پایان نامه ارشد رایگان درمورد علم اصول فقه، نقد محتوایی، اخبار علاجیه، دلالی-رشته برق

دانلود پایان نامه
روایت مذکور در آن نیامده باشد. ۹۶۳
۱۰ – حدیث معنعن
حدیثی است که در تمام یا بخشی از سلسل? سند، ناقلان به لفظ “عن فلان” بسنده کرده و طریق خود را در تحمّل حدیث به روشنی بیان نکرده باشند. کتاب الامالی شیخ مفید نمون? بارزی از احادیث معنعن به شمار می رود.
۱۱ – حدیث موقوف
موقوف در نظر ایشان حدیثی که قائل آن مشخص نشده است. به دیگر سخن حدیثی است که آن را اسناد نداده اند.
نمون? حدیث موقوف این روایت است:
“محمد بن یعقوب عن علی بن إبراهیم عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن جمیل بن دراج عن منصور بن حازم قال: ان المولی یجبر على أن یطلق تطلیقه باینه”.
شیخ طوسی در توضیح این روایت می فرماید:
“فهذه الروایه لا تنافی الروایه الأولى فی أنه یکون أملک برجعتها، لأن هذه الروایه موقوفه غیر مسنده، لان منصور بن حازم أفتى ولم یسنده إلى أحد من الأئمه: …”.۹۶۴
۵ – ۲ – ۱ – ۲ – ۲. طرق تحمل حدیث
موضوع دیگری که در علوم حدیث مورد عنایت حدیث پژوهان قرار گرفته روش طلب و دریافت حدیث و یادگیری آن و به اصطلاح “طرق تحمل حدیث” است. با توجه به کثرت محدّثان و تعدّد مجالس حدیثی، روشهای گوناگونی در اخذ حدیث به کار گرفته شد. این موضوع مدّ نظر محدثان مکتب بغداد نیز قرار گرفت و حتی سیّد مرتضی صفحاتی چند از کتاب الذریعه را به این امر اختصاص داد.۹۶۵ به طور کلی از روشهای یادگیری حدیث نزد محدثان مکتب بغداد می توان به چند مورد اشاره کرد:
۱ – سماع
از دیدگاه محدثان بغداد سماع برترین قسم از طرق تحمل حدیث می باشد و الفاظ حدثنی۹۶۶، اخبرنی۹۶۷، سمعت، حدثنا۹۶۸ و اخبرنا ۹۶۹بیانگر آن است. ۹۷۰

متن کامل در سایت    40y.ir

۲ – قراءت
در این طریق راوی روایت را بر استاد می خواند و استاد آن را تأیید یا تصحیح می کند. در این گونه از تحمل حدیث معمولاً گفته می شود: “قراءه علیه فاقر له به”.۹۷۱
۳ – اجازه۹۷۲
اجازه به معنای اذن استاد به شاگرد در نقل مسموعات یا مؤلَّفات خویش است؛ گرچه شاگرد از استاد سماع نکرده باشد.۹۷۳ سیّد مرتضی اجازه را نوعی تشریفات محسوب کرده و حکمی برای آن قرار نمی دهد. زیرا راوی حدیث محدودیتی در نقل حدیث نداشته و اجازه دادن یا ندادن استاد، تأثیری در مرویات او ندارد.۹۷۴
۴ – وجاده
وجاده این است که طالب حدیث، کتاب یا حدیثی به خط شیخ یا یکی از مشایخ حدیث بیابد و یقین کند که به خط اوست، یا این که کتاب معروفی با تصحیح و مقابله شیخ بیابد.۹۷۵
۵- مناوله
عبارت است از این که محدث با دیگری رو در رو سخن بگوید. این قسم از مناوله که با اجازه مقرون است۹۷۶ با عبارت “هذا الکتاب سماعی من فلان” یاد می شود.۹۷۷
۶ – مکاتبه
کتابت آن است که استاد روایاتی را برای شاگرد غائب خود بنویسد. مکاتبه با این عبارت گفته می شود: “ان الذی صح من الکتاب الفلانی هو سماعی”. ۹۷۸
۷ – املاء
وقتی گوینده کلام را بر کاتب القا می کند این عمل را “املاء” و کتاب حدیثی که شیخ در مجالس متعدد املا فرموده باشد “امالی” یا “مجالس” می گویند که نمون? آن امالی شیخ مفید است.۹۷۹
از میان روشهای پیش گفته در میان محدثان مکتب بغداد شیو? سماع و املا بیشتر رواج داشته به گونه ای که از هریک از استادان برجست? آن کتب امالی به یادگار مانده است.
شایان ذکر است توجه عالمان مکتب بغداد در به کارگیری الفاظ و آداب مخصوص دربار? هر یک از طرق تحمل حدیث، بیانگر دیدگاه آنان در عدم تساوی صیغه های تحمّل حدیث و لزوم به کار بردن الفاظ خاص در هر مورد است. زیرا هر لفظ نوع خاصی از اتصال و ارتباط راوی و مروی عنه را نشان می دهد و به کار بردن عبارتی متفاوت موجب تدلیس و کذب راوی می گردد.۹۸۰
۵ – ۲ – ۲. نقد محتوایی احادیث
ملاک دیگری که برای شناخت اعتبار و صحت حدیث مورد عنایت محدثان قرار گرفت، توجه دقیق به نقد مرویات و الفاظ و جملات حدیث و بررسی مقدار صحّت، حجّیّت و دلالت آنهاست. زیرا گاهی مفهوم حدیث به گونه ای است که علی رغم صحت سند، صدور آن از معصوم معقول و متصور نیست یا در عین صحت سند و متن، قابل استناد و مستغنی از نقد متن نمی باشد. بررسی و نقد حدیث را از این زاویه اصطلاحاً “نقد متن” نامیده اند.۹۸۱
ضرورت پرداختن به نقد حدیث با توجه به جریان عمومی منع تدوین حدیث۹۸۲ و در پی آن رواج جعل حدیث۹۸۳ نمودار می گردد. زیرا بر اثر این جریانها اخبار غیر معقول، اغراق آمیز، دارای عبارات موهم یا زشت و ناپسند که مخالف قرآن بود به روایات اسلامی راه یافت و بر اثر آن ضربات جبران ناپذیری بر پیکر? سنّت وارد آمد. این امر سبب گشت تا عالمان اسلامی به نقد و شرح احادیث رو آورند و کتب بسیاری را در زمینه های مختلف حدیثی از خود به یادگار گذارند.
شیخ مفید که نقّاد برجست? اخبار است، با بهره گیری از رهیافت علم اصول فقه به نقد محتوایی احادیث پرداخت و تعارض و اختلاف درونی آنها را چاره جویی کرد. وی دربار? احادیث متناقض در کتب تصنیف شده در فقه، بر شیو? شیخ صدوق و ابن جنید خرده می گیرد. ایراد وی بر شیخ صدوق از آن جهت است که وی به جای بررسی منابع روایات، هر خبری را مورد اعتماد قرار داده و صحیح و سقیم را در هم آمیخته و به بازشناسی احادیث از جهت عقلی نمی پردازد.۹۸۴
اما ابن جنید در نقط? مقابل صدوق قرار داشته و در کتب خود به احکام ظنّی و قیاس عمل کرده و حتی اخبار ائم? معصومین: را با رأی و اجتهاد خود در آمیخته است.۹۸۵
شیخ مفید در مقام جدا کردن احادیث مشکوک و متعارض، جویندگان راه حق را به موارد اجماعی شیعه ارجاع داده و اخبار متعارض و مشکوک را به خبرگان این فن وا می گذارد. وی در بیان عملکرد خود دربار? چنین اخباری ابراز می دارد که بسیاری از سخنان امامان معصوم: که در ظاهر متعارضند، در معنا متّفق بوده و شبهات پیرامون ضعف این احادیث بی پایه می باشد.۹۸۶ او کتاب مصابیح النور فی علامات اوائل الشهور را با هدف شناساندن راه حق در احادیث مختلف به رشته تحریر در آورد.۹۸۷
پس از شیخ مفید، سیّد مرتضی به دلیل مبنای خود در عدم حجّیّت خبر واحد، خود را محتاج بحث پیرامون مسائل تعارض، ترجیح، تخییر، قبول یا رد مراسیل و مانند اینها نمی بیند.۹۸۸ اما با این حال، در مواردی به تعارض بین روایات اشاره کرده و عموماً تعارض روایات را سبب تساقط آنها می داند.۹۸۹
شیخ طوسی نیز که از ناقدان برجست? عرص? فقه و حدیث به شمار می رود، در آثار گوناگون خود به نقد متون روایی اهتمام داشته و دو کتاب گرانسنگ تهذیب الاحکام و الاستبصار فیما اختلف فیه من الاخبار را به منظور حلّ تعارض بین اخبار و بیان مبانی ترجیح یک روایت بر روایت دیگر نگاشته است.
شیخ در مقدمه تهذیب دربار? ضرورت پژوهش دربار? احادیث معارض چنین می نگارد:
“یکی از دوستان با من دربار? احادیث شیعه و اختلافها و تضادها و تناقضهایی که در آن راه یافته است، سخن گفت. بدین معنا که حدیث مسلّم و درستی نیست مگر آن که حدیثی دیگر بر خلاف آن یافت شود. به گونه ای که مخالفان مذهب، این مسأله را از بزرگترین اسباب طعن بر مذهب ما قرار داده و به وسیل? آن به ابطال عقاید شیعه پرداخته اند… این اعتراض موجب شده است تا گروهی فاقد بصیرت و دانش، دچار اشتباه و شبهه گردند و حتی گروهی که حقیقت امر را درک نکرده اند از اعتقاد صحیح خود دست بردارند… حال که چنین است، اهتمام به تألیف کتابی که بتواند اخبار متناقض و احادیث اخلاقی را به نحوی با یک دیگر جمع کند، از مهمترین خدمات دینی و از بالاترین اسباب تقرّب به درگاه الهی است و این کار برای هم? طبقات از نوآموزان تا پژوهشگران مفید خواهد بود”. ۹۹۰
بدین ترتیب، یکی از مهمترین زمینه های نقد محتوایی احادیث که از دیرباز مورد توجه محدّثان، به ویژه مکتب بغداد، قرار گرفت، اخبار متعارض و راه حلّ جمع میان آنهاست. این موضوع پیش از شیخ طوسی نیز مورد توجه قرار گرفته و راویان بزرگی همچون محمد بن ابی عمیر و یونس بن عبدالرحمن کتبی با عنوان اختلاف الحدیث نگاشته بودند. شیخ کلینی نیز در الکافی بابی را به “اختلاف الحدیث” اختصاص داده است. نکت? مهم در این کوششها آن است که این بزرگان اگرچه راه حلهای تعارض را به صورت انتزاعی بیان کردند، با نگارش کتب حدیثی مشتمل بر اخبار متعارض سعی در کاربردی کردن این ملاکها نمودند.
این یادآوری لازم است که ملاکهایی که در مبحث تعارض مورد توجه محدثان و اصولیان قرار گرفته، در نقد و بررسی هر حدیث، فارغ از مبحث تعارض نیز می تواند ملاک عمل باشد. به عنوان نمونه عدم مخالفت حدیث با قرآن، هم در احادیث عرض و هم در اخبار علاجیه مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، آنچه در این مجال به آن می پردازیم اگرچه ناظر به نمونه هایی از تعارض و ملاک جمع بین آنهاست امّا در نگرش به احادیث فارغ از وجود هرگونه تعارض نیز می تواند معیار باشد.
۵ – ۲ – ۲ – ۱. مبانی ترجیح روایات از دیدگاه دانشمندان مکتب بغداد
“تعارض اخبار” که در علم اصول فقه با عنوان “تعادل و تراجیح” از آن یاد می شود، به دو صورت متصور است:
الف – تعارضی که در نگاه اول میان دو دلیل به چشم می آید اما با تأمل بیشتر در مفاد ادلّه، این تعارض بر طرف می گردد. این تعارض را در اصطلاح “تعارض بدوی یا اولیه” یا “تعارض غیر مستقر” می نامند. فرایند رفع تعارض بدوی میان دو دلیل به ظاهر متعارض، “جمع عرفی” یا “جمع دلالی” یا “جمع مقبول” نام گرفته است. این قاعده مورد اجماع اصولیان شیعه و سنی بوده و اجماعی بودن آن را در فقه امامی نخستین بار ابن ابی جمهور احسائی(د. حدود ۸۸۰ ق.) اعلام کرد.۹۹۱
ب – اخباری که تعارض میان آنها به نحوی است که یکی از دو دلیل در عرض دلیل دیگر قرار گرفته و در نتیجه مضمون آنها با یک دیگر در تضاد است. برای حل تعارض میان این اخبار، مبنای فقها و محدثان “اخبار علاجیه” قرار گرفته و اصولیان متأخر آن را در مبحث “تعادل و تراجیح” مورد بررسی قرار داده اند. این تعارض که با به کارگیری قواعد جمع عرفی بر طرف نمی شود “تعارض مستقر” نامیده شده و دارای دو فرض است:
۱ – تعادل ادلّه، یعنی نبودن یک یا چند مزیت یا مرجّح در یک طرف که به نظر برخی اصولیان حکم مکلّف تخییر است۹۹۲ و گروهی دیگر تعادل ادلّه را منجر به تساقط می دانند۹۹۳ و شماری دیگر با قول به تفصیل در برخی موارد قائل به تخییر و در برخی موارد به تساقط قائل شده اند.۹۹۴
۲) عدم تعادل، یعنی وجود مرجّح در یک سوی تعارض.۹۹۵
در علم اصول فقه مرجّحات را به اصناف مختلفی تقسیم کرده اند. از جمله آنها مرجّحات سندی، متنی، دلالی و قراین خارجی می باشد. شیخ انصاری مرجّحات را به دو نوع داخلی و خارجی تقسیم کرده است. مرجّحات داخلی که عبارت از مزایای موجود در خود احادیث معارض است به سه بخش

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق رایگان درباره بیماران مبتلا، بیمارستان، خانواده ها، گروه کنترل

پاسخی بگذارید