

مقدمه
در فصل اول ابتدا به مبحث موضوعشناسی پرداخته میشود؛موضوعشناسی در دو بخش؛مفاهیم و دیدگاههای فقهی و حقوقی در موضوع عدالت جنسیتیبررسی خواهد شد. در بخش مفاهیم، واژهها و اصطلاحات اساسی موضوع شرح داده میشودو در بخش دیدگاههای فقهی و حقوقیدر موضوع عدالت جنسیتی،در پاسخ به این پرسش که؛ آیا جنسیت باید پایه حقوق قرار بگیرد یا خیر؟ سه گرایش عمده؛ تقابلگرا، تعاملگرا و تساویگرا مورد بررسی قرار گرفته است سپس در مبحث تاریخچه عدالت جنسیتی در امر آموزش و پرورش؛سیر تاریخی این موضوع در صدر اسلام و ایران را خواهیم داشت.
مبحث اول: موضوع شناسی
گفتار اول:مفاهیم
1-1-1. تعریف واژهها و اصطلاحات اساسی موضوع
عدالت:عدل به معنای دادگری، انصاف، نهادن هر چیزی به جای خود، حد متوسط، میان افراط و تفریط مقابل ظلم و جور است. (معین، 1371)
واژه عدالت از جمله واژگانی است که وقتی در گزاره‌های اخلاقی مثل «عدالت خوب است»، «باید عدالت‌ورز بود» یعنی از «هست» و «باید» آن سخن به میان می‌آید یا آنگاه که در گزاره‌های «حقوقی» قرار می‌گیرد تا در «فلسفه اجتماعی» و پارادیم‌های جامعهشناختی مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا زمانی که یک گزاره فلسفی است یا در فقه و باید و نبایدهای شریعت به معنای خاصّ کلمه واقع می‌شود. در ابتدای امر مفهومی شیرین، جالب و جاذب است، لکن هم در «مفهوم و توصیف» درک جامع و کامل از آن سخت و دشوار است و هم در «توصیه و تحقق» بسیار سخت‌تر و دشوارتر می‌نماید. یعنی در دو مقام «اثبات» و «ثبوت» عدالت فهمی و عدالت‌ورزی کار آسانی نیست به همین دلیل عدالت هماره معرکه آراء متفکران و اندیشمندان روزگار در میان فلاسفه، سیاست‌مداران و… بوده و چون درک و توصیف از عدالت متفاوت است؛ موارد و مصادیق آن نیز گرفتار اختلاف و تخلّف می‌شد؛ اما نظر اسلام این است که عدالت در نهاد و نهان بشر هست و اگر بشریت خوب تربیت شود و مربی کاملی او را تحت تعلیم و تربیتش قرار دهد، عدالتشناس، عدالتخواه، عدالتگستر خواهد شد. یعنی انگیزه عدالت، اندیشه عدالت، اخلاق و رفتار عدالت‌ورزانه و عمل عدالتگستر را با جهاد، هجرت، ایثار و حتی شهادت دنبال می‌کند و به عدالت به عنوان یک مقوله فطری و زیبایی که زیبایی معقول است نه محسوس، نگاه می‌کند و چنان تکاملی در عقل و اندیشه، اخلاق و عمل پیدا می‌کنند که عدالت محبوب آنها شده و در راه آن فدا می‌شوند. (مطهری، 1391) به همین دلیل امام علی (ع) که تجسّم عدالت و عدالت مجسّم است فرمود: «فإنّ فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه أضیق». (نهجالبلاغه، خ15) همانا در عدالت گنجایش خاصی است (فراخنایی دارد) که اگر کسی آن را تنگ می‌یابد بداند که بی‌عدالتی از آن هم تنگ‌تر است.
جنسیّت:«جنسیّت»2از جمله کلماتی است که در گفتمان و ادبیات مرتبط با مطالعات زنان جهت اشاره به ویژگی‌هایی است که در نتیجه تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی، در هر یک از دو جنس مرد و زن بهطور متفاوت بروز و ظهور می‌کند و در مقابل مراد از واژه «جنس»3 ویژگی‌های زیست شناختی متفاوت زن و مرد است؛ اگرچه باید توجه داشت که از حیث واژه شناختی بین جنس و جنسیت عده‌ای فرق قائل هستند و عده‌ای نیز آنها را یکی پنداشته‌اند. زن و مرد از حیث فیزیولوژیک-بیولوژیک تفاوت‌هایی دارند که با نگاه‌های معرفت شناختی، جامعه شناختی و روان شناختی از یک طرف و سویه‌های تاریخی- عینی‌ایی که این تفاوت‌ها بر جا
ی گذاشته و در جهان‌بینی افراد و مکاتب فکری و اجتماعی تأثیر گذاشته است، از طرف دیگر به تدریج به تفکیک ماهوی و حقیقی جنس مرد از زن یا تفکیک جنسیتی منتهی شده است و در نتیجه پیامدهای اجتماعی- حقوقی در ابعاد مختلف بر جای گذاشت که دو نگاه افراطی و تفریطی را بر جوامع بشری حاکم ساخت و تأثیری عملی یا کارکرد نگاه افراطی، ظلم بزرگی در حق زنان و تضییع حقوق اجتماعی و خانوادگی آنها شد و نگاه تفریطی نیز ظلم دیگری را بر زن تحمیل کرد و او را ابزاری در اختیار نظام‌های سلطه و قدرت و ثروت قرار داد و در هر حال رویکردهای غربی قدیم و مدرن و جدید به ظلم بر زن انجامید و رویکردهای شرقی نیز زن را از ظلم و استثمار بی‌بهره نگذاشت؛ البته در این میان نگاه اسلامی در شرق جهان، نگاهی متفاوت و رویکردی ویژه را وارد ادبیات زنان و گفتمان‌های اجتماعی کرد و اصل را بر تفکیک بین شخصیت حقیقی و حقوقی زن قرار داد و ذکور و اناث بودن را به خِلْقت و جسم زن و مرد و عدم زن و مرد بودن را به خُلْقت و جان آنها معطوف ساخته و مبانی ویژه‌ای را از حیث فطرت و خلقت برای نظام حقوقی زن و مرد پی‌ریزی کرده است و بین تشابه و تساوی نیز جدا ساخته و تساوی را پذیرفته و تشابه را نفی کرده است؛ زیرا اگر چه زن و مرد از جهات مختلف مشابه یکدیگرند، امّا از جهات متعدد دیگر نیز طبیعت متفاوتی دارند و حتی طبیعت متضادی با یکدیگر دارند.پس باید اولاً، به هویتشناسی زن و مرد پرداخت؛ ثانیاً، در مقام ارزش‌گذاری، جنسیت را حذف و مرد را جنس اول و زن را جنس دوم قرار نداد؛ ثالثاً، پس از تفکیک شخصیت حقیقی و حقوقی آنها که بر اساس خلقت و طبیعت و غریزه آنهاست تکالیف و حقوق آنان را تعریف کرده و تحقق بخشید و جنسیت را از ملاک ارزش‌گذاری خارج ساخت که در نگاه اسلامی معیارهای شرافت و برتری و موازین ارزش‌گذاری «انسانیت» آنهاست
در هر صورت از نظر «ارزش شناختی» بین زن و مرد در این که خلیفه الله، امانتدار الهی، صاحب مقامات معنوی و مراتب علمی- معرفتی باشند؛ امتیازی نیست و الگوهای بسیار کارآمد و پویایی در جهان‌بینی اسلامی و آموزه‌های قرآنی نیز وجود دارد که به خوبی می‌تواند تفاوت در اکتساب مقامات معنوی و عدم تبعیض در آنها را اثبات و تبیین نماید و وجودهای نورانی‌ایی چون فاطمه زهرا (س)، مریم عذرا (س)، مادر موسی (ع) و… دالّ بر آن است.
حق آموزش:یکی از حقوق بنیادین بشرحق آموزش است، چراکه بشر تا نداند و به قول قرآن درست تعلیم نبیند، نیاندیشد و نفهمد، قادر نخواهد بود از هیچیک از حقوق انسانی خویش دفاع نماید. از اینرو آموزش و پرورش هم فی‌نفسه یک حق بشری است و هم وسیله‌ای است برای تحقق حق‌های بشری دیگر.
پس امر آموزش، یک حق جهانی است و همه انسانها تنها به دلیل انسان بودن از این حق به گونه‌ای مساوی و عادلانه برخوردار هستند، چرا که انسان تا زمانی که تعلیم نبیند و تربیت نشود انسان به معنای واقعی نیست.
حق پرورش:پرورش انسان«فرایندی مستمر و پویا در جهت رشد همهجانبه (جسمانی، روحی و روانی، عاطفی و…) انسان در جهت دستیابی او به کمالات وجودی اوست». (میالاره، 1370) در تربیت اسلامی این کمالات با قرب الهی پیوند میخورد و بدینسان تربیت و پرورش، جهتگیری و ماهیتی ارزشی دارد.
پرورش فرآیندی است ناظر به انسان در همه عمر او و نه مقطع خاصی از آن است، دقیقاً به همین دلیل، تعلیم و تربیت بیش از آنکه حق کودک،بدون در نظر گرفتن جنسیت او باشد، یک حق بشری و انسانی است.
«اثبات حق بهرهمند شدن نوع انسان بدون تمایز جنسیتی، در واقع حکم جلب مسولیتی بینهایت سنگینتر از تأمین اکتساب کنشهای ذهنی انسان و اکتساب معارف و نیز ارزشهای اخلاقی متناسب با این وظایفتوسط هر انسانی است، تا جایی که بتواند با زندگی اجتماعی فعلی سازش یابد و در نتیجه باید با توجه به استعدادها و سرشتی که هر فرد را مشخص میسازد، این وظیفه را طوری برعهده گرفت که هیچ یک از امکانات انسان، که در وهله اول به سود اجتماع است، ضایع نگردد و نگذاشت مانند گذشته قسمتهای مهمی از این امکانات به هدر رود و پارهای دیگر در اختناق و خفقان غوطهور گردد». (پیاژه، 1389)
تربیت معنایی فراتر از سوادآموزی و به مدرسه رفتن دارد و در واقع فرآیندی است که پرورش دادن استعدادهای خدادادی انسان و شکفتگی شخصیت او در همه ابعاد و جوانب آن را در بر میگیرد و از اینرو ویژه یک مرحله از عمر بشر نیست، بلکه در همه حیات او جاری و ساری است؛ هرچند تربیت در دوران کودکی نمود و اهمیت بیشتری دارد و به همین سبب در دوران کودکی بدون توجه به جنسیت کودک بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
فقه: در لغت به معنای «فهم و دانایی» بهکار رفته (خرمشاهی، 1390) و در آیات و روایات فراوانی استعمال شده است.
واژه فقه در قران به دو معنی به کار رفته؛
1) به معنی «مطلق فهم»: واژه فقه به این معنی در موارد زیادی در قرآن به کار رفته که از آن جمله است:
الف) آیه 65 از سوره انعام: «… اُنظُر کَیفَ نُصرِّفُ الآیاتِ لَعَلهُم یفقَهون»
ب) آیه 98 از همان سوره : «… قَد فَصَّلنا الآیات ِلِقَوم ٍیَفقَهون»
ج) آیه27و28 از سوره طه : «وَاحلُل عُقدَهً مِن لِسانی/ یفقَهوا قَولی»
د) آیه 179 از سوره اعراف : « لَهُم قُلوبٌ لایفقَهونَ بِها…»
2) به معنی «بصیرت در دین»:آیه78 از سوره النساء: «… فَمالِهؤلاء القَوم لایکادونَ یفقهون حدیثاً».آیه 122 از سوره توبه:«… فَلَو لانَفَر مِن کُلِّ فرقهٍمِنهُم طائفهٌ لِیتَفقَهوا فی الدین… »
این و
اژه در صدر اسلام معنای وسیعی داشت و مترادف با «دینشناسی» بهکار میرفت و علاوه بر احکام، شامل مسائل اعتقادی و اخلاقی نیز میگردید.فقه عمدتاً در دو معنا بهکار میرود: یکی، معنای مشهوری است که به عقیده برخی نویسندگان، از سوی علمای علم اصول ارائه شده و آن عبارت است از «علم به احکام فرعی شرعی از روی ادلّه آنها» (شهید ثانی، 1406ق)و دیگری عبارت است از «مجموعه احکام و دستوراتی که مجتهدین از منابع معتبر استنباط نموده و در کتابهای فقهی منعکس شده است». (حسینی، 1378)
حقوق بشر:حقوقی هستند که هرکس از آن حیث که انسان است از آن حقوق برخوردار است، همه انسانها در آن سهیم‌اند. صرف‌نظر از حقوق و تکالیفی که یک فرد ممکن است به عنوان شهروند، عضو خانواده، کارگر یا عضو سازمان یا انجمن خصوصی و عمومی داشته باشد، یا نداشته باشد. به تعبیر اعلامیه 1948 حقوق بشر، حقوق مزبور، حقوقی جهانی‌اند و همه انسانها تنها به این دلیل که انسان هستند، از این حقوق برخوردارند، حقوق بشر نسبت به همه بالسویه است و به این دلیل که انسان بودن را نمی‌توان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *