شهریور ۲۹, ۱۳۹۹

پایان نامه بررسی فقهی وحقوقی کنوانسیون ژنو درباب سازمانهای حامی

سبایا
سبی در لغت, به معنای به اسیری گرفته شدن و به بردگی  بردن است. در بسیاری از کتب از سبی به صورت مطلق به زنان و مردان واطفال اطلاق می شوددر حقیقت سبی اعم از اسیر است زیرا سبی به کسی که نیاز به شدت در بستن نداشته باشد هم دلالت میکند، مثل: ذراری.  ولی در فقه غالباً سبی به زنان و کودکان غیر بالغ دشمن که در جنگ به اسارت در می آیند؛چه در حال جنگ اسیر شوند و چه بعد از پایان آن ،”سبی” نامیده می شوند. البته منظوراز دشمن ،کفاری هستند که قرار داد ذمه یا پیمانی با مسلمین ندارند و مسلمین به آنان امان نداده اند. در این صورت است که ؛زنان و کودکان را می توان به اسارت در می آورد، و گرنه طبق شرایط ذمه به پیمان و تعهدشان عمل می شود
2.1.1.2.1 احکام سبایا :
زنان و کودکان کفار چه در حال جنگ و چه پس از آن کشته نمی شوند ،اگرچه به مردان یاری رسانند. شیخ می فرمایند : “کشتن زنان جایز نیست . پس اگر شوهران و مردانشان را کمک کنند، باز هم از کشتن آنها خودداری می شود مگراینکه چاره ای جز قتال آنان نباشد “. همچنین  به محض اسارتشان و تسلط مسلمین برآنان ملک مسلمین شده و برده می شوند. نقل است که رسول اکرم (ص) از کشتن زنان و فرزندان نهی کرده است و وقتی آنها را اسیر می کرد استرقاق می نمودند . کسی را که موی پیش ندارد به بردگی گیرند و آن را که موی پیش دارد ،حکم مردان را دارند .
طفل را به اسارت نمی گیرند ولی اگر طفلی دستگیر شد تابع پدر و مادر خود است و اگر بدون پدر و مادر دستگیر شود تابع دستگیر کننده  است[1].
همانطور که از حفص  بن غیاث در حدیثی آمده است که “پرسیدم  از ابا عبدالله(ع)از زنان کفار؟ فرمودند: زنان و کودکان در دار الحرب کشته نمیشوند، مگر اینکه آنان کسی را بکشند .پس اگر کسی را کشتند تا آنجا که ممکن است از قتال ایشان بپرهیزید. ” تمام این احکام، در باب کسی است که زن بودن وی و طفل بودنش معلوم باشد .اما اگر اشتباه شود در زن بودن مثل اینکه فرد خنثی مشکل باشد و … پس برخی او را زن میدانند و بردگی را به او نسبت میدهند [2].
پس قتل وی جایز نمی باشد زیرا شبهات از بین برنده قتل ها ست، و اگر در باره طفل بودن فردی اشتباه شود پس در این باب اختلافی نیست.[3]
وی را امتحان می کنند ، اگر موی شرمگاه وی روییده باشد، حکم به بلوغ وی می دهند در غیر این صورت حکم به کودک بودن می دهند.
2.1.2ـ اسیر در قرارداد ژنو
به ‌موجب مادّه 4 عهدنامه سوم ژنو و بند 1 مادّه 43 پروتکل شماره یک، اشخاص زیر در صورتی که در حین مخاصمات مسلحانه بین‌المللی از سوی دشمن دستگیر شوند، اسیر جنگی به حساب می‌آیند .

  1. کلیه اعضای نیروهای مسلح منظم و سازمان‌یافته‌ای که تابع یک قدرت رسمی باشند.
  2. کلیه اعضای نیروهای مسلح غیرمنظم، از جمله اعضای دسته‌های چریکی و پارتیزانی.
  3. اعضای نهضت‌های پایداری سازمان‌یافته‌ای که در خارج یا در داخل کشور خود فعالیت دارند داوطلب و نهضت های مقاومت تشکل مذکور جامع شرایط زیر باشند :

الف) یک نفر رئیس در رأس آن ها باشد که مسئول اتباع خود باشد.
ب) دارای علامت مشخصه ثابتی باشند که از دور قابل تشخیص باشد.
ج ) علناً حمل اسلحه نمایند.
د) در عملیّات خود مطابق قوانین و رسوم جنگ رفتار نمایند

  1. نظامیانی که در یک کشور بی‌طرف بازداشت شده‌اند، به شرطی که در آن جا وضعیت مناسب‌تری نسبت به کشور متخاصم نداشته باشند.
  2. نظامیانی که از حیث امنیتی از سوی کشور اشغالگر، به‌دلیل عضویتشان در نیروهای مسلح کشور اشغالی، توقیف شده‌اند.
  3. کسانی که همراه نیروهای مسلح هستند، بی آن که مستقیماً جزو آن نیروها باشند .از قبیل :اعضاء غیر نظامی کارکنان هواپیماهای جنگی – خبرنگاران جنگی – تهیه کنندگان اجناس -اعضاء واحدهای کار یا خدمت که عهده دار آسایش نیروهای مسلحند مشروط به این که از طرف نیروهای مسلحی که همراهی می کنند مجاز باشند برای این منظور نیروهای مسلح مزبور مکلفند کارت هویتی مطابق نمونه پیوست به این قبیل اشخاص تسلیم نمایند.
  4. اشخاصی که در سرزمین های اشغالی، داوطلبانه در کنار دشمن سلاح در دست می‌گیرند، بدون این که فرصت متشکل شدن به صورت ارتش منظم را داشته باشند.
  5. مددکاران بهداری و مذهبی [4]
  6. در مقابل، افراد زیر حقّ برخورداری از وضعیت مربوط‌به اسیران جنگی را ندارند . نظامیان مزدور، جاسوسان، خرابکاران . اتباع غیرنظامی دشمن نیز اسیر جنگی تلقی نمی‌شوند.

در صورتی‌که تردیدی در تعلق شخص به طبقات مذکور باشد، دادگاه صلاحیت وضعیت او را دقیقاً مشخص خواهد نمود. تا زمان صدور حکم، شخص یاد شده در حکم اسیر می باشد و از حمایت مقررات عهدنامه سوم برخوردار خواهد بود. [5]
2.1.3-مقایسه تعاریف اسیر در اسلام و قرارداد ژنو
با مقایسه تعریف اسیر جنگی در اسلام باکنوانسیون ژنو و در نظر گرفتن موارد آن، بدین نکته پی می‌بریم که ؛کاتبان حقوق بین الملل ، درصدد بوده‌اند تا اسیر جنگیرا در محدوده‌ی جنگ‌های قرون اخیر تعریف و تحدید نمایند و در واقع این تعاریف منحصر در زمان امروز است که در جنگ‌ها و مخاصمات، ارتش‌های منظم و غیرمنظم شرکت دارند و چنین تعاریفی با مفهوم اسیر جنگیدر صدر اسلام و مخاصمات آن زمان، سنخیت چندانی ندارند. این مطلب از آن روست که در جنگ‌های صدر اسلام، معمولاً هر فرد بالغی که می‌توانست اسلحه در دست بگیرد، در جنگ شرکت می‌کرد و در بیشتر جنگ‌ها، تمام قبیله اعم از زن، کودک، پیر و جوان در صحنه‌ی نبرد حضور داشتند. با این وضعیت و مطابق با تعریف اسیر جنگی در حقوق بین‌الملل، آن افرادی که در صحنه و همراه نیروهای نظامی طرف مقابل هستند، در صورت اسارت، اسیر جنگی محسوب نمی‌شوند و این قضیه شامل کودکان، زنان و دیگر موارد هم می‌گردد. بلکه صرفاً در حقوق بین الملل افراد نظامی در حکم اسیر جنگی هستند ولیکن اگر در اسلام حتی غیر نظامیان هم دستگیر شوند اسیر جنگی محسوب می شوند
3.2.2- اسیر در آیات و روایات
هر چند خداوند در باره اسیر واسارت در چندین جای قرآن با الفاظی متفاوت سخن به میان آورده است ، لیکن در دو جای قرآن از احکام اسیر به صراحت صحبت به میان آورده اند؛ که در این مبحث به بیان و تفسیر آن آیات می پردازیم:
الف)سوره انفالآیه 67 :”ما کانَ لِنبیِّ أن یکونَ له أسری حتّی یُثخِنَ فی الأرض ِ تریدونَ عَرَضَ الدّنیا و الله ُ یریدُ اآخرهَ و اللهُ عزیزٌ حکیم”
هیچ پیامبری حق گرفتن اسیر ندارد ، مگر بعد از آنکه در آن( منطقه) ،غلبه کامل یابد . شما (به خاطر گرفتن اسیر و سپس آزاد کردن با فدیه)به فکر متاع زود گذر دنیا هستید .ولی خداوند (برای شما)آخرت را می خواهد و خداوند ، شکست نا پذیر و حکیم است.
کلمه” أسر” بطورى که گفته‏اند به معناى این است که مرد جنگى حریف خود را دستگیر کرده و ببندد، و شخص مشدود (بسته) شده را” اسیر” گویند و جمعش” أسرى” و” إسراء” و” أسارى” و” اسارى” مى‏آید. و بعضى گفته‏اند کلمه” أسارى” جمع جمع ،است.و بنا بر این کلمه” السبى” موردش عمومى‏تر از کلمه” الاسر” است براى اینکه سبى شامل دستگیر کردن اطفال دشمن نیز مى‏شود بخلاف” اسر” که چون دستگیر کردن اطفال احتیاجى به بستن ندارد شامل آن نمى‏شود. کلمه” ثخن”- به کسر اول و فتح دوم- به معناى غلظت و بى رحمى است، راغب در مفردات مى‏گوید:” ثخن الشی‏ء فهو ثخین” معنایش این است که فلان چیز غلیظ شد بطورى که روان و جارى نشد، و نتوانست به رفتن ادامه دهد. و از همین باب است که خداى تعالى فرموده:” ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ” که  در این جا منظور از ” اثخان” به معناى سخت گیری کردن در را کشتار بسیار از دشمن و کسب قدرت می باشد. کلمه” عرض” به معناى چیزى است که بر چیز دیگرى عارض شود، و زود هم از بین برود، و از همین جهت است که لذائذ دنیایى را” عرض” نامیده‏اند، چون زود از بین مى‏رود. و کلمه” حلال” وصفى است از ماده” حلّ” که مقابل” عقد”و”حرمت” است و از این جهت حلال را حلال مى‏گویند که؛ قبل از حلال شدنش گویا گره خورده بود و مردم از او محروم بودند ،بعداً که حلال شد، گویا در حقیقت گره‏اش گشوده شد. و اما کلمه” طیّب”که به معناى سازگارى با طبع است.این آیه هشداری است که اسیر وفدیه گرفتن برای آزادی آنان و جمع غنائم جنگی، مسلمانان را از هدف اصلی بازندارد ونا خداگاه ضربه نخورند[6].

متن کامل پایان نامه فوق در این لینک از سایت دانلود پایان نامه