شهریور ۳۱, ۱۳۹۹

پایان نامه تجمل گرایی:/وابستگی اقتصادی

وابستگی اقتصادی

در دنیای امروز، اقتصاد و سرمایه، جایگاه خاص و ویژه ای را در عرصه های مختلف زندگی، و معادلات بین المللی به خود اختصاص داده است؛ به گونه ای که اگر کشوری از لحاظ اقتصادی، استقلال[1] داشته باشد، می تواند در عرصه های جهانی و بین المللی، با قوت و قدرت، وارد شود اگر هم طرح و برنامه ای داشته باشد، از سوی دیگران با احترام خاص مورد استقبال قرار می گیرد؛ ولی اگر از لحاظ اقتصادی ضعیف و وابسته باشد، طرح ها و برنامه هایش نیز خریدار نخواهد داشت.

زمینه ساز اصلی وابستگی اقتصادی به بازار و سرمایه و سلطه غرب، همان اسراف و تجمل گرایی است که بسا زشتی و زیانمندی آن بسادگی به چشم نمی آید. هر کس قدرت خرید و مصرفش را نشانه خوشبختی و مدیریت دریافتن راههای درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبیر اقتصادی اش می گذارد. اما در نگاهی فراتر از محاسبه های فردی که در آن، مصالح کلان جامعه و کشور مطرح می شود، به روشنی می توان اسراف و مصرف گرایی بی حدّ را بستر سلطه پذیری و وابستگی اقتصادی نگریست.

هرچند ارتباط داشتن فرد با دیگران در حد برآورده شدن نیازهای طبیعی و ضروری انسان ، امری عادی و اجتناب ناپذیر است ،ولی اگر ارتباط از این حد متعارف تجاوز کند و سبب شود شخصیت فرد به مصرف کننده ای صرف تنزل یابد که همه تلاش او، رسیدن به تجملات زندگی است ،پذیرفتنی نیست. امام سجاد (ع) فرموده است :

«… وَ مَنْ أَصَابَ مِنَ الدُّنْیَا أَکْثَرَ کَانَ فِیهَا أَشَدَّ فَقْراً…[2]: کسی که نصیبش از اموال دنیا بیشتر باشد، نیاز او به دیگران بیشتر است . »

هراندازه گرایش به تجمّلات وظواهر زندگی درانسان بیشتر باشد، به هـمـان اندازه یابیشتر، آزادی و آزادگی او از بین می رود، و وابسته می شود و هر قدر وابسته و اسیر مادّیات باشد، به همان قدر شخصیت انسانی او به خطر می افتد، و او را از مقامش دور می کند.

ملتی که به خودباوری دست یافته و سعی در خود اتکایی و کسب استقلالهمه جانبه دارد، زندگی فردی و جمعی خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذیر سامان می بخشد.

از اطلاق برخی از آیات و لازمه برخی دیگر، لزوم استقلال اقتصادی فهمیده می شود که درذیل به آنها اشاره می شود. قرآن در این باره به مسلمانان چنین هشدار داده است : « وَ لَن یجَْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلی المُْؤْمِنِینَ سَبِیلا[3]؛ خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است‏. »

یعنی کافران نه تنها از نظر منطق بلکه از نظر نظامی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و خلاصه از هیچ نظر بر افراد با ایمان، چیره نخواهند شد.[4]

از جمله راههای سلطه کفار بر مومنین سلطه اقتصادی است. متاسفانه در این روزگار، سلطه اقتصادی بیگانگان بر مسلمانان تحقق یافته است و این واقعیت تلخ به دلیل عمل نکردن مسلمانان به مقتضای ایمان است. مطابق مستفاد از این آیه مومنان وظیفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگی ها – از جمله وابستگی اقتصادی – رهایی دهند.

آیات‌ و روایات‌ مربوط‌ به‌ ممنوعیت‌ وابستگی‌، فراوان‌است‌ که‌ از میان‌ آنها یک‌ آیه‌ مطرح‌ و به‌ اختصار بررسی‌می‌گردد:

خداوند خطاب‌ به‌ پیامبر عظیم‌الشأن‌ اسلام‌(ص) می‌فرماید:

«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَ مَن تَابَ مَعَکَ وَ لَا تَطْغَوْاْ  إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. وَ لَا تَرْکَنُواْ إِلی الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُون [5]؛ همواره‌ با آنان‌ که‌ با تو رو به‌ خدا کرده‌اند هم‌ چنان‌ که‌ مأمور شده‌ای‌ثابت‌ قدم‌ باش‌؛ و طغیان‌نکنید که‌ او به‌ هر کاری‌ که‌ می‌کنیدبیناست‌. به‌ ستم‌کاران‌ میل‌ مکنید که‌ آتش‌ بسوزاندتان‌ و شما را جز خدا هیچ‌دوستی‌ نیست‌ و کسی‌ یاریتان‌ نکند. »

بدیهی است که در درجه اول نباید در ظلمها و ستمگریهایشان شرکت جست و از آنها کمک گرفت، و در درجه بعد اتکاء بر آنها در آنچه مایه ضعف و ناتوانی جامعه اسلامی و از دست دادن استقلال و خودکفایی و تبدیل شدن به یک عضو وابسته و ناتوان می‏گردد باید از میان برود که این گونه رکونها جز شکست و ناکامی و ضعف جوامع اسلامی، نتیجه‏ای نخواهد داشت.[6]

امام خمینی(ره) که از اوضاع دنیای معاصر به‌خوبی آگاه و به مسائل آن دقیق بود، یکی از علت‌های توسعه‌نیافتگی جوامع مسلمان را وابستگی اقتصادی آنان می‌دانست. ایشان برای رهایی مسلمانان از این بند و بحران ذلت‌آور، عمل به آموزه‌های اسلامی را که متضمن زندگی شرافتمندانه است، چاره‌ساز می‌دانست.

از دیدگاه امام خمینی(ره) ایجاد فرهنگ تجمل گرایی و مصرف‌زدگی، نقشه‌ای حساب‌شده و استعماری برای غارت و چپاول ثروت‌های دنیای اسلام است که به تبع آن، جوامع اسلامی از رشد و پیشرفت بی‌نصیب می‌مانند.

«از جمله نقشه‌ها، که مع‌الاسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش، و غرب‌زده و شرق‌زده نمودن آنان است. …

قصه این امر غم‌انگیز طولانی و ضربه‌هایی که از آن خورده و اکنون نیز می‌خوریم، کُشنده و کوبنده است؛ و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملت‌های ستم‌دیده زیرسلطه را در همه‌چیز عقب نگه‌داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند. … وارد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم‌کردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتی، از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازی‌های کودکانه، و به مسابقه کشاندن خانواده‌ها و مصرفی بار آوردن هر چه بیشتر، که خود داستان‌های غم‌انگیز دارد، و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوان‌ها، که عضو فعال هستند… و ده‌ها از این مصائب حساب شده، برای عقب نگه‌داشتن کشورهاست».[7]

امام خمینی تقویت بنیه های اقتصادی را برای استقلال کشور ضروری دانسته و معتقد بودند بدون استقلال مادی و خودکفایی نسبی ، استقلال در سایر زمینه ها نیز ممکن نیست .

اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند و وابستگی اقتصادی داشته باشد، همه جور وابستگی دنبالش می آید و وابستگی سیاسی هم پیدا می کنیم، وابستگی نظامی هم پیدا می کنیم برای این که وقتی ما چیزی نداشتیم، دستمان به طرف آمریکا دراز می شود و آمریکا همه چیز را به ما تحمیل می کند . ما وقتی می توانیم زیر بار او نرویم که قدرتمند باشیم . [8]

امام وابستگی اقتصادی را یکی از آسیب های انقلاب دانسته، و آن را عامل رجعت به وضعیت پیش از انقلاب می دانند که آن وضعیت زمینه های ساختاری بروز جنبش های انقلابی را فراهم کرد. [9]

[1]استقلال‌ به‌ معنی‌ اعمال‌ حاکمیت‌ یک‌ دولت‌ در محدوده‌مرزهای‌ جغرافیایی‌ و دفاع‌ از این‌ مرزها در برابر تجاوز خارجی‌است‌.( محمد علی شاه آبادی ،مروری بر تجمل و اسراف ، تهران: انتشارات دانش و اندیشه معاصر، 1380، ص 80 )

 

[2] محمد باقر مجلسی،پیشین، ج 70 ،ص 92

 [3]  نساء /141

[4]  احمد بابایی، برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، چاپ سیزدهم، تهران :انتشارات دار الکتب الاسلامیه‏،1382، ص: 467

[5]  هود / 112و 113

[6] احمد بابایی،  پیشین، ص: 384

[7] سید روح الله موسوی خمینی، وصیت‌نامه موضوعی امام خمینی(ره)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1377، صص28-30.

[8] سید روح الله موسوی خمینی، صحیفه نور،پیشین، ج 11،  ص 117

[9] ر . ک: همان، ج 11، ص 204 .

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرایی