مرداد ۱۳, ۱۳۹۹

پایان نامه درباره عبرت/:مفهوم شناسی تربیت

مبانی و مفهوم شناسی تربیت

تربیت از ماده “ربب” یا “ربی” و به معنای حرکت دادن گام به گام یک شیء به سوی تمام شدن خلقتش می‏باشد. [1] بنابراین “ربّ” یعنى آن مبدئى که صفت ذاتى او، کامل نمودن و رساندن موجودات و جهانیان است به کمالاتى که بر آن‏ها ‏سزاوارند[2]  و رب العالمین به معنای کسی است که مالک تدبیر عالم خلقت می‏باشد.[3] بنابراین؛ بنابر نظر صاحب اطیب البیان؛ “ربّ” به معنى مربّى و پروردگار است، چون ذات مقدّس حق، مربّى جمیع موجودات است و تربیت، این است که هر چیزى را از مرتبه استعداد و قابلیّت به مقام فعلیّت رسانده و کمالات لایقش به او بخشیده شود و تربیت بر دو نوع است، تکوینى و تشریعى : تربیت تکوینى حقّ عبارت از افاضه وجود به تمام ماهیّات ممکنه از عالم مجرّدات تا مادیّات و آن‏ها را بواسطه اسباب و مقدّماتى که به آن‏ها احتیاج دارند از مرتبه قابلیّت به مقام فعلیت رسانیدن است و تربیت تشریعى، عبارت است از تکمیل نفوس انسانى به واسطه معارف حقّه و ملکات حسنه و اَعمال صالحه است که موجب سعادت و رستگارى و نیل به فیوضات اخروى و نعمت‏های همیشگى خواهد بود و در تربیت، سه چیز لازم است: اوّل وجود مربّى (بکسر باء) یعنى تربیت کننده، دوّم قابلیّت مربّى (بفتح باء) یعنى تربیت شده، سوّم مصادف نشدن با امورى که مربّى را از قابلیّت  مى‏اندازد. ربّ، تنها ذات مقدس بارى است و غیر او هر که و هر چه هست اسبابی هستند که خداوند آن‎ها را براى تربیت موجودات از مرتبه قابلیّت به فعلیت رسانیدن آن‏ها در این عالم، مقرّر داشته است، چه در تربیت تکوینى مانند پدران و چه در تربیت تشریعى، مانند انبیاء و اوصیاء و حکماء و دانشمندان و غیر از این‏ها که همه اسباب هستند. بنابراین اطلاق رب بر غیر ذات پروردگار به نوعى از عنایت و مجاز است و ذات مقدس حق در هر موجودى در این عالم، استعداد و قابلیّت تکامل و تربیت را به ودیعت نهاده است و اگر موجودى طریق تکامل را نپیمود و استعداد خود را به فعلیّت نرسانید، به واسطه تصادف با موانعى بوده است که قابلیت او را از بین برده و یا مانع پیشرفت او شده است و در نتیجه در هر نوع تربیتى، تا سه امر فوق تحقق پیدا نکند، تربیت و تکامل محقق نخواهد شد.[4]

آن‏چه از کلام مفسران و صاحب اطیب البیان استفاده می‏شود این است که، خداوند، قوه و استعداد هرچیزی را که در بشر قرار داده است، راه به فعلیّت رسیدن و حرکت به سوی کمال آن قوه را، در عالم تکوین، انشاء، و در عالم تشریع بیان کرده است، چرا که خداوند کار عبث نمی‏کند و قوه چیزی را در بشر نمی‏نهد مگر آن‏که راه فعلیّت آن‏ را نیز انشاء و بیان می‏کند، و این از حکمت الهی ناشی شده است. اما در این حرکت تکاملی و حرکت موجودات به سوی اتمام خلقت‏شان، بنابرآن‏که این حرکت، حرکت است و در عالم ماده انجام گرفته تا به سوی هدف و کمال خویش که همان شدّت وجود است منتهی شود، بنابراین چاره‏ای نبوده که حرکت از قوه به فعل، دارای مراحلی گردد. اما در این حرکت، همچنان که صاحب اطیب البیان نیز بیان می‏کند، پرورش دهنده، خداوند است، اما همان‏طور که بیان شد، چاره‏ای جزکسب اسباب برای رسیدن به هدف ربّ نبوده است، بنابراین اسبابی در راستای این هدف، چه در عالم تکوین مانند پدر و مادر ” وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً “[5] و چه در عالم تشریع مانند انبیاء و اولیاء و انزال کتب وجود دارد. در بحث حاضر با توجه به موضوع بحث، به روش‏های قرآن و نهج البلاغه چه در عالم تشریع و چه در ارتباط با عالم تکوین می‏پردازیم. اما در تربیت مهمترین مؤلفه‏ها، قابلیت تربیت در گروه هدف که می‏خواهند ارتقاء یابند و نقش مربی می‏باشد.

 [1] الربُّ فی الاصل: التربیه و هو إنشاء  الشیء حالاً فحالاٌ الی حدّالتمام،یقال ربَّهُ ، وربّاه و ربّبَهُ. راغب اصفهانی، مفردات، ص336 .

 [2] رب مصدر از ربا یربو- یا از رب یرب مانند نمّ ینمّ، است، و بمعناى وصفى از جهت مبالغه مى‏باشد؛ طالقانی سیّد محمود، پرتوی از قرآن، ج1 ،ص 26 .

[3]  «رَبِّ الْعالَمِینَ» به معنی المالک لتدبیره؛ طوسی محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص 32.

 [4] طیّب سید عبدالحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص 99.

[5] سوره اسراء، آیه 24 .

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

عبرت از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه و آثار تربیتی آن