پایان نامه رایگان مدیریت : رفتار سازمانی

بسیار مشکل است (کانل و مانیون، 2006: 418).
در واقع اعتماد یک مفهوم پیچیده با ابعاد مختلف است (اسمیت و برنی، 2005: 472). با وجود این وضعیت آشفته و مشکل ساز، برخی معتقدند که هنوز مباحث مربوط به اعتماد قابل فهم هستند. تعاریف متعددی از اعتماد مطرح شده است (میرزائی، 1387: 41). به عنوان مثال فرهنگ وبستر، اعتماد را به عنوان تکیه بر ویژگی ها، توانایی ها و نقاط قوت یک فرد تعریف می کند. همچنین ذکر می کند که اعتماد عبارت است از وابستگی به یک چیز یا یک وضعیت. همچنین فرهنگ آکسفورد، اعتماد را به عنوان یک باور که فرد ممکن است به آن تکیه کند، تعریف می نماید.
رمپل، هولمز و زانا اعتماد را به صورت “احساس اطمینان و امنیّت به واکنش های طرف مقابل و استحکام رابطه” تعریف کردند. بر اساس این تعاریف اعتماد از اطمینان و اشتیاق برای مشارکت در ایجاد رابطه ی قوی با فرد دیگر منتج می شود (رمپل و همکارانش، 1985: 96). از رویکردی دیگر، اعتماد به صورت تمایل یک فرد برای قرار گرفتن در معرض آسیب های ناشی از اقدامات فرد دیگر، بر اساس این انتظار که طرف دیگر اقدامات مهمی را بدون در نظر گرفتن توانائی نظارت بر او انجام می دهد، نیز تعریف شده است (مایر، داویس و اسکورمن، 1995، ص 712 به نقل از کونگ گو و ژن جی لو، 2014: 18)
مک آلیستر، اعتماد را به عنوان “میزان اطمینان یک فرد و اشتیاق عمل بر اساس گفته ها، اقدامات و تصمیمات فرد دیگر” تعریف کرده است. به اعتقاد وی و همکارانش، اعتماد یک سازه ی چند بعدی است (مک آلیستر، 1995؛ بارنی و هانس، 1994؛ مورمن، زالتمن و دشپانده، 1992). مک آلیستر بین دو صورت اعتماد یعنی اعتماد مبتنی بر شناخت (اعتماد شناختی) و اعتماد مبتنی بر احساسات یا (اعتماد عاطفی) تمایز ایجاد می کند. در ادبیات مربوط به اعتماد، اعتماد شناختی و اعتماد احساسی (عاطفی)، متمایزترین و پرکاربردترین نوع اعتماد هستند (مک آلیستر، 1995).
این دو سازه و انواع اعتماد بر اساس ریشه یابی آن ها در احساسات یا منطق، دسته بندی و مجزا می شوند. اعتماد شناختی حتی زمانی است که فرد به دنبال یک دلیل منطقی برای اعتماد کردن به دیگران باشد، دلایلی از قبیل: توانائی، مسئولیت پذیری، قابلیت اطمینان، اعتماد و پیش بینی (مایر و همکاران، 1995).
همینطور ثبات رفتاری طرف مقابل و نقش اجرائی نیز می تواند مبنای اعتماد شناختی باشد (همان منبع). از سوی دیگر، اعتماد عاطفی یا اعتماد مبتنی بر احساسات، به اعتمادی اشاره دارد که بر اساس روابط، سرمایه ی عاطفی، تعاملات و پیوندهای شخصی میان دو طرف استوار است (مک آلیستر، 1995). به علاوه اعتماد عاطفی بر یکدلی تفاهم و وابستگی بر اساس احترام مشترک در قبال یکدیگر تأکید دارد. چنین روابطی کارمندان را تحریک می کند، تا تعهد بیشتری به سازمان داشته باشند و در رفتارهای تابعیت (شهروندی سازمانی) بیشتری مشارکت نموده و در سازمان باقی بمانند (ویلیامز، 2001 به نقل از لیما، میشل و کااتانو، 2013: 419).
طبق تعریف دیگری که شاو در سال 1997 ارائه نموده است: اعتماد عبارت است از این باور که ما به آن هایی که متکی هستیم انتظارات ما را برآورده خواهند ساخت، این انتظارات به ارزیابی ما از مسئولیت دیگران برای برآوردن نیازهایمان وابسته است (آرمسترانگ، 1386: 217).
از اعتماد تعاریف بسیار دیگری نیز در متون شده است، اما تعریف انجام شده توسط روسو و همکاران او (1998) از کاربست بیشتری در متون اعتماد و سایر حوزه های رفتار سازمانی برخوردار است. آنها اعتماد را در یک حالت روانشناختی تعریف می کنند که مشتمل بر نیّت به پذیرش آسیب پذیری مبتنی بر انتظارات مثبت درباره ی رفتار شریک دیگری است (روسو، سیتکین، برت و کمرر، 1998: 393 به نقل از کونگ گو و ژن جی لو، 2014: 18).
دانی و کانن (1997)، اعتماد را اعتبار و خیراندیشی درک شده توسط اعتماد شونده تعریف می کنند (یی و یونگ، 2002: 138). طبق نظر داونپورت و پروساک(1998)، اعتماد نقطه ی مرکزی به اشتراک گذاری اطلاعات است (کونگ گو و سینگ ساندها، 2014 : 127). متیو(1990)، اعتماد را بر حسب الف) احساس اعتماد کارکنان به رفتار پایدار و ب) واکنش یک سازمان به شرایط در حال تغییر و خطرآفرین تعریف کرده است (راکشانی و سنتیل ناتان، 2013: 3).
نیهان معتقد است که اعتماد سازه ای است که احساس اطمینان و حمایت یک فرد از مدیرش را شرح می دهد، به طور کلی اعتماد سطح اطمینانی است که یک فرد نسبت به دیگری برای انجام عادلانه ی اخلاقی امور دارد. اعتماد سطحی از شایستگی یا اطمینان است که یک فرد نسبت به شایستگی دیگران برای انجام یک کار طبق شیوه ای اخلاقی، بیطرفانه و از روی میل و رغبت دارد (نیهان، 2000).
بسیاری از محققان معتقدند اعتماد به طور کلی اطمینان و خوش بینی نسبت به وقوع حوادث، یا اطمینان داشتن به دیگران بدون داشتن دلایل اجباری است (اسمیت و برنی، 2005). لی در تعریف اعتماد می گوید: اعتماد به معنی اعتقاداتی است که افراد در مورد رفتار آینده ی گروه مقابل دارند. هر چه گروه الف، اعتقاد بیشتری داشته باشد که گروه ب در روابط به تعهداتش عمل می کند (که این امر نشان دهنده ی حسن نیت و صلاحیت گروه ب است)، گروه الف به گروه ب، اعتماد بیشتری خواهد کرد (لی، 2004: 625 ).
در مجموع اعتماد داشتن این انتظار مثبت است که دیگران، (چه با کلمات، چه در اعمال و چه در تصمیمات) فرصت طلبانه عمل نمی کنند. مهمترین عناصری که در این تعریف به چشم می خورند، آشنایی و ریسک است. عبارت «انتظار مثبت» در تعریف، آشنایی و شناخت نسبت به طرف مقابل را گوشزد می کند. اعتماد در طول زمان و بر پایه
ی تعداد محدودی تجربه ی مربوط، شکل می گیرد. زمان زیادی لازم است تا این اعتماد به وجود آید و نهادینه شود. هر چه شناخت ما بیشتر و روابط ما گسترده تر می شود، به توانایی خود در ایجاد یک انتظار مثبت اطمینان بیشتری می کنیم (رابینز، 2005: 144).
از منظر لوئیکی، تام لینسون و گیلسپی اعتماد عبارت است از “تمایل فرد اعتماد کننده برای وابسته شدن (آسیب پذیر شدن) در مقابل فرد دیگر بر اساس این باور که وی شایسته، دارای روحیه ی باز، با ملاحظه و معتبر است” (لوئیکی، تام لینسون و گیلسپی، 2006).
در حقیقت اعتماد، باور ما به این امر است که دیگران همان کاری را انجام می دهند که ما از آنها انتظار داریم، بدون اینکه آنها تحت نظارت باشند (لوئیس، 2007). به اعتقاد کِلنی و همکارانش(2008)، اعتماد یعنی: «تمایل به حساسیت مبتنی بر انتظارات مثبت از نیّات یا رفتار طرف دیگر» (حسین زاده و شعبانی کلاته، 1390: 47).
اعتماد این چنین نیز تعریف شده است: احساس اطمینان کارکنان به اینکه زمانی که به موقعیت ناشناخته یا دربرگیرنده ی ریسکی برخورد می کنند، رفتارها و گفتارهای سازمان سازگار و ابزارهایی کمک کننده هستند (ارترک، 2008: 465).
2-1-3 اهمیت عنصر اعتماد
از عناصر کلیدی ارتباطات انسان، عنصر اعتماد است که پیوند دهنده، قوام بخشنده و تضمین کننده ی مجموعه روابط گوناگون انسان در کلیه ی سطوح می باشد (اسکندی و موسوی، 1390: 75). اعتماد یکی از جنبه های مهم روابط انسانی و زمینه ساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه است (قلی پور و پیران نژاد، 1386).
اعتماد به عنوان سنگ بنای مهم رفتار اجتماعی و ساز و کار همبستگی برای نظام اجتماعی مورد توجه صاحب نظران بسیاری قرار گرفته است (شایگان، 1387). به اعتقاد ماکس وبر، اعتماد به عنوان پیش نیاز ساختار اجتماعی است. وی معتقد است که با افزایش پیچیدگی یک سیستم، نیاز به اعتماد نیز به طور نسبی افزایش می یابد (بلوم، 1987).
کارنوال و وکسلر (1992)، نشان دادند که اعتماد اساس امنیت و اطمینان به نیات و اقدامات سرپرست، مدیر و رهبران سازمانی را تشکیل می دهد.
میشرا (1996)، اظهار کرد که اعتماد فاکتور اصلی افزایش موفقیت بلند مدت و بقای هر سازمان است. این مطلب، خصوصاً به دلیل عدم قطعیت و رقابت موجود در فضای تجاری کنونی جهان درست است. اعتماد حائز اهمیت است، چون انطباق با فرآیندها و روند های کاری جدید را تسهیل می کند.
کرافورد در بیان اهمیت سازه ی اعتماد اظهار می کند که “همه ی سازمان های بزرگ یک تشابه اساسی دارند و آن این است که بر پایه ی اعتماد بنا شده اند”(کرافورد، 1998، ص 24 به نقل از لیما، میشل و کااتانو، 2013: 419).
اعتماد به مثابه ی پدیده ایست تسهیل گر که باعث بهره وری بیشتر سازمان ها می شود (بنیس و نانوس، 1997). اعتماد مهم است زیرا به عنوان یک ارزش انسانی اساسی تلقی می شود که باید در همه ی سازمان ها توسعه یابد (اسمیت، 2005: 521).
2-1-4 فرآیند اعتماد
دایتز و هارتوگ (2006) در مقاله ی خود فرآیند اعتماد را در سه مرحله بیان می کنند:
اعتماد به عنوان یک عقیده؛
اعتماد به عنوان یک تصمیم؛
اعتماد به عنوان یک عمل؛
مرحله ی اول: اعتماد به عنوان یک عقیده: اولین مرحله از اعتماد، مجموعه ای از عقیده ها و باورهای ذهنی و یکپارچه درباره ی شریک دیگر می باشد به طوری که فرد می تواند تصور کند که عمل شریک او نتایج مثبتی برای او به دنبال خواهد داشت.
مرحله ی دوم: اعتماد به عنوان یک تصمیم: دومین مرحله، تصمیم به اعتماد کردن به دیگری می باشد. این مرحله ای است که باور به قابلیت اعتماد دیگری به خوبی آشکار می گردد. در شرایط واقعی اعتماد دو انتظار وجود دارد، یکی انتظار وجود رفتار قابل اعتماد و دیگری تمایل به عمل کردن بر مبنای آن.
گیلسپی دو دسته را در این باره بیان کرده است:
رفتارهای اتکا محور: برای مثال کنترل محیطی مدیر بر تصمیمات و منابع ارزشمند زیردستان یا کاهش عمدی کنترل و بررسی اعمال زیردستان.
رفتارهای مربوط به آشکارسازی اطلاعات و سهیم کردن دیگران در آن: برای مثال مدیریت سازمان می تواند استراتژی های مهم مربوط به امور تجاری و بازرگانی را با بخش های تخصصی کارمندان در میان بگذارد.
مرحله ی سوم: اعتماد به عنوان یک عمل: در مرحله ی سوم نیز اعتماد به عنوان یک عمل بروز می کند یعنی، فرد قصد به انجام اعمالی می کند که براساس اعتماد شکل گرفته است (دایتز و هارتوگ، 2006). نگاره ی (2-1)، چارچوب چند بعدی و یکپارچه ای برای توجه به فرآیند اعتماد درون سازمانی را نشان می دهد.
ارائه ی بازخورد برای شکل گیری باور اعتماد بر مبنای تجارب
ارائه ی بازخورد برای شکل گیری باور اعتماد بر مبنای تجارب
پیش زمینه ی اعتماد کننده نسبت به اعتماد
پیش زمینه ی اعتماد کننده نسبت به اعتماد
قصد به انجام اعمالی که براساس اعتماد شکل می گیرند: رفتارهای معطوف به خطر و نگرش های داوطلبانه و فراتر از نقش
قصد به انجام اعمالی که براساس اعتماد شکل می گیرند: رفتارهای معطوف به خطر و نگرش های داوطلبانه و فراتر از نقش
اعتماد به عنوان یک تصمیم: تمایل به در معرض ریسک قرار دادن خود
اعتماد به عنوان یک تصمیم: تمایل به در معرض ریسک قرار دادن خود
اعتماد به عنوان یک باور:
داشتن انتظارات مثبت و مطمئن
اعتماد به عنوان یک باور:
داشتن انتظارات مثبت و مطمئن

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رشته مدیریت درباره :استدلال استقرایی

خصیصه ها، انگیزه ها، توانایی ها و رفتارهای اعتماد کننده
خصیصه ها، انگیزه ها، توانایی ها و رفتارهای اعتماد کننده

کیفیت و ماهیت روابط بین فرد م
عتمد و کسی که به او اعتماد می کند
کیفیت و ماهیت روابط بین فرد معتمد و کسی که به او اعتماد می کند

محدودیت های موقعیتی/ سازمانی/ نهادی
محدودیت های موقعیتی/ سازمانی/ نهادی

ملاحظات مربوط به هر ناحیه
ملاحظات مربوط به هر ناحیه

نتایج حاصل از این رابطه چه خواهد بود؟
نتایج حاصل از این رابطه چه خواهد بود؟

نگاره ی (2-1). فرآیند اعتماد (دایتز و هارتوگ، 2006)
2-1-5 ابعاد اعتماد
در عصری که روابط بین افراد و گروه ها سست تر شده و به سرعت در حال تغییر است، اعتماد که عمدتاً مبتنی بر استنتاج ها و تفاسیر در مورد انگیزه ها، شخصیت و باطن دیگران است، موضوع محوری سازمان ها است که رشد و حیات آنها را تضمین می نماید (زارعی متین، طهماسبی و موسوی، 1388).
در تحقیقات گوناگون، برای اعتماد ابعاد مختلفی تعریف شده است که از آن جمله می توان به دیدگاه های اندیشمندان این حوزه اشاره کرد.
2-1-5-1 ابعاد اعتماد از دیدگاه رابینز
ابعاد کلیدی پنهان در مفهوم اعتماد چه چیزهائی است؟ مطالعات و تحقیقات اخیر پنج بعد را شناسائی کرده اند:
صداقت: که بر درستی و شرافت، روراستی و راستگوئی دلالت دارد. به نظر می رسد که به هنگام ارزیابی میزان قابل اعتماد بودن دیگری این بعد با اهمیت تر از بقیه باشد (بدون درک ویژگی اخلاقی و صداقت اولیه ی دیگران، دیگر ابعاد اعتماد معنی نخواهد داشت) (رابینز، 2003: 145).
شایستگی: دانش و مهارت های میان افراد و دانش و مهارت های فنی را دربر می گیرد. اگر شخصی که درباره ی چیزی صحبت می کند، نسبت به آن اشراف کامل داشته باشد، شما احتمالاً گوش فرا می دهید یا وابسته به کسی می شوید که توانائی های او مورد احترام شماست. شما نیاز دارید تا به این باور برسید که شخص، مهارت ها و توانائی های انجام کاری را دارد که او صحبت از انجام آن ها را می کند.
ثبات: به پایائی، پیش بینی پذیری و قضاوت مناسب در برخورد با وضعیت ها دلالت دارد. نداشتن ثبات در گفتار و عمل از اعتماد می کاهد. این بعد برای مدیران بسیار مناسب است. هیچ چیز زودتر از ناهماهنگی میان آنچه مدیران اجرائی موعظه می کنند و آنچه انتظار دارند همکارانشان به آن عمل کنند، مورد توجه قرار نمی گیرد.
وفاداری: یعنی میل و علاقه به حفظ آبروی دیگری داشتن. اعتماد مستلزم این است که شما بتوانید به شخصی وابسته شوید که مترصّد فرصت نیست.
صداقت
صداقت

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رک و راست بودن(صراحت): شما می توانید به کسی تکیه کنید که برای شما تمام حقیقت را بازگو می کند (رابینز، 2003: 175).
ثبات شایستگی
راستی وفاداری
ثبات شایستگی

 
 
راستی وفاداری

نگاره ی (2-2). ابعاد اعتماد (رابینز، 2003: 145)
2-1-5-2 ابعاد اعتماد از دیدگاه مایر و همکاران او
نظریه پردازانی چون مایر، داویس و اسکورمن، (1995)؛ مک نایت، چودهاری وکاسمار، (2002) برای اعتماد، سه بُعد توانائی یا شایستگی، نوع دوستی یا نیکوکاری و امانت داری یا درستی را در نظر گرفتند (مایر و همکاران، 1995).
توانائی: مجموعه ای از مهارت ها، شایستگی ها و ویژگی هائی است که گروهی را قادر به تأثیر گذاری در حوزه ای خاص می نماید.
نوع دوستی: میزان اعتقادی است مبنی بر اینکه اعتماد کننده معتقد است اعتماد شونده می خواهد برای اعتماد کننده فارغ از منفعت طلبی فردی، خیر و نیکی انجام دهد.
درستی یا امانت داری: ادراک اعتماد کننده است در این مورد که اعتماد شونده به مجموعه ای از اصول که اعتماد کننده آن را مهم و قابل قبول می داند، وفادار می ماند (همان منبع).
2-1-5-3 ابعاد اعتماد از دیدگاه باتلر و کانترل
باتلر و کانترل (1984)، صداقت، صلاحیت، ثبات، وفاداری و صراحت را به عنوان عناصر کلیدی اعتماد می شناسند (دایتز و هارتوگ، 2006: 560).
ابعاد اعتماد از دیدگاه دایتز و هارتوگ
خیراندیشی: خیراندیشی به معنی انگیزه های مهربانانه و میزان محبت یک شخص نسبت به گروه مقابل و توجه ی صادقانه به رفاه دیگران است.
صلاحیت: صلاحیت به قابلیت های دیگران برمی گردد که بر اساس آن می توانند وظایف خود را انجام

دیدگاهتان را بنویسید