فایل برق:پایان نامه ارشد رایگان درمورد مذاهب اسلامی، فقه الحدیث، تاریخ حدیث، تاریخ اسلام- پایان نامه سایت گنج

دانلود پایان نامه
۶- ۱.طرح بحث
آخرین فصل این رساله را به بیان ویژگیهای مکتب حدیثی بغداد که سبب تمایز آن با دیگر مکاتب حدیثی می گردد اختصاص داده ایم و سعی ما برآن است تا مزایای اصلی این مکتب را که برایند کلّی فصلهای پیشین است ارائه نماییم. بیان تلاشهای حدیث شناختی مکتب بغداد و بررسی تعامل عالمان شیعه با اهل سنت و نیز تقابل آنها با مشربهای خرد ستیز شیعه بویژه مکتب حدیثی قم و بیان مهمترین اختلافات مکتب بغداد و قم در مسائل دخیل در مطالعات حدیث شناختی از محورهای مورد بحث در این فصل می باشد.
اهمیت این بحث بدان سبب است که مکتب حدیثی بغداد نقط? عطفی در تاریخ حدیث شناختی شیعیان به شمار می رود. از این رو، تبیین ویژگیهای آن مکتب، نقش مهمی در درک بهتر فعّالیّتهای مکاتب بعد از آن و سهم آنان در گسترش علوم اسلامی ایفا نموده، خاستگاه اصلی شاخه های گوناگون مطالعات اسلام شناسی را هویدا می سازد. ضمن آن که تقارب فضای فکری و فرهنگی عصر حاضر با بغداد سد? چهارم هجری و نیاز جامع? جهانی به مبانی دینی خردورزانه، بر لزوم بازخوانی مکتب بغداد و مقارن? راهکارهای به کاربسته در آن مکتب و روزآمد کردن آنها با عصر حاضر دلالت دارد.
۶-۲. حضور نام آوران مکتب تشیع
حضور مفاخر بزرگ جهان تشیع – که در بخشهای پیشین به تفصیل به بیان احوال آنان پرداختیم- تأثیرات عمیقی در رشد و باروری فرهنگ شیعی در بغداد داشته است. به گونه ای که یکی از شاخصه های مهم فرهنگی و دینی بغداد که در اعتلای فرهنگی این حوزه نقش برجسته ای داشته است، حضور دانشمندان بزرگ در این شهر و تألیف کتب بی شمار در زمینه های مختلف علوم اسلامی است.
موقعیت بغداد در آن عصر و حاکمیت علمی آن بر سایر شهرهای اسلامی سبب حضور بیشتر دانشمندان و انتشار آثار ایشان در آن دیار را فراهم آورد. برای نمونه، به سبب آن که بغداد محل تردّد و اقامت محدّثان بوده، حدیث در سد? چهارم و پنجم در این ناحیه بیش از سایر مراکز رواج داشت،۱۰۹۱ و از این رو، نویسندگان کتب اربع? شیعه، هر یک به نحوی با حوز? بغداد مرتبط بوده اند. شیخ کلینی کتاب کافی را در بغداد عرضه نمود و شیخ صدوق در سفر به بغداد از مشایخ آن دیار اخذ حدیث کرد و مشایخ بغداد نیز از وی حدیث آموختند. نیز ابوالحسن قزوینی در سال ۳۵۶ ق. برای اولین بار بخشی از کتابهای محمد بن مسعود عیاشی (د.۳۲۰ ق.) از دانشمندان سمرقند را به بغداد آورد و در آن جا عرضه کرد.۱۰۹۲
بدین ترتیب می توان گفت تلاش عالمان مکتب بغداد در راه رشد اسلام و گسترش آن، مطلبی است که عامّه و خاصّه بدان معترفند.۱۰۹۳ ارتباط با علمای مذاهب اسلامی و بحث و گفتگو با ایشان، و نیز پاسخگویی به پرسشهای مردم شهرهای مختلف،۱۰۹۴ نشان از شهرت عالمان بغداد در جهان اسلام و رابطه نزدیک ایشان با مردم و توجّه به امور آنان دارد که این خود می تواند از اقتدار علمی این حوز? شیعی در سد? چهارم و پنجم هجری حکایت کند.
۶-۳. پایه گذاری دانشهای حدیث شناختی
آن گونه که می دانیم علوم حدیثی مجموعه دانشهایی است که در اخذ و فهم حدیث تأثیر مستقیم دارد. بنابر این تعریف می توان مجموع? علوم حدیثی را در پنج گروه جای داد:
۱- رجال یا راوی شناسی؛
۲- مصطلحات؛
۳- فقه الحدیث؛
۴- منبع شناسی؛
۵- تاریخ حدیث و تاریخ علوم حدیثی.۱۰۹۵
در یک نگاه کلی می توان گفت خاستگاه اصلی مجموع? این دانشها – به جز مورد آخر- و جمع آوری هم? منقولات و احادیث اسلامی و از جمله روایات اهل بیت: ، تقریباً به مکتب بغداد باز می گردد:۱۰۹۶
الف – علم رجال
چنانکه پیش از این نیز اشاره شد منابع اصلی علم رجال شیعه، میراث رجال شناسان مکتب حدیثی بغداد است و پژوهشها و قضاوتهای رجالی عموماً بر پای? کتب رجالی این عصر استوار است.
آنچه آثار رجالی این عصر را از کتابهای پیشینیان متمایز می سازد، اکتفا نکردن به آراء گذشتگان و اجتهاد و تتبّع پیرامون راویان است.۱۰۹۷ نمود برجست? اجتهاد در آرای رجالی، اختلاف نظرات رجالیان این عصر با یک دیگر است. به ویژه اختلاف مبانی رجالی ابن غضائری با شیخ طوسی و نجاشی حکایت از تفاوتهای مبنایی در اندیشه های رجالی ایشان دارد.۱۰۹۸
ب- مصطلحات
عالمان حوز? بغداد بسیاری از اصطلاحاتی را که امروزه در بین محدّثان و در علوم حدیثی رواج دارد، برای شناخت احادیث به کار بسته اند. اصطلاحات به کار رفته در آثار محدثان بغداد را می توان در ارتباط با سند (مثل صحیح، ضعیف، مرسل و …)، متن (مثل نصّ، ظاهر، موؤّل و …)، راوی (مثل صحابی، مخضرم، مولی و …)، فرق و مذاهب (مثل کیسانیّه، فطحیّه، جارودیّه و …)، علم رجال (مثل صدوق، ثقه، لیس بقوی و…) و امور دیگر ملاحظه کرد.
ج- فقه الحدیث
اگرچه نگارش اصول و قواعد فهم حدیث، امری است که سابق? چندانی ندارد، به طور کلی می توان گفت دستمایه های اصلی این علم در آثار پیشینیان بویژه محدّثان عقل گرای مکتب بغداد آمده است. از این رو می توان ادّعا کرد که پایه های اصلی علم فقه الحدیث در سد? چهارم هجری و در مکتب بغداد شکل گرفته است.
تبویب و تنظیم مطالب در مکتب بغداد بویژه در آثار شیخ طوسی، خود نشانی از توجه گسترد? ایشان به فقه الحدیث و گردآوری مجموعه ای از خانواده های حدیثی دارد. از این رو، از مهمترین شاخصه های مکتب بغداد، پالایش و گزینش احادیث، و تبویب و تنظیم آنها با رویکرد حلّ تعارض میان اخبار و گردآوری قرینه های حدیثی برای فهم اخبار و و روایات است.
بدین ترتیب باید گفت، بغدادیان بر خلاف محدّثان پیش از خود، بیش از آنکه همّت خود را به نقل روایت و گردآوری احادیث مصروف دارند، به درایت و فهم حدیث معطوف کرده اند.
د- منبع شناسی
لزوم آگاهی از نگاشته های شیعیان، عالمان مکتب بغداد را بر آن داشت تا به فهرست نگاری آثار شیعه بپردازند. ابن غضائری، نجاشی و شیخ طوسی از پیشتازان این عرصه به شمار می روند.

۶ -۴. اندیشه های تقریب گرایانه
تقریب بین مذاهب اسلامی از جمله تلاشهایی است که در طول تاریخ اسلام بویژه در ایام شکوفایى تمدّن اسلامى در سد? چهارم و پنجم هجری، بسیار رواج داشت و دارای مظاهر گوناگونی بود. مقصود از رواج اندیشه های تقریب گرایانه در میان دانشمندان مکتب بغداد کنار گذاشتن مبانی اصیل مکتب تشیّع و همپایی با مبانی اهل سنّت نیست، بلکه دانشمندان مکتب بغداد با آشنایی و احاط? کامل به مبانی اعتقادی و فقهی اهل سنت با طرح مباحث علمی و مستدل به بهترین نحو، به اندیش? تقریب جام? عمل پوشاندند و راههای عملی برای پیشبرد و حفظ اهداف اصلی شیعیان را دنبال کردند.
به طور کلی تعامل میان دانشمندان شیعه و سنی در بغداد را می توان در محورهای زیر مورد بررسی قرار داد:
۶-۴- ۱. تعامل علمی فریقین
از مهمترین مظاهر اندیش? تقریب شرکت در مجالس درس استادان هر دو گروه بود. به عنوان نمونه شیخ مفید در دوران جوانى در مجالس درس ابوعبدالله حسین بن جعل بصری (۲۹۳ – ۳۶۹ ق.) و على بن عیسى رمّانى (د. ۳۸۵ ق.) شرکت می کرد.۱۰۹۹ در مقابل بنا بر گزارش ابن کثیر بسیاری از دانشمندان فرق مختلف اسلامی در مجلس درس شیخ مفید حاضر می شدند و از محضر او بهره می بردند.۱۱۰۰
بهره گیری از آراء اهل سنت و نقل روایات ایشان در کتب ادبی، تفسیری، کلامی، فقهی و اصولی شیعه، نمونه ای دیگر از تلاش برای نزدیکتر شدن به فضای تعامل و همگرایی با اندیشمندان دیگر مذاهب اسلامی بوده است که نشان از وسعت نظر عالمان شیعه و کنار گذاشتن تعصبات دینی دارد. البته این به معنای پذیرش مقلدان? آراء اهل سنت و تسلیم در برابر اندیشه های ایشان نبوده و همواره نقد عالمان? آرای آنان و دفاع از کیان تشیع سرلوح? کار اندیشمندان شیعه در سده های اولیّه بوده است.
برای نمونه می توان به ذکر فراوان اقوال ادبی مفسران سنّی قرن دوم و سوم در آثار “مکتب تفسیری بغداد” نظیر حقائق التأویل شریف رضی، الامالی شریف مرتضی و التبیان شیخ طوسی اشاره کرد.۱۱۰۱
این قسم از ارتباط میان دانشمندان عامّه و خاصّه سبب آشنایی ایشان با میراث علمی امامیّه و اهل سنت بود. بویژه به سبب حضور معتزلیان در بغداد نزدیکی آراء این دو فرقه در مباحثی نظیر توحید ، عدل ، نبوت و معاد به روشنی احساس می گردد و نشانی از توجه ایشان به همگرایی مذاهب اسلامی در برخی موضوعات اساسی اسلام است.۱۱۰۲
ناگفته نماند که این سازگاری موضعی به دلیل اخذ یک جانبه دانشمندان شیعه از اندیشه های معتزله نبوده، بلکه به تصریح سران معتزله، ایشان مبانی معقول خود را از امام علی ( اخذ کرده اند.۱۱۰۳ اشارت شیخ مفید در انگیز? تألیف اوائل المقالات به روشنی پاسخگوی کسانی است که عقاید شیعه و معتزله را همسان دانسته اند.۱۱۰۴ همو در برابر این باور که کلام شیعه از کلام معتزله اقتباس شده به شدت به مقابله برخاسته است و به صراحت اعلام می کند:
“ما از متکلّمان و فقیهان شیعه کسی را نمی شناسیم که کلام را از معتزله گرفته و با طریقه آنان آمیخته باشد و این از اتهاماتی است که پیش از این نیز مطرح بوده است”.۱۱۰۵
از این رو، اگر چه برخی سعی بر این دارند تا شیعه را برگرفته از مکتب معتزله معرفی کنند، امّا باید توجه داشت که تضارب آرا و تأثیر و تأثّر ‌بدین معنا نبوده است که سبب جهت‌گیری کلی اندیشه‌های کلامی شیعه شود تا جایی که بگوییم یک فرقه اسلامی باعث بیداری کلام شیعه شده یا کلام شیعه در بسیاری از امور از مبانی گرفته تا مسائل و روش بحث، از فرقه خاصی متأثر بوده است.
۶-۴- ۲. برپایی جلسات بحث و مناظره
تمسّک به شیو? مناظره یکی از راههای رفع شبهات و حفظ کیان تشیع به شمار می آید. در میان دانشمندان شیعه، اصحاب امام صادق( که برخی از ایشان نظیر هشام بن حکم از بغدادیان بوده اند، در شمار نخستین افرادی هستند که در مباحثات کلامی شرکت کرده و مکتبهای خاصی در آن مسائل پایه گذاری کرده اند.
گفتنی است میان مباحثات کلامی شیعه با دیگر فرقه ها، یک فرق بارز و اساسی وجود داشت و آن مقامی بود که به عقل و فکر بشری در هر دو گروه داده می شد. متکلّمان سنی، عقل و استدلال عقلی را مرجع نهایی تصمیم گیری می دانستند در حالی که برای شیعیان، عقل ابزار بود و مرجع نهایی قواعد و اصولی بود که از امام فراگرفته بودند. به عبارت دیگر استفاد? ابزاری از عقل و مرجعیّت قول امام ( به عنوان منبع اصلی و نهایی احکام و برتری درج? امام نسبت به عقل مشخّص? اصلی کلام شیعه گردید.۱۱۰۶
با وجود این، گرایش کلامی و استدلالی شیعه در اقلیّت ماند و گرایش اصلی امامیان در سده های اولیه مخالفت با هرگونه استدلال عقلی و مباحثات و مناظرات کلامی بود. ایشان تمام همّت خود را مصروف نقل و روایت سخنان ائم? معصومین: می

دیدگاهتان را بنویسید