پایان نامه رشته روانشناسی درباره : مشکلات رفتاری

علل محیطی و وراثتی است (الی، لیشن استین و استیونسون ، 1999). تحقیقات نشان داده اند که علل پرخاشگری شامل یادگیری اجتماعی، تقلید، نابهنجاری های ساختاری و کارکردی مغزی، هورمون ها (مثل تستوسترون) و انتقال دهنده های عصبی (مثل سروتونین) هستند (کمپبل، وودز، چواف و پارکر ، 2000؛ لاتنباچر ، 2000؛ پرسکی و شلتون ، 2001 و راینی ، 2002). به طور کلی، عوامل متعددی در ایجاد پرخاشگری نقش دارند که می توانند در دو دسته عمده زیستی و روان شناختی طبقه بندی شوند و ترکیب این دو دسته، از عوامل کلیدی رویکرد تعاملی زیستی-اجتماعی است.
بزهکاری. بزهکاری مفهومی گسترده و ناهمگونی است. فارینگتن (1987، به نقل از لیو، 2006) مطرح می کند که بزهکاری انعکاسی از فعالیت های متفاوت ضد اجتماعی شامل دزدی، خصومت، جرم، سرقت، خرابکاری و مصرف مواد است. اصطلاح بزهکاری نوجوانی، مفهومی قانونی است که در آن نوجوان قوانین را زیر پا می گذارد. به طور کلی در اکثر مواقع اصطلاح بزهکاری را مترادف رفتار ضد اجتماعی در نظر می گیرند زیرا اکثر فعالیت های بزهکارانه به طور مشخص تعیین نشده اند.
تمایز بین اشکال پرخاشگرانه و غیر پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی می تواند سوال برانگیز باشد. نوجوانانی که نمرات بالایی در مقیاس پرخاشگری دارند در اشکال غیر پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی نیز نمرات بالاتری داشته و بالعکس. همچنین، تحقیقات بسیار کمی وجود دارد که دقیقاً مشخص کرده باشد چه عواملی مربوط به شکل پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی و چه عواملی مربوط به شکل غیر پرخاشگرانه رفتار ضد اجتماعی است. به هر حال، هم بزهکاری و هم پرخاشگری جزء مشکلات رفتاری برونی سازی هستند. در سبب شناسی رفتارهای پرخاشگرانه و بزهکارانه، عوامل محیطی و روان شناختی ثابت شده ای نشان داده شده است. بعضی از محققان مطرح می کنند که رفتار پرخاشگرانه و بزهکارانه یاد گرفته می شوند (شاهین فر، کاپرسمیدت و ماتزا ، 2001). به عنوان مثال مویس و هویسمن (1996، به نقل از لیو، 2006) دریافتند که در دختران سنین 6 تا 11 سال، بین تماشای تلویزیون در اولین سال مطالعه و پرخاشگری در دو سال بعدی ارتباط وجود دارد. همچنین، تحقیقات نشان داده اند که در نوجوانان دبیرستانی، عوامل سهیم در پرخاشگری شامل سوگیری نژادی، تعارض نژادی و پیش داوری است و آموزش همدلی می تواند کمک موثری برای افزایش رفتارهای مثبت اجتماعی باشد (لیو، 2006).
از دیگر عوامل موثر در پرخاشگری و بزهکاری، در معرض سوء رفتار جنسی و جسمی بودن است (فاگل و بلیای ، 2001). از دیگر عوامل مهم در رفتار ضد اجتماعی شامل عوامل استرس والدین، مسئولیت پذیری والدین، شیوه های تربیتی والدین و سرشت است. همچنین، تأثیرات ژنتیکی نیز در اشکال غیر خصمانه رفتاری ضد اجتماعی ثابت شده است. اما در مورد متخلفان پرخاشگر هیچ شواهدی مبنی بر تأثیر عوامل وراثتی مشاهده نشده است. این یافته نشان می دهد که علی رغم اینکه معمولاً اشکال خصمانه و غیر خصمانه رفتار ضد اجتماعی را با هم در نظر می گیرند، اما آنها در عوامل وراثتی با یکدیگر فرق دارند (لیو، 2006).
مشکلات توجه-بیش فعالی. اصطلاح بیش فعالی یکی از مبهم ترین واژه ها در آسیب شناسی روانی است. این ابهام به این علت است که در واقع این اصطلاح اشاره به دو نوع مشکل دارد. نوع اول، وجود فعالیت حرکتی یا بی قراری است؛ در حالیکه نوع دوم شامل نقیصه های توجه به ویژه در کودکانی است که قادر به تنظیم کردن توجه خود یا توجه کردن به مدت طولانی در محیط های کنترل شده ای مثل مدرسه نیستند. به دلیل همین ابهام نیز DSM-IV اصطلاح اختلال نقص توجه-بیش فعالی را مطرح کرده است، و این اختلال را در سه دسته طبقه بندی کرده است که شامل الف) نوع ترکیبی که شامل نقص توجه و تکانشگری-بیش فعالی است، ب) غلبه با نوع بی توجه و ج) غلبه با نوع تکانشگر-بیش فعال.
