پایان نامه رشته روانشناسی درباره : مشکلات رفتاری

دانلود پایان نامه

این نتیجه دست یافت که کنترل روان شناختی توصیه نشده و پاسخگویی والدین موجب بالا رفتن اعتماد به نفس شده و از مصرف الکل پیشگیری می کند.
زینالی و همکاران (1387) در پژوهشی که به بررسی زمینه های مستعد کننده پیش اعتیادی معتادان بهبود یافته با استفاده از پرسشنامه استعداد اعتیاد پرداختند به این نتیجه دست یافتند که خانواده به ویژه شیوه های فرزندپروری والدین به عنوان زیربنایی ترین و اساسی ترین بنیان شکل دهنده زمینه های آماده ساز مصرف مواد به شمار می رود.
نتیجه گیری
بنابراین با توجه به پژوهش های مطرح شده، به نظر می رسد که شیوه های فرزند پروری سهل گیر، طرد کننده، بیش از حد حمایت کننده، مسامحه کار، روابط مستبدانه، نبود نظارت، کشمکش و ناهمخوانی بین والدین و در آخر کنترل روان شناختی با شروع مصرف مواد ارتباط مثبت و شیوه فرزندپروری مقتدر، پاسخگویی والدین و ارتباط مناسب بین والد_کودک با شروع مصرف مواد ارتباط منفی دارد.

نوجویی و آمادگی اعتیاد
همان طور که قبلاً مطرح شد ویژگی های شخصیتی از جمله عوامل خطرزا و محافظت کننده گرایش به اعتیاد محسوب می شوند. بررسی ها درباره عوامل شخصیتی بیشتر بر روی ساختار علّی آن به ویژه مولفه های سرشتی و خصوصاً نوجویی و هیجان خواهی تأکید دارند (ویلز، ویندل و کلیری ، 1998). زیرا از میان متغیرهای شخصیتی متعدد نظیر پاداش طلبی، آسیب گریزی، و ویژگی های اضطرابی، متغیر نوجویی به عنوان یکی از عمده ترین ویژگی های شخصیتی موثر در آمادگی اعتیاد محسوب می شود (گراسزا و همکاران، 2006، به نقل از ویلکل ، 2010).
حس هیجان خواهی نوجوانان ،به عنوان یکی از زیرمولفه های نوجویی، ناشی از نیاز آنها به محرک های مبهم، پیچیده و جدید است. از این رو نوجویی و هیجان خواهی به طور گسترده در رابطه با مصرف مواد مخدر بررسی شده است. هیجان خواهی ویژگی شخصیتی است که با نوجویی، بلند پروازی، تجارب هیجانی و محرک های شدید هیجانی مربوط است (استفنسون و هلم، 2006). مطالعه بر روی حیوانات نشان می دهد که نوجویی و مصرف مواد مخدر سیستم پاداشی یکسانی را در مغز فعال می سازد (ماتیاس ، 1995). به طور کلی هیجان طلبی، نوجویی و آسیب گریزی پایین، کنترل ضعیف تکانه ها با مصرف مواد مخدر رابطه داشته و می تواند پیش بینی کننده مصرف مواد مخدر در دوره نوجوانی باشد (تسچان و همکاران، 1994). بنابراین یکی از متغیرهای مورد بررسی در پژوهش حاضر، نوجویی کلونینجر است که به تفصیل مطرح می شود.
کلونینجر در ارائه نظریه خود به ویژه از نظریه جفری گری (1981) و نظریه شخصیتی روان پزشک سوئدی، هنریک سجوبرینگ (1973) بهره برده است. گری در ساختار زیربنایی نظریه وی و برای ساخت سیاهه سرشت و منش نقش مهمی داشته است. گری برای اضطراب و تکانشوری به ترتیب سیستم های بازداری رفتاری و فعال سازی رفتاری را پیشنهاد نموده است. وی با گردآوری شواهد عمدتاً آزمایشی-تجربی نشان می دهد که هر یک از این سیستم ها در انسان و حیوان دارای مدار عصبی اختصاصی و مستقل از دیگری است. البته علاوه بر دو سیستم بالا، سیستم سومی را به عنوان سامانه ستیز و گریز نیز مطرح می سازد که برای آن نیز مدار عصبی ویژه ای را تعریف نموده است (گری، 1981). سجوبرینگ نیز در نظریه شخصیت خود، سه بعد متانت (در مقابل تکانشوری)، اعتماد (درمقابل وسواسی-اجباری) و پایداری (در مقابل ویژگی دمدمی مزاج اجتماع آمیز) را مطرح کرده است (کاویانی، 1382).

کلونینجر معتقد بود که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتاری در پاسخگویی به گروه های معینی از محرک هاست. به طور کلی سرشت شامل چهار مولفه نوجویی، آسیب گریزی، پاداش-وابستگی و پشتکار است. فعال سازی رفتاری پاسخی به محرک های نو (جدید) و نشانه های پاداش و رهایی از تنبیه است. بنابراین تفاوت های فردی در چنین قابلیتی “نوجویی” نامیده می شود. بازداری رفتاری پاسخی به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری، آسیب گریزی نامیده می شود. رفتاری که با پاداش تقویت می شود معمولاً تا مدتی پس از قطع پاداش ادامه دارد که همان ویژگی سرشتی پاداش-وابستگی است. بدین ترتیب در قسمت سرشت، کلونینجر این سه بعد را که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند، معرفی کرد و بعد چهارم را که فاقد زیر مقیاس است پشتکار نامید (کلونینجر، پریزبک، و شوراکیک ، 1991، به نقل از هیرامورا و همکاران، 2010).
کلونینجر فرض میکند عوامل محیطی به ویژه شیوه تربیتی والدین در دگرگونی و تغییر شکل سرشت به صفات منش (اصطلاحاً تعامل فنوتایپ و ژنوتایپ) موثر است (راچکین و همکاران، 1999).
جدول 1-2 خلاصه ای از مجموعه رفتارهای متضادی را نشان می دهد که باعث افتراق در حداکثر امتیاز آوری برای هر چهار بعد سرشتی می شوند. باید توجه کرد که هر مقدار نهایی از این ابعاد از نظر تطابقی، سودمندی یا عدم سودمندی خاص خود را دارد. بنابراین نمره یا امتیاز بالا یا پایین لزوماً به معنای تطابق بهتر نیست (پویان و همکاران، 1386).
جدول 1-2. توصیف افراد با نمرات بالا و پایین در چهار بعد سرشتی
بعد مزاج توصیف حداکثر تغییرات

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بالا پایین
آسیب گریزی بدبین، ترسو، خجول، خستگی پذیر خوش بین، جسور، برون گرا، پرانرژی
نوجویی کنجکاو، تکانشی، افراطی و ولخرج، زودرنج و تحریک پذیر محتاط، متعادل و اندیشه ورز، صرفه جو، صبور
پاداش-وابستگی احساساتی، گشاده رو، گرم، مهربان و عاطفی بی علاقه، منزوی، سرد، مستقل و غیر وابسته
پشتکار کوشا، مصمم، جدی، کمال طلب مصلحت گرا تنبل، بی اراده، تشویق ناپذیر، مصلحت گرا

همان طور که اشاره شد، تنوع طلبی و نوجویی نشان دهنده تمایل ارثی برای شروع یا فعال سازی مواجهه مشتاقانه در پاسخ به تازگی و تنوع، مواجهه با نشانگرهای پاداش، اجتناب فعال از نشانه های شرطی شده تنبیه و فرار از تنبیه غیرشرطی است. نوجویی به صورت فعالیت اکتشافی در پاسخ به تازگی و تنوع، تکانش گری، افراط در مقابله با اشارات مربوط با پاداش و اجتناب فعال از ناکامی بروز می کند. افرادی که نوجویی بالایی دارند، متمایل به فعالیت اکتشافی هستند، تحریک شدن را دوست دارند و با تحریک، هیجان زده می شوند. همچنین، در مقابل نظرات نو از خود هیجان نشان می دهند؛ یکنواختی را دوست ندارند و از آن خسته می شوند. میل به خلاقیت دارند؛ با اطلاعات اندک می توانند سریعاً تصمیم بگیرند؛ در ایجاد تغییر پافشاری می کنند؛ مستعد حواس پرتی هستند؛ ولخرج و فعال هستند؛ به خطر کردن علاقه نشان می دهند؛ روال بسیار منظم را دوست ندارند (کاویانی،1382). سودمندی های نوجویی بالا از نظر تطابقی عبارت است از کشف مشتاقانه محرک های جدید و ناآشنا که بالقوه منجر به ریشه یابی، اکتشاف و پاداش می شود و مضرات آن، ملالت، خستگی پذیری و خیال پردازی در کوشش هاست (پویان و همکاران، 1386). افرادی که نوجویی پایینی دارند، تمایل به تکرار تجربه های قبلی دارند؛ در مقابل تغییر مقاوم هستند؛ منضبط بوده و کار برنامه ریزی شده را دوست دارند؛ تمرکز خوبی از خود نشان می دهند؛ محافظه کار و مقید هستند؛ صرفه جویی در وقت و پول و انرژی را می پسندند (کاویانی، 1382). اندیشه ورزی، تلاش منظم و مقابله محتاطانه و دقیق آنها، وقتی که انطباقی باشد به وضوح سودمند است. عیب نوجویی پایین، تحمل یکنواختی و فقدان اشتیاق است که بالقوه به صورت تمایل به یکنواخت سازی کسل کننده فعالیت ها بروز می کند (پویان و همکاران، 1386).
همان طور که مطرح شد تئوری زیست-روان شناختی شخصیت کلونینجر (1987، کلونینجر و همکاران، 1991، به نقل از هیرامورا و همکاران، 2010) رویکرد جالبی را برای درک این مکانیسم از طریق صفات سرشتی به ویژه نوجویی که به صورت زیستی تعیین شده است، مطرح می کند. برای مثال، ویلز و همکاران (1998، به نقل از پورشهباز و همکاران، 1384) چندین ویژگی شخصیتی را در دانش آموزان دبیرستانی بررسی و از طریق تحلیل خوشه ای پنج گروه را در آنها مشخص کردند:
نوجوانان مشکل با ویژگی های خودکنترلی ضعیف، نوجویی بالا، خطرپذیری، خشم، استقلال طلبی، سابقه رویدادهای استرس زای گوناگون زندگی، رفتار انحرافی و عاطفه منفی.
نوجوانان متعارف که در همه موارد مذکور پایین بودند.
نوجوانان خطرپذیر کنترل شده با ویژگی های خطرپذیری و نوجویی بالا اما خودگردانی متوسط.
نوجوانان غیر منحرف دچار استرس با ویژگی های انگیزه پیشرفت و خودگردانی متوسط اما سطح بالای رویدادهای استرس زای زندگی، عاطفه منفی و اضطراب اجتماعی.
نوجوانان کناره گیر با سطح پایین در همه ویژگی های گروه چهارم.
نتایج نشان داد که نوجوانان مشکل بیشترین سطح مصرف مواد مخدر و نوجوانان متعارف کمترین سطح مصرف مواد مخدر را داشتند (سادی، 1999). همچنین، به طور کلی ثابت شده است که بازداری زدایی عصب رفتاری کودکی (که شامل نوجویی، هیجان خواهی، تکانشگری، عدم وظیفه شناسی و اضطرار است)، احتمال مصرف مواد در نوجوانی را پیش بینی می کند که علت آن را بد عملکردی قشر پیش پیشانی به عنوان عنصر جدایی ناپذیر احتمال اختلال مصرف مواد مطرح می کنند. زیرا از شاخص های سازه بازداری زدایی عصب رفتاری – ظرفیت شناختی اجرایی، تنظیم یا تعدیل عاطفه، کنترل رفتار- تشخیص داده شده اند که توسط سیستم های عصبی ای که در قشر پیش پیشانی قرار دارند، به کار گرفته می شوند (کریسی، تارتر، رینولد و ونیوکوک ، 2006).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رشته روانشناسی درباره : راهبردهای مقابله

پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین نوجویی و آمادگی اعتیاد
شر، بارثولو و وود (2000) در پژوهشی که به بررسی نقش پیش بینی کننده ویژگی های شخصیتی در مصرف مواد پرداختند به این نتیجه دست یافتند که به ترتیب تکانشگری، هیجان خواهی یا صفات بازداری زدایی رفتاری پیش بینی کننده مصرف مواد هستند.
هلماس، دونیر، آرفکن، هندرسون و شاستر (2001) در پژوهشی که به بررسی نوجویی به عنوان پیش بینی کننده درمان در افراد وابسته به هروئین و کوکائین پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که اول اینکه، نوجویی در مصرف کنندگان مواد بالا بوده و دوم اینکه، افراد با نوجویی بالا در مقایسه با افراد با نوجویی پایین، در مراحل اولیه درمان، احتمال باقی ماندن در درمان زیاد بودنه و در اواخر درمان، با احتمال بیشتری آن را قطع می کردند.
لرر و همکاران (2006) در پاسخ به این پرسش که چرا زنان سیگار می کشند به بررسی نقش تجارب آسیب زای زندگی، ویژگی های شخصیتی و ژنهای سروتونرژیک پرداخته و به این نتیجه دست یافتند که نوجویی به عنوان یک عامل خطرزای معنی دار در شروع مصرف سیگار است.
گراسزا و همکارن (2006، به نقل از ویلکل ، 2010) در پژوهشی به بررسی نقش تعدیل گر نوجویی در عامل خطر خانوادگی در افراد وابسته به الکل پرداختند. آن ها به این نتیجه دست یافتند که نوجویی پیش بین معنی دار و قوی وابستگی به الکل می باشد. به عبارت دیگر نوجویی بالا ارتباط قوی ای با وابستگی به الکل در آزمودنی هایی که والدینشان تشخیص وابستگی به الکل دارند، دارد اما نوجویی پایین می تواند به عنوان عامل محفاظت کننده در برابر ریسک خانوادگی در خانواده های وابسته به الکل عمل کند.
ویندل و ویندل (2006) در پژوهشی به بررسی سرشت و مصرف مواد در طول زندگی در نوجوانان پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که بین ابعاد سرشت و اختلال مصرف مواد ارتباط معنی داری وجود دارد.
شار_فن، منگ_چان، ین_ین، چان_تی و مینگ_بین (2009) در پژوهش خود به مقایسه بین مصرف کنندگان سیگار و غیر مصرف کنندگان از لحاظ ویژگی شخصیتی نوجویی پرداخته و به این نتیجه دست یافتند که مصرف کنندگان سیگار دارای نوجویی بالاتری بودند. بنابراین از مهمترین همبسته های مرتبط با مصرف سیگار را نوجویی مطرح می کنند.

نتیجه گیری
بنابراین، با توجه به یافته های پژوهشی، به نظر می رسد که علاوه بر اینکه ویژگی نوجویی، تکانش گری، هیجان خواهی و صفات بازداری زدایی در مصرف کنندگان مواد بالاست، همچنین این ویژگی به عنوان یک عامل خطرزا برای شروع مصرف مواد بوده و حتی می تواند بر عامل ریسک خانوادگی نیز اثر گذار باشد.

مشکلات رفتاری برونی سازی و آمادگی اعتیاد
سازه مشکلات رفتاری برونی سازی اشاره به آن دسته از مشکلات رفتاری دارد که در رفتاری بیرونی فرد ظاهر شده و منعکس کننده رفتار منفی کودک به سمت محیط بیرونی است (کمپبل، شاو و گیلیوم ، 2000 و آیزنبرگ و همکاران، 2001). در ادبیات پژوهشی، اختلالات برونی سازی شامل رفتارهای ایذایی، پرخاشگرانه و بیش فعالی است (لیو ، 2006). واژه های دیگری همچون مشکلات سلوک، ضد اجتماعی و کنترل نشده نیز برای سازه مشکلات رفتاری برونی سازی به کار برده شده است. در ادامه هر کدام از مشکلات رفتاری برونی سازی به تفضیل مطرح می شوند.

پرخاشگری. پرخاشگری شامل رفتارهای فیزیکی و کلامی نسبت به دیگران از جمله کودکان، بزرگسالان و حیوانات است به گونه ای که باعث آسیب یا تهدید به آسیب می شود. همچنین پرخاشگری می تواند نقش محافظت کننده و یا مخربی برای خود فرد پرخاشگر و اطرافیان وی داشته باشد (لیو، 2006). پرخاشگری، مفهوم مهمی در دوره کودکی و نوجوانی است زیرا این ویژگی می تواند پیش بینی کننده قوی گرایش به مصرف مواد باشد (نیکلز، ماهادیو، بریانت و بوتوین 2008). پرخاشگری انواع متفاوتی دارد. رویکردهای نظری پرخاشگری مطرح میکنند که پرخاشگری از لحاظ عملکرد دارای انواع متمایزی است. توجه به ماهیت چند بعدی پرخاشگری از این لحاظ اهمیت دارد که محرک های متفاوت در ترکیب با انواع فرآیندهای فکری و روان شناختی متفاوت، اشکال متمایز پرخاشگری را ایجاد می نمایند. سیستم های طبقه بندی مختلفی در مورد این ویژگی ارائه شده است که تا حدود زیادی این سیستم های طبقه بندی با یکدیگر هم پوشی دارند و تفاوت های بسیار کمی بین آنها مشاهده می شود. یکی از طبقه بندی های عمده پرخاشگری از فیش باخ (1970، به نقل از لیو، 2006)، تقسیم بندی آن به پرخاشگری ابزاری و خصمانه است. پرخاشگری خصمانه به عنوان پاسخ پرخاشگرانه کلامی یا رفتاری همراه با خشونت یا بیاحترامی نسبت به دیگران در نظر گرفته می شود که نسبتاً غیرقابل کنترل بوده و باعث صدمه یا درد در فرد مورد تهاجم شده و هیچ منفعتی یا منفعت کمی برای مهاجم دارد. این شکل از پرخاشگری را پرخاشگری واکنشی، دفاعی، تکانشی یا نفسانی نیز می نامند. در مقابل، پرخاشگری ابزاری به صورت پرخاشگری کنترل شده، هدفمند، فاقد عاطفه مشخص شده است به گونه ای که فرد مهاجم آن را برای دستیابی به هدف مطلوب شامل غلبه بر دیگران یا کنترل آنها به کار می گیرد. در پژوهشی بر روی 1500 دوقلوی انگلیسی و سوئدی، محققان دریافتند که رفتار ضد اجتماعی پرخاشگرانه و غیر پرخاشگرانه دارای

پاسخی بگذارید