پایان نامه درباره حسن و قبح، حسن و قبح عقلی، جوادی آملی، جهان بینی

دانلود پایان نامه

است.
3 . ادلّه شرعی، تنها کاشف اراده خداست.
4 . ادلّه شرعی، یا عقلی است یا نقلی، و ادله نقلی، یا کتاب است یا سنّت معصومان(علیهم السلام).
نتیجه‌ای که از مطالب چهارگانه گرفته می‌شود، آن است که عقل نیز مانند نقل و زیرمجموعه‌های آن همانند کتاب و سنّت، و نیز زیرمجموعه‌های سنّت؛ مانند خبر واحد و متواتر، اجماع، شهرت فتوایی و روایی و … ـ دارای ویژگی حجّیت و کاشفیت از اراده و حکم خداست. از این رو، عقل ناب، همتای نقل معتبر، حجّه الله است و هیچ فرقی با دیگر ادلّه شرعی ندارد. نیز معلوم می‌شود که عقل، مقابل دین و جدای از آن نیست، بلکه عقل در برابر نقل است. پیام و محتوای هر دلیل عقلی یا نقلی، پیام و محتوای دین را نیز تشکیل می‌دهد.331
از این مطالب به این نتیجه می رسیم که حجیّت عقل در معرفت دین امری است انکار ناپذیر، اساسا اگر حجیّت عقل زیر سؤال برود، اعتبار هیچ حجیّتی برای ما ثابت نخواهد شد چون عقل است که به ما می گوید اطاعت از امر مولی واجب است، و وجوب از اطاعت مولی برای سایر ادله مانند کتاب و سنت اعتبار ایجاد می کند.
حجیت عقل عملى
بعد از این که حجیّت عقل برای ما روشن شد، باید ببینیم که آیا عقل عملی نیز با حجیّت و اعتباری که برای خود عقل بیان شد، برخوردار است یا خیر؟
مرحوم مظفر(رح)می نویسد: وقتی ما از دلیل عقل سخن می گوییم مراد ما حکم عقل نظری است که مستقلا آن را درک می کند یا ملازمه بین دو حکم شرعی یا حکم شرعی و عقلی را درک می کند.
ولی اگر از دلیل عقلی، عقل عملی را اراده کنیم، عقل عملی توان ادراک این را ندارد که تشخیص دهد، فلان عمل از اعمال شایسته نزد شارع است یا خیر. چون این کار از حوزه عقل عملی خارج است. عقل عملی فقط شایستگی و عدم شایستگی انجام فعل را درک می کند قطع نظر از رأی شارع. وقتی عقل عملی حیثیت و شایستگی ذاتی فعل را درک می کند عقل نظری بدنبال آن گاهی حکم می کند به ملازمه بین حکم عقل عملی و حکم شارع و گاهی هم به نفی ملازمه حکم کند.332
طبق فرمایش مرحوم مظفر در مواردی که از راه حسن و قبح عقلی نظر شارع را درباره حکم یا موضوعی کشف میکنیم، یکی از مقدمات آن قیاس را عقل عملی تأمین می کند. بعنوان مثال: عقل عملی درک می کند که: راستگویی از افعالی است که باید انجام شود.
دنبال این درک، عقل نظری ملازمه بین حکم عقل عملی و حکم شارع را درک کرده، حکم می کند که راستگویی نزد شارع هم از افعالی است که باید انجام شود.
پس اگرچه عقل عملی به تنهایی در استنباط یک حکم شرعی حجیّت ندارد ولی اعتبار و حجیّت آن در ضمن یک دلیل، مطلبی انکار ناپذیر است.
استاد جوادی آملی می فرماید: وقتی گفته می شود، معنای معتبر بودن دلیل عقلی این است که در مسائل علمی و جهان بینی اعتقادی ، اگر کسی خواست که حقیقتی را تصدیق و باور داشته باشد ، باید به استناد برهان عقلی باور کند و در مسائل مربوط به عمل نیز اگر خواست به چیزی عمل نماید، باید به استناد آن عمل کند .
به بیان دیگر، استدلالی در مسائل علمی معتبر است که انسان را به یقین برساند؛ ولی در مسائل عملی، جزم و یقین لازم نیست و همین که اطمینان حاصل شد، می توان به آن عمل نمود؛ نظیر تعبّدیات. اگر دلیل عقلی مفروض، مطابق با واقع باشد، استدلال کننده مأجور است و می تواند به آن عمل کند و اگر مطابق با واقع نبود، استدلال کننده مُؤمِّن و معذِّر دارد ، یعنی در برابر خداوند به استناد آن دلیل ، معذور و در امان است.333
استاد سبحانی در این باره می گوید:
آفریدگار متعال یک سلسله علوم بدیهی برای ما آفریده که همه افراد آن را قبول دارند. به عنوان مثال علم به «محال بودن اجتماع و ارتفاع نقیضین» در ما هست و به وسیله آن تمام مشکلاتمان را حل می‌کنیم.
همان گونه که در علوم نظری، تمام مسائل نظری باید به بدیهی منتهی شود، در علوم عملی هم باید مسائل غیر واضح به مسائل واضح منتهی شود. هیچ‌گاه امر مجهول، مجهول دیگری را حل نمی‌کند. همیشه باید امور واضح، مشکلات را حل کنند.
باید تمام مسائل پیچیده و غیر واضح »خواه در عقل نظری و خواه درعقل عملی« به قضایای خود معیار منتهی شوند.
قضایای خود معیار در عقل نظری «محال بودن اجتماع ارتفاع نقیضین» و در عقل عملی، «حسن و قبح عقلی» هستند.334
در ادامه این مقاله ایشان می فرماید: به نظر ما عقل به خودی خود، حسن و قبح را درک می‌کند و در این درک، نیازی به شرع ندارد. آفریدگار متعال، علمی در ما نهاده که بدون نیاز به شرع درک می‌کنیم: «هذاحسنٌ یجب ان یُعمل وهذاقبیحٌ یجب ان لایُعمل» .
از نظر ایشان در قضایای حسن و قبح عقلی ایفا کننده نقش اصلی ، عقل عملی است پس این جا اعتبار آن روشن تر است. چون درک حسن و قبح توسط عقل به خاطر آن قوه ادراکی است که خدا در وجود انسان نهادینه کرده است. در واقع این مطلب توضیح آن روایت است که می گوید؛ خدای برای انسان دو گونه حجت قرار داده است حجت درونی و بیرونی؛ که مراد از حجت درونی طبق روایت عقل است و بقول خیلی از اندیشمندان عقل یکی بیش نیست، فقط مدرکات آن دو گونه است پس وقتی حجیّت عقل ثابت شود، برای مدرکات عملی هم اعتبار می آورد.
باید در آخر این نکته را یادآور شوم که با توجه به سخنان علماء که در این بخش بیان شد، حجیت عقل عملی در صورتی متصور است که ما از معانی سهگانه عقل عملی تفسیر اول(مدرک باید و نبایدها) و تفسیر سوم( یابنده احکام جزئی مربوط به عمل اختیاری انسان) اراده کنیم چون سخنان علماء در بحث حجیت عقل عملی حسن قبح
عقلی را محور بحث قرار داده اند و حسن قبح عقل از مدرکات است. از اینجا می توان گفت که حجیت عقل عملی بنا بر این دو تفسیر معنا پیدا می کند.
معنای حجیّت در عقل عملی
از معانی حجیّت که در محور اول ذکر کردیم استاد جوادی آملی منجزیت و معذریت را برای عقل عملی برمی گزیند و می فرماید:
بحث در حجیّت عقل به منجّزیت و معذّریت بر می گردد، چنانچه وقتی گفته می شود که استدلال عقلی، معتبر و حجت شرعی است و می تواند در قیامت، مدار احتجاج خدا بر بنده و بنده بر خدا قرار گیرد، معنایش این است که در مسائل علمی و جهان بینی اعتقادی، اگر کسی خواست که حقیقتی را تصدیق و باور داشته باشد، باید به استناد برهان عقلی باور کند و در مسائل مربوط به عمل نیز اگر خواست به چیزی عمل نماید ، باید به استناد آن عمل کند.
به بیان دیگر، استدلالی در مسائل علمی معتبر است که انسان را به یقین برساند؛ ولی در مسائل عملی، جزم و یقین لازم نیست و همین که اطمینان حاصل شد، می توان به آن عمل نمود؛ نظیر تعبّدیات. اگر دلیل عقلی مفروض، مطابق با واقع باشد، استدلال کننده مأجور است و می تواند به آن عمل کند و اگر مطابق با واقع نبود، استدلال کننده مُؤمِّن و معذِّر دارد ، یعنی در برابر خداوند به استناد آن دلیل ، معذور و در امان است335
از این عبارتی که از استاد جوادی نقل شد، به این نتیجه می رسیم که اگرانسان از راه عقل نسبت به اصلی از اصول دین یقین پیدا کرد، معتقد شدن به آن واجب است مانند پی بردن به وجود خدا از راه عقل؛ همچنین است احکام عملی که اگر از راه عقل به ین نتیجه رسید که فلان عمل را باید انجام انجام داد، حکم عقل در این مورد هم حجت بوده انجام دادن آن بر انسان واجب می شود.
در کتاب محیط زیست ایشان درباره حجیّت عقل عملی می فرماید:
خدای سبحان، اهمیت عقل عملی را این‌گونه بیان می‌کند: (وَمَا خَلَقْتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ).336 خداوند در این آیه، هدف آفرینش جنّ و انس را عبادت و بندگی آنان می‌داند. از طرفی، عبادت و بندگی در گرو انگیزه درست و صائب است و بدون بهره‌مندی از عقل عملی تحقّق نمی‌یابد؛ به این معنا که اگر انسان نمی‌توانست انگیزه‌های درست و ارزشمند را در خود ایجاد کند و اگر قادر نبود با نظاره به آن سوی مادیات، اهدافی بلند را برای افعال خود در نظر بگیرد، بندگی و عبودیت او معنای صحیح و مفهوم درست پیدا نمی‌کرد، از این رو هدفمندی خلقت، مدیون عقل عملی نیز می‌باشد و انسانها بدون عقل عملی، توانایی ایجاد انگیزه صائب و عبادت حق را ندارند و از دسترسی به هدف خلقت باز می‌مانند.
البته نباید تصور کرد که اگر عقل نظری به همراه عقل عملی، هدف خلقت شد، تعارض و تضادی ایجاد می‌شود؛ چون هر یک از دو نوع عقل در حدّ خود، نقش ثبوتی دارد و هیچ‌گاه دو امر مثبت، متعارض هم نیستند و به واسطه اثبات یکی، دیگری در حیطه حصر و نفی قرار نمی‌گیرد.
منشأ حجیّت عقل عملی
در این قسمت باید ببینیم که حجیّت عقل عملی از نوع ذاتی استکه نیاز به جعل شارع نباشد یا خیر، حجیّت آن مستند به جعل شارع باشد.
ذاتی یا جعلی بودن حجیّت عقل
باتوجه به فرمایشات استاد سبحانی که گذشت علوم عملی در مجهولات به بدیهیات عملی منتهی شود. و حجیّت قضیه بدیهی نیاز به جعل حجیّت ندارد.
استاد جوادی درباره ذاتی بودن حجیّت عقل می گوید:
با کمی درنگ در حجیّت استدلال عقلی، به این نتیجه می رسیم که حجیّت بدیهی به جایی اتکا ندارد ، یعنی بدیهی یک پیش فرض نیست ؛ زیرا اگر یک پیش فرض باشد و به جایی تکیه نداشته باشد ، چیزی غیر از سفسطه و شک نخواهد بود.
به بیان دیگر، ما قضیه بدیهی را «مفروض الحجه» در نظر می گیریم و قضیه نظری را به آن «مفروض الحجه» ارجاع می دهیم. پس، حجیّت بدیهی به چیست؟ و به دیگر سخن ، ما وحی را به پشتوانه ی عقل اثبات می کنیم ؛ یعنی می گوییم که جهان خدایی دارد و آن خدا اسمای حسنایی دارد و یکی از اسمای حسنای خدا ، حکیم و هادی است و خدای حکیم و هادی ، بشر را بدون راهنما رها نمی کند و آن راهنما نیز باید نشانه یعنی معجزه داشته باشد و معجزه نیز با علوم غریبه فرق دارد و هم چنین بین اعطای اعجاز و صدق دعوت ، ربط ضروری وجود دارد . همه ی این ها فتوای عقل نظری است که باید به بدیهی برگردد و از سویی ، حجیّت بدیهی مفروض است و وقتی مفروض شد، یقین پیدا نمی شود و وقتی یقین حاصل نشد ، ایمان پیدا نمی شود . بنابراین باید بدانیم که حجیّت بدیهی به چیست؟
در جواب باید بگوییم: حجیّت قضیه عقلی بدیهی، بالذات است، نه اینکه مفروض الحجه باشد، زیرا عقل معتبر ، اعتبارش به بیّن بالذات بودن او است و بیّن و معلوم بالذات، حجت بالذات است و چیزی که حجیّت او بالذات باشد ، می تواند اساس و پایه ی بسیاری از مسائل قرار گیرد ؛ نه اینکه در معرفت شناسی اصلاً اساس و پایه ای وجود نداشته باشد.337
از سخنان استاد جوادی به این مطلب می رسیم که حجیّت عقل ذاتی است نه جعلی و عرضی چون ملاک حجیّت و اعتبار تمام قضایای نظری و غیربدیهی به این است که به بدیهی منتهی شوند. حالا اگر در علوم عملی هم از راه عقل یک قضیه بدیهی بدست بیاید، همانطور که اکثر اندیشمندان بر این است که حسن و قبح عقلی یکی از مدرکات عقل عملی است، از این راه ما به این نتیجه می رسیم که حجیّت عقل عملی نیز ذاتی خواهد بود. همان بیان استاد جوادی دربارۀ حجیّت عقل راجع به حجیّت عقل عملی نیز جاری است.
حجیّت و اعتبار عقل عملی از روایات
اکنون که حجیّت عقل عملی را در
سخنان علما ملاحظه کردیم، به اصل موضوع برمی گردیم و می بینیم که در روایات حجیّت آن چگونه بیان شده است.
روایات زیادی در کتب روایی از معصومین علیهمالسلام نقل شده که بر حجیّت عقل و ضمنا بر حجیّت عقل عملی دلالت می کند و برخی از آن ها در گفتار اول همین فصل در ارزش و اهمیت عقل عملی نقل گردید. الان از زاویه حجیّت عقل عملی این روایات را بررسی می کنیم. بعضی از روایاتی که اصولیون از آنها حجیّت عقل را استفاده کرده اند، در جای دیگر بطور صریح درباره آن روایات گفته اند که این روایات عقل عملی را بیان می کند. مانند این حدیثی که از امام صادق علیه السّلام درباره عقل نقل شده است:
عقل همان است که خداوند به آن عبادت شده و بهشت به وسیلۀ آن کسب میشود.338
روایت دیگری هم از امام صادق علیه السّلام به همین مضمون نقل شده است که رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم در وصیتی به حضرت علی علیهالسلام فرمود:
ای علی عقل همان

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق درموردتاریخ تصوف، حوزه و دانشگاه، مجمع عمومی، منازل السائرین

پاسخی بگذارید