تیر ۱۷, ۱۳۹۹

پایان نامه درباره شهر خلّاق/:منابع فرهنگی و شهر خلّاق

منابع فرهنگی و شهر خلّاق

با توجّه به اهمیّت بالای فرهنگ در شهر خلّاق برنامه­ریزان شهری باید رویکردی فرهنگی در برنامه­ریزی­هایشان داشته باشند و از منابع فرهنگی شهر برای توسعه استفاده نمایند. بیانچینی برنامه­ریزی فرهنگی را شامل تمامی رشته های هنر(هنر طراحی، هنر حمایت از اجتماع ، هنر برنامه­ریزی حمل و نقل، هنر تسلّط بر پویایی­های توسعه اجتماع محلّی می­داند). وی با همکاری لندری مفهوم منابع فرهنگی را نیز اصلاح می­کند. از نظر آن­ها منابع فرهنگی، در افراد شامل خلّاقیت، مهارت و استعداد می­باشد. آن­ها مانند ساختمان­ها، شی نیستند. بلکه، مانند نمادها، فعالیّت­ها و مجموعه­ای از تولیدات محلّی در هنر، خدمات و صنایع می­باشند. منابع فرهنگی شهری شامل میراث تاریخی، صنعتی و هنری، دارایی­هایی را شامل معماری، چشم­انداز شهری یا بازار زمین شهری را نشان می­دهند. سنت­های بومی و محلّی زندگی جمعی، جشنواره­ها، آیین و تشریفات مذهبی یا قصّه­ها می­تواند منابع فرهنگی باشند. حتّی فعالیّت­های فرهنگی آماتورگونه، هر چند بیشتر جنبه سرگرمی دارند؛ اما، می­توانند تولیدات وخدمات جدید را ایجاد کنند. منابعی مثل هنر آشپزی، غذا، فعالیّت­های مربوط به اوقات فراغت، لباس، سنت­های فکری و خرده فرهنگی که در بسیاری از جاها ممکن است مورد بی توجّهی قرار گیرند، می­توانند ویژگی­های منحصر به فردی به یک مکان بدهند؛ که آن را از سایرین متمایز سازد. منابع فرهنگی، مواد خام یک شهرند و پایه ارزش آن محسوب می­شوند و به عنوان دارایی جایگزین عناصری مثل زغال سنگ، فولاد و طلا می­شوند. خلّاقیت شیوه بهره­برداری از این منابع و کمک به رشد آن­هاست. وظیفه برنامه­ریز شهری نیزشناسایی، مدیریّت و بهره­برداری از این منابع است(19 ,2006 ,Landry).

بنا به اهمیّت این مقوله است که اواسط دهه 1990 م. به بعد که شهر خلّاق به عنوان یک استراتژی جدید رواج یافت برنامه­ریزان توسعه شهری و اقتصادی در اجتماعات به طور فزاینده­ای به هنر و فرهنگ به عنوان ابزارهای توسعه گرایش یافتند. مراکز هنرهای بصری و نمایشی، فستیوال­ها­، هنر مردمی، مراکز هنری و مراکز فرهنگی طراحی شدند. هم چنین در احیای بافت­های قدیمی، جذب گردشگر، حفظ آثار تاریخی و سنّت­های فرهنگی، ایجاد و تقویت اجتماعات محلّی و حل مسائل آن­ها تلاش­هایی صورت گرفت(2 ,2006 , Markusen). در واقع در این دهه، هنر و فعالیّت­های فرهنگی به عنوان سازمان­دهندگان به تغییر شهری و به عنوان عوامل رشد صنایع فرهنگی جدید مثل رسانه­های دیجیتالی قلمداد می­شوند. به طوری که ارتباطی معنادار بین حمایت از این فعالیّت­های جدید یعنی خوشه­های خلّاق و محیط فرهنگی وجود دارد(331 ,2006 ,Roberts).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارزیابی میزان تحقق¬پذیری مولفه¬های شهر خلّاق (نمونه موردی: شهر بناب)