پایان نامه درباره باید و نباید، جوادی آملی، امام سجاد، مبدأ و معاد

عقل عملى را سیاست دانسته، مى‌گوید:
همانا نفس انسان داراى دو فعل است: یک فعل براى آن در قیاس با بدن است که آن سیاست است و یک فعل در قیاسِ با ذاتش و مبادیش و آن تعقل است و این دو از هم بیگانه و منع کننده یکدیگرند؛ یعنى هرگاه به یکى مشغول شود از دیگرى رویگردان مى‌شود و جمع بین این دو صعب است.133 مراد ایشان از سیاست همان تدبیر بدن از عقل عملی است و تعقل همان ادراک اشیاء بوسیله عقل عملی است چون ایشان در جای دیگر عقل عملی را اینگونه تعریف می کند:
اما عقل عملى قوه‌اى از قواى نفس است که مبدأ تحریک قوۀ شوقیه به آنچه از جزئیات است، اختیار مى‌کند به خاطر هدف مظنونه یا معلومه‌اى و این قوه محرکه از جنس علوم نیست و نامیده شدن آن به عقل به دلیل آن است که تحت فرمان عقل است و اطاعت کننده از دستورات آن… .134
مرحوم نراقی هم در حمایت از این نظر می فرماید:
حق آن است که مطلق ارشاد و نظر کار عقل نظری است و آن به منزله صاحب نظر خیر خواهی است که عقل عملی آراء و ارشادات او را تنفیذ می کند و دربه کارگیری قوه غضب و شهوات نظر او را اجرا می کند.135
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان عبارتی را آورده است که از آن می توان همین مطلب را فهمید، ایشان می فرماید:
آن عقلى که انسان را به حق دعوت مى کند عقل عملى است ، که به حسن و قبح حکم مى کند، و براى ما مشخص مى کند چه عملى حسن و نیکو، و چه عملى قبیح و زشت است ، نه عقل نظرى که وظیفه اش تشخیص حقیقت هر چیز است ، و عقل عملى مقدمات حکم خود را از احساسات باطنى مى گیرد، که در هر انسانى در آغاز وجودش بالفعل موجود است 136.
استاد جوادی در این مسأله می فرماید:
عقل نظری و عملی، دو اصطلاح دارد:
1. عقل نظری، نیرویی است که حکمت نظری را درک می‏کند و عقل عملی، نیرویی است که حکمت عملی را درک می‏کند.
2. عقل نظری، حکمت نظری و عملی را درک می‏کند و عقل عملی فقط صبغه عملی دارد (نه علمی) و وظیفه او عزم عملی است، نه جزم علمی. در این مباحث، اصطلاح دوم به کار رفته است و این اصطلاح، به نظر صحیح‏تر است.137
از فرمایشات علما و اندیشمندانی که در این قسمت نقل گردید، معلوم شد که این گروه عقل نظری را فقط مدرک می دانند و عقل عملی را فقط عامل و مبداء شوق می شناسند و دیگری هیچ نقشی در ادراک ندارد.
تفسیر سوم:
عقل نظری و عقل عملی هر دو درک کننده است فرق در اینجا است که حوزه عقل نظری فقط در کلیات است وعقل عملی احکام جزئی مربوط به عمل اختیاری را درک می کند.
براساس این نظریه ادراک احکام کلی چه مربوط به واقع و نفس الامری باشد یا از افعال اختیاری انسان باشد، به عهده عقل نظری است. کار عقل عملی فقط ادراک تعقل امور جزئی برای به کار بستن قوا است.
در بعضی از تألیفات ابن سینا و ملاصدرا این تفسیر استظهار می شود.
همان طور که ابن سینا در تنبیهات و اشارات می گوید:
یکی از قوای انسان قوه ای است که نفس برای تدبیر بدن به آن نیاز دارد که از آن به عقل عملی یاد می شود و همین قوه است که کار جزئی را که انجام آن بر انسان واجب است را با مقدمات بدیهی ، مشهور یا تجربی استنباط می کند تا به هدف اختیاری برسد در این کار از عقل نظری کمک می گیرد تا به رأی جزئی منتقل گردد.138
در رساله نفس ایشان می گوید :
انسان قوه ای دارد که اختصاص به آرای کلی دارد و قوه ای دیگر که مختص به درک امور جزئی دارد اموری که شایسته عمل یا شایسته ترک هستند. به قوه ی درک کننده کلیات عقل نظری و به قوه ی درک کننده امور جزئی عقل عملی نامیده می شود. عقل نظری با صدق و کذب در قضایای کلیه کار دارد و عقل عملی با خیر و شر در جزئیات؛ اولی با تشخیص واجب و ممکن و ممتنع سروکار دارد و دومی با تشخیص زشت و زیبا سروکار دارد مبادی اولی از اولیات است و مبادی دومی از مشهورات و مقبولات و مجربات ومظنونات است.139
ملاصدرا در کتاب مبدأ و معاد راجع به این مطلب عبارتی داردکه همین نظر را تائید می کند:
برای نفس انسان دو قوا وجود دارد قوۀ مدرکه عالمه و قوه محرکه عامله. قوه عالمه مختص به کلیات است و امور کلی را درک می کند و قوه محرکه عامله اختصاص دارد به اموری که شایسته عمل شدن است یا شایسته ترک است. پس این قوه استنباط می کند صناعات انسان را و انسان به وسیلۀ این قوا اعتقاد پیدا می کند به امور حسن و قبیح از کارهای اختیاری انسان. 140
صدرالمتألهین در شواهد الربوبیه از این هم واضح تر می گوید که ادراک امور کلی چه مربوط به ادراک صرف باشد مثلا “فلک مستدیر است” یا متعلق به عمل باشد مانند “عدل حسن است” از وظایف عقل نظری است. اعمال جزئی چه از معدات علمی باشد یا از امور معاش باشد ادراک این امور از وظایف عقل عملی است.141
در ادامه ایشان این مطلب را بر یک مثال تطبیق نموده می فرماید؛ اگر انسان بخواهد یکی از مصادیق راستگویی را تحقق دهد می گوید این کار راستگویی است و راستگویی باید انجام شود پس این امر هم باید انجام شود. این یک امر جزئی است که عقل عملی به کمک عقل نظری به آن رسیده است. سپس قوه شوقیه به خدمت عقل عملی در می آید و انسان را به آن کار جزئی سوق می دهد.142
استاد جوادی آملی تعریف معروف از عقل نظری و عقل عملی و فرق میان آنها را چنین نقل می کند:
عقل نظری نیرویی ادراکی است که انسان با آن هست‌ها و نیست‌ها را ادراک می‌کند. در مقابل، عقل عملی نیروی ادراکی است که انسان با آن بایدها و نبایدها را ادراک می‌نماید؛ اعم از باید و نبایدهای اخلاقی و حقوقی و مانند آنها. ایشان تعریف دیگری نیز برای عقل عملی ذکر نموده می گوید:
عقل عملی از سنخ عمل و کوشش است نه از سنخ علم و اندیشه و این همان است که در تعریفش گفته شده با آن خدا عبادت می شود و بهشت اکتساب می گردد.”ایشان همین تعریف را برای عقل عملی برگزیده می فرماید:
عقل عملی فقط در جایی است که ایمان و تصمیم و عزم و اخلاص و اراده و تولی و تبری مطرح باشد. یعنی جایی که عمل شروع می شود جای عقل عملی است و هرگز کار آن ادراک نیست بلکه تحریک است.143
این سه تفسیر از تفاسیر معروف عقل نظری و عقل عملی بود که اینجا ذکر شد. قضاوت کردن اینکه کدام یک از این نظریه درست است، دشوار است. شاید هم می توان گفت که هر یک از فلاسفه از یک زاویه به عقل عملی نگاه کرده اند. البته پس از بررسی سخنان فلاسفه در مورد عقل نظری و عقل عملی ما به این نتیجه می رسیم که در این مورد در یک نکته اتفاق وجود دارد و آن نکته این است که عقل نظری همیشه با واقعیات عالم سروکار دارد و عقل عملی همیشه با باید و نباید ها سروکار دارد چه به نحو مدرک باید و نباید باشد یا مبدأ باید و نباید باشد ویا محرک انسان به سوی باید ونباید باشد.
اگرچه محققین در کتاب ها و مقالهها تعبیرهای دیگری را نیز ذکر کرده اند که این نوشتار مجال ذکر همه را ندارد لذا به همین مقدار اکتفا می شود.
مراتب عقل نظری و عقل عملی:
فلاسفه برای هرکدام از عقل نظری و عقل عملی مراتبی قایل هستند و در کتب فلاسفه بیان نمودند که به ترتیب اینجا بیان می شود.
مراتب عقل نظری
فلاسفه مراتب زیر را برای عقل نظری بیان کرده اند:
1. عقل هیولانی: مرتبه ای از عقل را می گویند که نفس انسان از هر گونه معقولات خالی باشد و به این جهت این مرحله را عقل هیولانی می گویند چون هیچ گونه فعلیتی در نفس موجود نمی باشد.
2. عقل بالملکه: به مرحله ای از عقل گفته می شود که نفس واجد معلومات بدیهی باشد یعنی می تواند تصورات و تصدیقات بدیهی را تعقل کند.
3. عقل بالفعل: در این مرحله عقل از مرحله دوم بالا رفته مسائل نظری را می توند از بدیهیات استنتاج کند.
4. عقل مستفاد: مرتبه ای از نفس را می گویندکه تمام معقولات بدیهی و نظر ی را از طریق علم حضوری یا حصولی نزد نفس حاضر باشد. این مرتبه عقل، جهانی است علمی شبیه جهان عینی.144
    مراتب عقل عملی
حکیم الهی در این جهت با پیمودن مراحل عقل نظری به حکمت نظری واصل می شود اما این که آیا این علوم با قلب پیوند خورده یا نه معلوم نیست چون عقد قلبی و ایمان واقعی زمانی برای افراد حاصل می شود که مراتب عقل عملی را هم سیر کرده باشد و مراتب عقل عملی به ترتیب زیر است.