کودکان با مشکلات توجه و مشکلات سلوک به طور جدی آسیب می بیند. آن دسته از کودکانی که علاوه بر مشکلات توجه، اختلال سلوک را نیز دارا هستند بدترین انطباق اجتماعی را در دوره های بعدی زندگی خواهند داشت. سوال اساسی و مهم این است که کدام یک از این کودکان ممکن است جامعه ستیز که نوع جدی رفتار ضد اجتماعی بوده و با فقدان احساس گناه و پشیمانی، عاطفه کور، تکانشگری و رفتاری غیر مسئولانه مشخص می شود، باشند. که در این زمینه پژوهش ها ادامه دارد.
در مدل تعاملی زیستی-اجتماعی (راینی، فرنان، فرینگتن و مدنیک ، 1997، به نقل از لیو، 2006) تلاش شده است تا عوامل موثر بر شکل گیری مشکلات رفتاری برونی سازی تبیین شود. همان طور که در نمودار 2-2 مشاهده می شود. مشکلات رفتاری برونی سازی می تواند تحت تأثیر مستقیم تعامل دو عامل خطرزای زیست شناختی همچون سرشت و محیطی همچون شیوه های فرزندپروری ناکارآمد ایجاد شود. البته در این تعامل هوش می تواند نقش میانجی و جنسیت نیز نقش تعدیل گر را داشته باشد.

شکل2-2. مدل تعاملی زیستی-اجتماعی مشکلات برونی سازی. اقتباس از راینی و همکاران، 1997، به نقل از لیو، 2006
در واقع یکی از عوامل روان شناختی خطرزای موثر برای شروع مصرف مواد یا آمادگی اعتیاد، مشکلات رفتاری برونی سازی شناخته شده است. تفاوت های فردی نوجوانان در مصرف مواد نشان دهنده ارتباط مصرف مواد با رفتارهای پرخطر متعدد از جمله مشکلات رفتاری برونی سازی است (لوبر، استوتامر-لوبر و وایت ، 1999). شواهد زیادی وجود دارد که از وجود ارتباط بین مشکلات رفتاری برونی سازی در در اوایل نوجوانی و مصرف مواد در دوره های بعدی زندگی از جمله اواخر نوجوانی حمایت می کند. بنابراین مشکلات رفتاری برونی سازی می تواند به عنوان یک عامل برای آمادگی اعتیاد در نظر گرفته شود (وایت، ایکسای و تامپسون ، 2001). گاهی مصرف مواد را نوعی مشکلات رفتاری برونی سازی در نظر می گیرند اما مصرف مواد به تنهایی معرف مجموعه ای از رفتارهای ضد اجتماعی که در بردارنده سازه مشکلات رفتاری برونی سازی است، نمی باشد. دلایل زیادی برای آن مطرح شده است؛ به عنوان مثال مصرف مواد جدای از فعالیت های سرکشی و بد رفتاری مفهوم سازی شده است. متمایز بودن مشکلات رفتاری و مصرف مواد دارای شواهد نظری، روش شناختی و کارهای تجربی می باشد. تحلیل های نظری شروع مصرف مواد نشان داده اند که به طور آشکار یکی از متغیرهای موثر در شروع مصرف مواد و آمادگی اعتیاد، مشکلات رفتاری برونی سازی است. به عبارت دیگر مشکلات رفتاری برونی سازی به عنوان یک عامل خطرزا برای شروع مصرف مواد و آمادگی اعتیاد در نظر گرفته شده است. همچنین، ابزارهای اندازه گیری مصرف مواد نیز نشان دهنده تمایز مفهومی بین مصرف مواد و مشکلات رفتاری برونی سازی شده هستند. به عنوان مثال، در سیاهه مشکلات رفتاری آخنباخ که یکی از پرکاربردترین ابزار برای اندازه گیری مشکلات رفتاری در بین نوجوانان است، از 43 آیتم فقط یکی از آیتم های آن به مصرف مواد مربوط می شود. همچنین، شواهد تجربی گسترده ای نشان داده اند که فعالیت های بزهکارانه پیش بینی کننده مصرف مواد در بین نوجوانان است (لیلهاج، ترادیو، اسپات و مدون ، 2005). بنابراین با توجه به آنچه مطرح شد فراگیر بودن مشکلات رفتاری برونی سازی در دوره نوجوانی، لزوم درک ارتباط آن با شروع مصرف مواد و آمادگی اعتیاد را مبرهن می سازد تا اقدامات پیشگیرانه لازم صورت پذیرد.

پژوهش های داخلی و خارجی: رابطه بین مشکلات رفتاری و آمادگی اعتیاد
در پژوهشی (ویس، میرین و فرانسس ، 1992) که از طرح طولی جهت بررسی ارتباط بین شخصیت و مصرف مواد استفاده شده است. به این نتیجه دست یافتند که اولین ویژگی شخصیتی مصرف کنندگان مواد، بیشفعالی آن ها در دوره کودکی است بنابراین بیش فعالی، یکی از علائم پیش بینی کننده مهم برای سوء مصرف الکل در آینده محسوب می شود.
بررسی کانوی (2001) حاکی از آن است که افراد دچار اختلافات مصرف مواد مخدر را میتوان بر اساس کنترل بر ابعاد شخصیتی مانند عدم بازداری رفتاری و هنجارهای مثبت و منفی از دیگران متمایز نمود.
در پژوهشی (هانگ، وایت و کاسترمن ، 2001) که ارتباط بین مصرف الکل و پرخاشگری بینفردی را در نوجوانان بررسی کرده است، به این نتیجه دست یافتند که جهت اثر پرخاشگری بینفردی به مصرف الکل همیشه مثبت است که این نشان دهنده تأثیر مشکلات رفتاری برونی سازی شده در شروع مصرف الکل می باشد.
فلوری، میلیچ، لاینم، لیوکفلد و کلایتون (2003) در پژوهشی که به بررسی اختلال مشکلات توجه-بیش فعالی و اختلال سلوک در کودکی و نقش آن در مصرف مواد در دوران نوجوانی و بزرگسالی پرداخته اند به این نتیجه دست یافتند که افراد با مشکلات بیش فعالی-مشکلات توجه در معرض مشکلات مصرف مواد در سنین نوجوانی قرار دارند.
در پژوهشی (بایلی و همکاران، 2009) که به بررسی شیوه های فرزندپروری، مشکلات رفتاری و مصرف مواد در طی سه نسل با استفاده از مدل معادلات ساختاری پرداخته شده است، به این نتیجه دست یافتند که مشکلات رفتاری برونی سازی در نوجوانانی، مصرف مواد در بزرگسالی را پیش بینی می کند.
در پژوهشی (ون لیر، هویزینک و سریجنن ، 2009) که به بررسی مداخلات پیشگیرانه جهت کاهش تأثیر مشکلات رفتاری بر مصرف مواد و سیگار پرداخته شده است، نتایج آن بر اهمیت مداخلات اولیه بر روی مشکلات رفتاری جهت پیشگیری از شروع مصرف مواد تأکید شده است.

نتیجه گیری

در مجموع، در پژوهش های متعددی مشکلات رفتاری برونی سازی مثل مشکلات سلوک، پرخاشگری و بزهکاری در کودکی و در نوجوانی به عنوان عامل خطرزا برای مصرف مواد در دوره های بعدی زندگی است (فرگوسن، هاروود و ریدر ، 2005؛ کینگ، لاکونو و مک گو ، 2004؛ الکینس، مک گای و لاکانو ، 2007؛ ارنست و همکاران، 2006؛ فوترگیل و انسمینگر ، 2006؛ هو، ماتن، اسکافران، گریسلر و کاندل ، 2008؛ کاپرمن و همکاران، 2005 و پاتون، کافی، کارلین، ساویر و ویکفیلد ، 2006).
راهبردهای مقابله و آمادگی اعتیاد
مهارت یا سبک مقابله و یا رفتارهای مقابله ای نیز مانند سایر واژه های موجود در علم روان شناسی دارای تعاریف متعددی می باشد از جمله:
ریو (1978، به نقل ازلنگو و لانگ ، 2002) می گوید مقابله عبارت است از تلاش های فعالانه و منفعلانه برای پاسخ دادن به یک موقعیت تهدید آمیز به منظور رد کردن تهدید یا کاهش ناراحتی. ساراسون و ساراسون (1987، ترجمه نجاریان، اصغری مقدم و دهقانی، 1384) مقابله را فرآیندی می داند که در آن مردم تواناییهای شخصی خود را به منظور چیره شدن بر مشکل، کنار گذاشتن مانع، پاسخگویی به سوال یا حل و فصل مطلبی پیچیده به کار می گیرند. در واقع مقابله واکنش به قرار داشتن در رابطه ای استرس زا با محیط است. مقابله کننده های موفق افرادی نیستند که فقط بدانند کارها را چگونه باید انجام داد، بلکه علاوه بر آن، روش نزدیک شدن به موقعیت هایی که برای مقابله با آنها پاسخ آماده ای در دسترس ندارند را نیز می شناسند. یکی دیگر از تعاریف که جامعیت بیشتری داشته و بعضی از تعاریف دیگر به آن استناد می کنند، تعریف لازاروس و فولکمن (1984، به نقل از بیزلی، تامسون و دیویدسون ، 2003) می باشد. به نظر این دو محقق، مقابله با بحران عبارت است از تلاش های فکری و رفتاری مستمری که برای برآوردن مطالبات خاص بیرونی یا درونی فرد به کار می رود. این مطالبات ممکن است مطابق یا افزون بر منابع و امکانات فرد باشد.
در کنار تعاریف فوق، مقابله از چشم اندازهای نظری مختلف به اشکال گوناگون در نظر گرفته میشود. در دیدگاه روان تحلیل گری، مقابله راهی برای حل تعارضات به وجود آمده از طریق تکانهها و آزمون واقعیت میباشد که در آن بیشتر استفاده از مکانیزمهای دفاعی مد نظر است. دیدگاه چرخه زنــدگی، مقابله را مستـلزم یا در برگیرنده مهـارت و تحول رشد میداند و میگوید این فرآیند باعث افزایش عزت نفس، خودکارآمدی و کنترل درونی می شود. چشم اندار تکاملی و تغییر رفتار در زمینه مقابله بر روی حل مسأله تأکید می کند و نظریه فرهنگی اجتماعی-بوم شناختی، مقابله را به عنوان سازگاری با محیط فیزیکی در نظر می گیرد و نظریه یا چشم اندار تلفیقی، مقابله را به عنوان جنبه ای از توانایی فرد که نیازها را کاهش یا افزایش می دهد در نظر می گیرد (کاسار و مانیر ، 2003).
با در نظر گرفتن تعاریف فوق، می توان چنین نتیجه گرفت که اکثر محققین و صاحب نظران در این زمینه، مقابله را تلاش فردی برای کاهش استرس می دانند، برخی این تلاش ها را هشیار و منطقی و عدهای در جهت تسلط و گروهی دیگر در راستای اداره و مهار تنیدگی به کار می برند (کاسار و مانیر، 2003).
دیدگاه های جدیدتر مقابله که در دهه 80-1970 پدید آمده است، فشار روانی را به شناخت و ارزیابی شناختی فرد از خود و محیط مربوط می دانند، و مقابله را نیز به عنوان ارزیابی شناختی و نوعی واکنش شناختی در نظر می گیرند (پروین، 1989، ترجمه مرادی و کدیور، 1384).
در تأیید مطلب فوق و بیان موکد دیدگاه شناختی از مقابله، بلینکز و موس (1980، به نقل از بوس ورث ، باستین، ریمر و سیگلر ، 2003) دیدگاه شناختی پدیدارشناسانه و فرآیند مدارانه را در مورد مقابله مطرح می کنند.
در نتیجه بحث شیوه های مقابله نیز مانند سایر بحث های روان شناختی در گذر زمان در قالب رویکردهای مختلف قرار گرفته و هر رویکرد بر اساس پیش فرض ها و پایه های تئوریکی خود آن را توجیه نموده است که می توان از الگوهای ساده محرک-پاسخ در دیدگاه رفتارگرایی گرفته تا ارزیابی های دقیق شناختی که در دوران معاصر مطرح می باشند مثل دیدگاه شناختی رفتاری و تحلیل رفتار متقابل نام برد.
اما در کنار تحول نگرش های مختلف رویکردها به مفهوم مقابله، تحول فرآیند مقابله از لحاظ رشدی در طول زمان نیز می تواند مورد بررسی قرار گیرد. لازاروس (1999، به نقل از پروین، 1989، ترجمه مرادی و کدیور، 1384) مکرراً تأکید می کند که مقابله به عنوان یک فرآیند پویایی که ماهیتاً مرحله به مرحله در تعاملات فشارزا تغییر می کند، در نظر گرفته میشود. بنابراین دیدگاهی که سبکهای مقابله را ثابت و به عنوان مولفههایی از شخصیت در نظر میگیرد و فرد را در یک روش پاسخدهی ثابت نگه میدارد، مانع از این میشود که وی در شرایط مختلف در پاسخ دهی، آزاد و انعطاف پذیر باشد.
پژوهش های مرتبط با استرس و مقابله نشان می دهند دیدگاه های نظری مرتبط با این پدیده از جمله دیدگاه های نظری مطرح شده در این بخش، در قالب یک چهارچوب مفهومی واحد، قابل ارائه می باشند که در نمودار 3-2 (زیدنر و اندلر ، 1996، به نقل از آقایوسفی، 1380) نشان داده شده است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شکل 3-2. چهارچوب مفهومی مقابله. اقتباس از زیدنر و اندلر، 1996، به نقل از آقایوسفی، 1380.
الگوی مطرح شده در نمودار فوق مبین آن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *