متن کامل : پایان نامه رابطه میان هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات انسانی در بین اعضاء هیأت علمی- پایان نامه ایرانداک

اهداف اختصاصی

  1. تعیین رابطه بین « استراتژی هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
  2. تعیین رابطه بین « دانش هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
  3. تعیین رابطه بین « انگیزش هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
  4. تعیین رابطه بین « رفتار هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
  5. تعیین تفاوت بین هوش فرهنگی اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سن، مدرک تحصیلی، نوع دانشگاه، رتبه علمی).
  6. تعیین تفاوت بین ارتباطات اثربخش اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سـن، مدرک تحصیلـی، نوع دانشگـاه، رتـبه علمی ).

 

1-5 سؤال‌های تحقیق

  1. آیا بین استراتژی هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
  2. آیا بین دانش هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
  3. آیا بین انگیزش هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
  4. آیا بین رفتار هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
  5. آیا بین هوش فرهنگی اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سـن، مدرک تحصیلی، نوع دانشگاه، رتبه علمی) تفاوت وجود دارد .
  6. آیا بین ارتباطات اثر بخش اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سـن، مدرک تحصیلی، نوع دانشگاه، رتبه علمی) تفاوت وجود دارد.


 

1-6 تعاریف واژه‌ها

1-6-1 تعاریف مفهومی

هوش[1]

  1. هوش عبارت است: از ظرفیت توانایی و یادگیری.
  2. هوش عبارت است: از دانش پذیری و ظرفیت کسب آن.
  3. هوش عبارت است: از توانایی تفکر برحسب ایده‌های انتزاعی.
  4. علم روان شناسی هوش را به طور کلی نوعی ویژگی شخصیتی متفاوت از، خلاقیت، شخصیت و یا عقل می‌داند‌ (گارد نر 1995)
  5. هوش عبارت است از توانایی فرد برای اینکه بطور هدفمند عمل کند. بطور منطقی بیندیشد و به طور مؤثر با محیط مبادله کند.
  6. توانایی درک اشخاص وایجاد رابطه با آنها‌ (هوش اجتماعی )، توانایی درک اشیاء وکار کردن با آنها (هوش عملی) وتوانایی درک نشانه‌های کلامی –ریاضی وکار با آنها (هوش ).
  7. پیاژه هوش را عبارت از حالت تعادلی می‌داند که کلیه استعدادهای سازشی از نوع حسی وحرکتی و نیروهای شناختی و اکتسابی و همچنین کلیه تبادلات جذبی و انطباقی که بین جسم و محیط صورت می‌گیرد بدان گرایش پیدا می کنند‌ (پیاژه،1357، ص 37).
  8. اگر انسانها، با هوش و خلاق به دنیا می‌آیند. بخش اعظم این هوش و خلاقیت زمانی که به مدرسه می‌رویم از دست می‌رود. اما ممکن است این خلاقیت در دوره‌های بعدی زندگی شکوفا شود. در زندگی روزمره افراد با هوش را طبق شیوه صحبت و عملکردشان تشخیص می‌دهیم (غفاری،1389).

 

 

فرهنگ [2]

1-فرهنگ ارزشها، ایده‌ها، نگرشها و نمادهای آگاهانه و نا آگاهانه‌ای است که رفتار انسان را شکل می‌دهد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود‌ (هافستد،1991، ص 38).

2-واژه فرهنگ برای نامگذاری بسیاری از مفاهیم از جمله آداب و رسوم، مراسم مذهبی، ارزشهای اخلاقی، هنر و ادبیات و موضوعاتی از این دست به کار می‌رود (کوپر، 1995).

3-فرهنگ یعنی: 1) معرفت مشترک وهنجار شده، 2) با قابلیت یادگیری، انتقال پذیری وتحول پذیری، 3) شامل مؤلفه‌های مهمی همچون باورها، ایدئولوژی، ارزش‌ها، هنجارها، نمادها، فناوری مادی واجتماعی، هویت بخشی، ماندگارسازی جامعه وتأمین نیازهای زیستی انسان‌ (اسدی،1389، ص41 ).

هوش فرهنگی [3]

هوش فرهنگی در بر گیرنده مجموعه گسترده‌ای از مهارتها و استعدادهای فردی است که معمولاً با مهارتهای درون فردی و بین فردی اشاره دارد و بطور کلی توانایی درک و فهم و چگونگی بروز یا کنترل عواطف و احساسات است.

هوش فرهنگی عبارت است از: توانایی یک فرد در راستای ساگاری موفقیت آمیز با محیطهای فرهنگی جدید که معمولاً با بافت فرهنگ خود نا آشنا است (ارلی وانگ،2003).

(آفرمن،2004)ا شاره می‌کند که هوش فرهنگی یک فراهوش است که شامل شکل‌های مختلفی از هوش است و‌ (IQ) تنهایکی ازآنها است.

هوش فرهنگی قابلیت فرد برای درک، تفسیر واقدام اثربخش در موقعیت‌هایی است که ازتنوع فرهنگی برخوردارند‌ (پیترسون،2004 ).

هوش فرهنگی را استعداد بکارگیری مهارتها و توانائیها در محیط‌های مختلف تعریف کرده است‌ (پیترسون،2004 ).

[1]-Intelligence

[2]-Cultur

[3] -Cultural intelligence

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 پایان نامه

متن کامل