1. تخلیه: خالی کردن قلب از آلودگی های گناه و پلیدی معصیت و تمهید آن برای پذیرش نیکی ها چون خیر و شر، خوبی و بدی، طاعت و معصیت ضدهم اند و در یک جا قابل جمع نیست.
اول ای دل دفع شر موش کن وان گه اندر جمع گندم گوش کن
2. تحلیه: زینت دادن باطن به کمالات معنوی؛ آراسته شدن به حسنات اخلاقی و مؤدب گردیدن به اداب الهی همان طور که امام سجاد علیه السّلام فرمود:
امام زین العابدین علیه السّلام در دعای مکارم اخلاق به این مرتبه از عقل اشاره نموده می فرماید:
اللهم صل على محمد وآله وحلنی بحلیه الصالحین، وألبسنی زینه المتقین فی بسط العدل، وکظم الغیظ، وإطفاء النائره، وضم أهل الفرقه، وإصلاح ذات البین، وإفشاء العارفه، وستر العائبه، ولین العریکه، وخفض الجناح، وحسن السیره، وسکون الریح، وطیب المخالقه، والسبق إلى الفضیله، وإیثار التفضل، وترک التعییر والإفضال على غیر المستحق، والقول بالحق وإن عز، واستقلال الخیر وإن کثر من قولی وفعلی.145
3. تجلیه: زینت دادن باطن از گناه و آراستن آن به خوبی ها انسان جلوه ای از جلوات حق خواهد شد.
4. فنا: مرتبه چهارم فنا فی الله است یعنی به این معنا که همه چیز را با خدا دیدن و غیر از ذات حق چیزی ندیدن و همه غیر خدا را وابسته به او دانستن.146
استاد جوادی آملی در مراتب عقل نظری می فرماید؛ اگر این دو قوای عقل( علمی و عملی) مراتب کمال خویش را طی کند در یک مرحله به جایی می رسد که دوگانگی بین این دو قوا ازبین رفته به وحدت می رسد. پس هر چه علم و عمل به جایگاه وحدت نزدیکتر شوند ارتباط و اتحاد آنها نیز قوی و نیرومندتر می شود. فاصله بین این دو در مقام کثرت است. از این جا است که گاهی عالم است و عمل نیست مانند عالم بی عمل در این شخص فقط قوه نظری رشد کرده است. گاهی هم عمل بدون علم دیده می شود همانطور که در عبادت جاهلانه محسوس است. گاهی در بعضی از انسان ها قوه نظر و عمل هر دو از مرحله اولی هم سقوط می کند همانطور که در افراد جاهل متهتک دیده می شود. در بعضی از افراد هر دوقوه به مرحله نهایی و مقام وحدت می رسد و علم او در عملش بروز و ظهور پیدا می کند آیه شریفه “إنّما یخشی الله من عباده العلماء” به نوع افراد اشاره دارد.147
2-2-2- محور دوم: اقسام عقل از نظر روایات
اگرچه تقسیم عقل به عقل نظری و عقل عملی با این اسم و رسم در روایات موجود نیست ولی کارکردهای متفاوتی برای عقل در احادیث بیان شده که بعضی از آنها با عقل نظری سازگاری دارد و برخی دیگر با عقل عملی هم خوانی دارد. پس روایاتی که در این باره از معصومین علیه السّلام صادر شده است، در دو بخش بیان می شود. در بخش اول روایاتی که به عقل نظری اشاره دارد، بیان می شود و در بخش دوم عقل عملی از نظر روایات بررسی می شود.
بخش اول:عقل نظری در روایات
در بحث گذشته این مطلب برای ما روشن شد که در یک مطلب در تعریف عقل
نظری تمام علماء و اندیشمندان اتفاق نظر دارند و آن جنبه کاشف و ادراکی بودن عقل نظری است حالا بعضی آن را منحصر در واقعیت های عالم می دانند و برخی آن را علاوه بر این شامل درک باید ونباید ها هم می دانند. لذا روایاتی که این جنبه از عقل را بیان نموده، در واقع درپی بیان عقل نظری است لذا آن دسته از روایات این جا ذکر می شود.
حضرت علی علیه السّلام می فرماید:
خزینه و گنج حکمت بوسیله عقل قابل دسترسی است.148
مراد از عقل در این روایت عقل نظری است که انسان می تواند با قوه نظری خود معارف و علوم الهیه را درک کرده عالم عقل را از شبهات و قیود مجرد سازد.149
میرداماد نیز در تعلیقه اصول کافی گفته است که مراد از حکمت در این حدیث شریف کمال قوه نظریه است و از ادب الصالح در ادامه حدیث کمال قوه عملیه اراده شده است.150
همچنین آن حضرت درباره نفس شناسی می

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *