پایان نامه رشته روانشناسی درباره : سوء مصرف مواد

اندازد (لازاروس و فولکمن ، 1984، به نقل از اریکسن، الف و یورسین ، 1997، ص 175).
اندلر و پارکر (a1990، به نقل از هالاماندریس و پاور ، 1999، ص 668) افراد را بر حسب سه نوع اساسی سبک مقابله ای متمایز می کنند:
1-1-5. راهبرد مقابله مسئله مدار، شیوه هایی را توصیف می کند که بر اساس آن فرد اعمالی را که باید برای کاهش یا از بین بردن تنیدگی انجام دهد، در نظر می گیرد شامل جستجوی اطلاعات بیشتر درباره مسئله، تغییر ساختار مسئله از نظر شناختی و اولویت دادن به گام هایی برای مواجهه با مسئله.
2-1-5. راهبرد مقابله هیجان مدار، شیوه هایی را توصیف می کند که بر اساس آن، فرد بر خود متمرکز می شود و تمام تلاش وی متوجه کاهش احساس هایی ناخوشایند خویشتن است شامل گریه کردن، عصبـانی و ناراحت شدن، پرداختن به رفتـارهای عیب جویانه، اشتـغال ذهنی و خیالپردازی.
3-1-5. راهبرد مقابله اجتنابی، مستلزم فعالیت ها و تغییرات شناختی است که هدف آنها اجتناب از موقعیت تنیدگی زاست از قبیل درگیر شدن در یک فعالیت تازه و یا روی آوردن به اجتماع و افراد دیگر.
2-5. تعریف عملیاتی راهبردهای مقابله: منظور از راهبردهای مقابله در این پژوهش، نمره ای است که فرد از پرسشنامه مقابله با موقعیت های استرس زا به دست می آورد (اندلر و پارکر، a1990، به نقل از جعفرنژاد، فرزاد، مرادی و شکری، 2005).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مقدمه

در این فصل الگوهای نظری و پژوهش های تجربی مربوط به سازه آمادگی اعتیاد به تفضیل بیان می شوند. ابتدا در خصوص تعریف سازه آمادگی اعتیاد، توضیحاتی ارائه میشود. سپس، در مورد مدل های مربوط به این گرایش و عوامل مؤثر بر آن بحث میشود. در پایان نیز توضیحاتی دربارهی روابط بین متغیرهای پژوهش و پژوهش های مختلفی که ارتباط متغیرهای مورد مطالعه را بررسی کرده اند، ارائه میگردد.

آمادگی اعتیاد
آمادگی اعتیاد، استعداد برای معتاد شدن به هر طریقی است. پژوهشهای مختلف نشان می دهند که برای پذیرش و مصرف مواد، زمینه های رشدی ناسالمی لازم است. در واقع معتادان کسانی هستند که مواد، به زمینه های رشدی ناسالم آن ها اضافه می شود. یعنی رشد ناسالم در زمینه های مختلف موجب گرایش آنها به مواد می شود و رشد گرایش به مواد در طی زندگی، تحت عنوان استعداد اعتیاد، مطرح است (کلدی و مهدوی، 1382). عده ای از نظریه پردازان معتقدند که گرایش به اعتیاد یک وضعیت فیزیولوژیکی اساسی است، چیزی که فرد با آن متولد می شود (تامر، 2001). به عبارت دیگر اعتیاد به مواد مخدر، دامنگیر افرادی میشود که از آمادگی برای ابتلا برخوردار هستند. به طور نمونه، مصرف مواد مخدر می تواند تابع ویژگیها و خصایص فردی باشد. یعنی وجود برخی خصایص از لحاظ فردی باعث گرایش به مواد مخدر شود. به عنوان مثال نوجوانان با ویژگی های افسردگی، اضطرابی و ناآرامی از گرایش و آمادگی بیشتری برخوردارند (کاظمی حقیقی، 1381). همچنین، افراد با هیجان خواهی بالا با احتمال بیشتری در رفتارهای پرمخاطره (مثل مصرف مواد) برای ارضای نیاز هیجان خواهی یا بهدست آوردن بروندادهای مطلوب درگیر می شوند (ایمز، زاک و استیس ، 2002). بنابراین به طور کلی این اعتقاد وجود دارد که گرایش اولیه به مصرف مواد مخدر در مصرف کنندگان مواد وجود داشته و در واقع این گرایش موجب مصرف مواد توسط آنها می شود. نظریه پردازان کوشیده اند این گرایش نوجوانان به اعتیاد را در چهار چوب های مختلفی تبیین نمایند. در بخش زیر عمده ترین مدل ها توصیف می شوند.

مدل های مربوط به گذارهای تحولی برای مصرف مواد
به طور کلی رفتار و سبک زندگی پرخطر در دوره نوجوانی رو به افزایش می گذارد. چنین خطراتی در اثر (مستقیم یا غیرمستقیم) گذارهای تحولی متعدد پدید می آیند. گذارهای تحولی عبارتند از “مسیرهایی که ما را به خود تغییر یافته اجتماعی، روانی و جسمانی متصل می کنند. معنی و رویداد گذرهای تحولی ریشه در تعامل فرآیندهای بلوغ جسمی، انتظارات و اثرات فرهنگی، و هدف ها و ارزش های فردی دارد. افراد همان طور که بر محیط فیزیکی و اجتماعی اثر می گذارند، از آن اثر می گیرند و گذارهای تحولی خود را تا اندازه ای شکل می دهند (شولنبرگ و ماگس ، 2001، به نقل از پورشهباز و همکاران، 1384). عبور از نوجوانی و آغاز جوانی، یک گذار تحولی مهم و حیاتی است که در طی آن تنوع و گوناگونی مسیرهای زندگی افزایش می یابد. گذرهای تحولی فشارزا در دوره نوجوانی و جوانی را می توان به شرح زیر گروه بندی نمود (پورشهباز و همکاران، 1384):
گذرهای زیستی و روان شناختی
گذرهای هویتی (یعنی تغییراتی در خودشناسی و خودگردانی)
گذرهای ارتباطی (یعنی تغییراتی در روابط با والدین و همسالان)
گذرهای موفقیت (یعنی گذرهای شغلی و تحصیلی)
به منظور چگونگی اثر گذارهای تحولی بر رفتار پرخطر به ویژه مصرف مواد مخدر مدل های متعددی مطرح شده اند، از جمله 1) مدل بار اضافه، 2) مدل رشدی ناسازگار، 3) مدل ناهماهنگی فزاینده، و 4) مدل کاتالیزور (شتاب دهنده) گذار.
در انتها باید اذعان کرد که علی رغم تلاش های گسترده و تبیین های مطلوبی که در این مدل، درباره سبب شناسی مصرف مواد صورت گرفته است، افرادی که مستعد مصرف مواد هستند، تنها در یک الگوی خاص گذار تحولی قرار نمی گیرند. این پدیده حاصل تعامل عوامل متعدد است، به همین دلیل هر یک از مدل ها درباره تبیین سوء مصرف مواد مخدر تنها قسمتی از حقیقت را نمایان می سازند.

2. مدل های مربوط به عوامل خطرزا و محافظت کننده مصرف مواد
بررسی های دهه گذشته درباره مصرف مواد مخدر بیشتر بر مشخص نمودن عوامل خطرزای شروع، تدوام و شدت یافتن مصرف مواد مخدر از یکدیگر تمرکز داشته است که این عوامل می توانند همپوشیهای پیچیده ای نیز با یکدیگر داشته باشند (سادی ، 1999).
نقطه مقابل عوامل خطرزا، یعنی عوامل محافظت کننده به عواملی اطلاق می شود که احتمال مصرف مواد مخدر را کاهش و یا تاب آوری را افزایش می دهند. اگر چه بیشتر پژوهش های پیشین درباره عوامل خطرزای مصرف مواد مخدر هستند اما اخیراً بر عوامل محفاظت کننده، همچون خودکارآمدی، اعتمادبه نفس، عاطفه مثبت، و غیره نیز تأکید شده است. به عنوان نمونه، آنچه در سال های اخیر در چهارچوب مدل عوامل خطرزا و محفاظت کننده بر آن تأکید بیشتری می شود، شناخت عواملی است که خطر مصرف مواد مخدر را کاهش داده و یا فرد را علی رغم وجود عوامل خطرزا، از مصرف و سوء مصرف مواد مخدر مصون می دارند. در حقیقت یکی از محکم ترین دلایل بررسی عوامل محفاظت کننده در مورد مصرف مواد مخدر، پی بردن به این پرسش است که چرا در افراد زیادی به رغم این که در معرض عوامل خطرزا قرار دارند مشکلات جدی سوء مصرف مواد بروز نمی کند و برعکس، چرا عده زیادی از افراد به رغم اینکه در معرض عوامل خطرزای اندکی قرار دارند دچار مصرف یا سوء مصرف مواد می شوند؟
در مورد رابطه میان عوامل خطرزا و محافظت کننده مصرف مواد باید به چند نکته توجه داشت. اولاً معمول این است که عوامل خطرزا و محفاظتی را روی یک پیوستار در دو نقطه انتهایی مقابل هم، در نظر می گیرند. برای نمونه، عملکرد ضعیف درسی در مدرسه یک عامل خطرزا برای مصرف مواد مخدر و عملکرد خوب یک عامل محفاظتی در برابر مصرف مواد مخدر محسوب می شود (پاندینا، 2006). بر اساس این رویکرد، عوامل محفاظتی تنها اثر عوامل خطرزای خاصی را تعدیل می کنند. برای مثال، محیط حمایت کننده خانواده ممکن است تنها در صورت وجود نفوذ همسالان برای مصرف مواد مخدر، اثر محفاظتی داشته باشد. محیط خانواده بدون چنین نفوذی از سوی همسالان، ممکن است اثری روی گرایش نوجوان به مصرف مواد نداشته باشد، چون مصرف مواد تا حدودی نامحتمل است. دوم، عوامل محفاظتی می توانند با کاهش احتمال بروز عوامل خطرزا وارد عمل شوند. به عنوان مثال یک خانواده حمایت کننده میتواند حضور یا بروز اثرات منفی همسالان را با اعمال نفوذ روی نوجوان در مورد انتخاب دوست کاهش دهد. سوم، گاهی یک عامل خطرزا یا حفاظتی می تواند به پی آمدهای گوناگونی منتهی شود (چند پایانگی ). برای مثال یک عامل خطرزای خاص (مشکلات تحصیلی) الزاماً به مصرف مواد کمک نمی کند و در حقیقت، برخی از عوامل خطرزا می توانند به منزله عوامل محفاظتی روی بعضی از افراد در بعضی شرایط عمل نمایند (پاندینا، 2006). نمونه بارز آن، اعتیاد به الکل در والدین است که می تواند در مورد بعضی به منزله عامل خطرزا و در مورد بعضی دیگر به مثابه عامل محفاظتی عمل کند. فرزندان افراد الکلی در معرض خطر بالایی از ابتلا به سوء مصرف و وابستگی به الکل، که به دلیل ساز و کارهای زیستی و اجتماعی شدن پدید می آید، قرار دارند. با این وجود، فرزندان افراد الکلی شانس بالاتر از متوسطی برای غیرالکلی ماندن نیز دارند. چهارم، تعداد بسیار اندکی از عوامل خطرزا یا محفاظتی را می توان سراغ داشت که همگانی باشند، به این معنا که در مورد همه افراد یکسان عمل کنند. بنابراین، مکانیسم اثر و فرآیند عمل عوامل خطرزا و محفاظتی می تواند به واسطه ویژگی های مهمی آشکارا تفاوت کند.
در ادامه چند رویکرد توصیف می شود که عوامل خطرزا و محافظت کننده موثر بر آمادگی اعتیاد را مطرح کرده اند.

1-2. رویکرد اجتماعی/فرهنگی، بین فردی و فردی
بررسی های هاوکینز، کاتالانو، و میلر (1992، به نقل از کیم، زین و هانگ ، 2002) حاکی از آن است که مهمترین عوامل خطرزای مصرف مواد عبارتند از: الف) عوامل اجتماعی/فرهنگی، ب) عوامل بین فردی و ج) عوامل فردی.
الف) عوامل اجتماعی/فرهنگی: مهمترین عوامل اجتماعی/فرهنگی خطرزا مصرف مواد عبارتند از: قوانین و هنجارهای حمایت کننده سوء مصرف مواد، در دسترس بودن مواد، محرومیت شدید اقتصادی، بی سازمانی و آشفتگی محل زندگی و باورهای فرهنگی.
ب) عوامل بین فردی: عوامل بین فردی اصلی در زندگی نوجوانان عبارتند از: خانواده، مدرسه و گروه همسالان و مهم ترین عوامل خطرزای مصرف مواد مخدر در این گستره ها عبارتند از: رفتار و نگرش خانواده نسبت به مصرف مواد مخدر، شیوه های تربیتی ضعیف و ناهمخوان خانوادگی، تعارض ها و اختلافات خانوادگی، پیوند و تعهد اندک به خانواده، ارتباط با همسالانی که مواد مصرف می کنند، تعهد پایین به مدرسه و شکست تحصیلی.
ج) عوامل فردی (زیست-روان شناختی): مهمترین عوامل خطرزا فردی (زیست-روان شناختی) مصرف مواد مخدر در نوجوانان عبارتند از: شخصیت، مشکلات عاطفی/رفتاری زودهنگام و پایدار، گریز از ناملایمات و آشفتگی های عاطفی، احساس بیگانگی و روحیه عصیانگری، نگرش مثبت به مصرف مواد مخدر، و تغییرات خلقی .

2-2. الگوی ساختار علی مصرف مواد
در نمودار 1-2 عوامل خطرزا و محافظت کننده به صورت مدلی با ساختار علّی (گالانتز و هارتل، 2002، به نقل از پورشهباز و همکاران، 1384) ارائه شده است. بر اساس این مدل شروع مصرف مواد مخدر نتیجه تعامل پویای فرد با محیط است. در این مدل، تأثیرات اجتماعی و آسیب پذیری تأثیر متقابل بر یکدیگر دارند. همچنین، افراد ممکن است از مسیرهای مختلف، مصرف مواد مخدر را آغاز نمایند. هر چه تعداد عوامل خطرزا در ارتباط با فرد بیشتر باشد، احتمال مصرف مواد مخدر توسط او بیشتر است. زیرا وجود عوامل خطرزای چندگانه، هم در پیش بینی شروع مصرف مواد نقش دارد و هم در میزان مصرف بعدی موثر است. در مقابل، هر چه تعداد عوامل محافظت کننده بیشتر باشد، احتمال مصرف مواد مخدر توسط وی کمتر است (مینویی و صالحی، 1383).

شکل 1-2: ساختار علی عوامل مصرف مواد مخدر. اقتباس از گلانتز و هارتل، 2002، به نقل از پورشهباز و همکاران،1384 .

3-2 مدل زیستی-روان شناختی-اجتماعی مصرف مواد
بر اساس این مدل (پاندینا، 2006)، عوامل خطرزا و محافظت کننده مصرف مواد می توانند به سه دسته کلی زیست شناختی، رفتاری/روان شناختی، و اجتماعی/فرهنگی تقسیم شوند. همچنین، هر کدام از این دسته ها نیز به دسته های کوچکتری تقیسم بندی می شوند که عبارتند از:
عوامل زیست شناختی. عمده ترین عوامل خطرزا و محافظت کننده زیست شناختی شامل متغیرهای زیر است:
نیمرخ های ژنتیکی که منجر به تغییرات عملکرد مغزی شده و در نتیجه فرد را از آمادگی و گرایش به اعتیاد محافظت کرده یا مستعد و آماده مصرف مواد می سازد.
اختلالات یا توانایی های پردازش حسی
تغییرات عصب شناختی نیز می توانند فرد را مستعد مصرف یا از مصرف محافظت نماید.
در انتهای این طیف تاریخچه خانوادگی مصرف الکل و مواد یا اختلالات مرتبط از جمله اختلالات عاطفی و اختلالات خلقی، وجود اختلالات تکانه ای و وجود بدکاری عصب-روانشناختی قرار دارند.
عوامل روان شناختی و رفتاری. که شامل سه دسته فرعی فرآیندهای درونی نظیر افکار و احساسات، نیمرخ های فعالیت رفتاری مانند رفتار مواد جویی و انحراف کلی، و در آخر شیوه های تعامل بین فردی است. عمده ترین عوامل خطرزا و محافظت کننده رفتاری/روان شناختی شامل متغیرهای زیر هستند:
سبک های شخصیت نظیر هیجان جویی، نوجویی، آسیب گریزی یا پاداش وابستگی
نیمرخ عاطفی، سبک های تنظیم خود مانند نیمرخ های مقابله ای، صلاحیت رفتاری، و خودکارآمدی/اعتماد به نفس
وقایع و تجارب مثبت و منفی زندگی
نگرش ها، ارزش ها، عقاید نسبت به مصرف مواد.
عوامل محیطی و اجتماعی. که شامل دسته های فرعی تعاملات خانوادگی، ارتباط با همسالان، تعاملات سازمانی، و ساختارهای نهادی/اجتماعی است. عمده ترین عوامل خطرزا و محافظت کننده فرهنگی/اجتماعی مصرف مواد عبارتند از:
ساختار/عملکرد حمایت خانواده
شیوه های فرزندپروری
فرصت برای رشد صلاحیت های اساسی
گروه همسالان
فرصت های اجتماعی و اقتصادی همچون مسائل آموزشی
ساختار کلی حمایت اجتماعی
دسترس پذیری فعالیت های اجتماعی
سازمان ها از جمله مدارس، نهادها یا محل کار
قدرت و تأثیر اعتقادات دینی جامعه
هنجارهای اجتماعی، نگرش ها و اعتقادات مرتبط با مصرف مواد
مشوق های اجتماعی و اقتصادی تبادل مواد
هر کدام از این عوامل می توانند به عنوان عوامل سازه ای یا پویا باشند و یا می توانند یک رابطه سطحی با مصرف مواد داشته یا نقش یک عامل تعدیل گر یا میانجی را برای شروع مصرف مواد داشته باشند (پاندینا، 2006).
با توجه به مدل زیستی-روانشناختی-اجتماعی مصرف مواد، عوامل خطرزا و محافظت کننده مصرف مواد در طیف گسترده ای قرار دارند که امکان بررسی همه علل به صورت ساختاری امکان پذیر نیست. اما با توجه به مدل ساختار علی مصرف مواد، یکی از متغیرهای دور اثر گذار در مصرف مواد، خانواده می باشد. در همین رابطه نظریه پردازان نیز توافق زیادی دارند که خانواده نقش مهمی در شکل گیری رشد کودکان داشته و در بین عوامل متعدد خانوادگی اثر گذار بر رشد کودک، شیوه های فرزندپروری به عنوان یک متغیر مهم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *