پایان نامه روانشناسی با موضوع : اختلال نقص توجه

مورد ارزیابی قرار می گرفت تا تصویر کاملتری از وی بدست آید. اما وجود واقعی مقوله هائی که تا این حد به جزئیات پرداخته باشند مورد تأیید مطالعات تجربی واقع نشد زیرا چنین عنوان شد که مقوله های جزئی پایائی نظام را به خطر می اندازد. علاوه بر این مغلوم گردید که در تعدادی از موارد، ملاک ها کاملاً روشن نیستند( ایزائل،1999 ، ترجمه منشی طوسی ، 1373).

از این رو انجمن روانپزشکی آمریکا با تجدید نظر در راهنمای تشخیصی آماری شماره سوم انجمن، راهنمای تشخیصی آماری تجدید نظر شده انجمن روان پزشکی آمریکا را در سال 1987 منتشر کرد(برجعلی،1389).راهنمای تشخیصی آماری چهارم انجمن روان پزشکی آمریکایی که یک طبقه بندی مقوله ای است بر اساس مجموعه ضوابطی که بطور مشخص توصیف شده اند اختلال های روانی را به انواع مختلف تقسیم بندی می کنند و با پذیرفتن عدم تجانس شکل گیری ها ی بالینی، غالباً مجموعه ضوابط متعددی را ارائه داده که وجود زیر مجموعه ای مواد را از بین یک فهرست طولانی به منظور تشخیص کافی می داند. این اختلالات به ترتیب عبارتند از: اختلال های یادگیری، اختلال های مهارت های حرکتی، اختلالهای ارتباطی، اختلالهای فراگیر رشد، اختلالهای کاستی توجه و رفتار ایذائی، اختلالهای تغذیه و خوردن در شیرخوارگی یا اوایل کودکی ، اختلالهای تیک، اختلالهای دفع و سایر اختلالهای شیرخوارگی تا نوجوانی .این مجموعه همانند مجموعه های پیشین انجمن روانپزشکی آمریکا، از راهنمای تشخیصی آماری تجدیدنظر شده انجمن روانپزشکی آمریکا معمولاً از یک نظام طبقه بندی چند محوری بهره می گیرد با این تفاوت که به جز عقب ماندگی ذهنی، مجموعه اختلالهائی که در راهنمای تشخیصی آماری تجدید نظر شده انجمن روانپزشکی ، زیر عنوان اختلالهائی که معمولاً نخستین بار در دوره شیرخوارگی، کودکی یا نوجوانی تشخیص داده می شوند از محور 2 به محور 1 انتقال یافته است(دادستان، 1378).
پیشینه ی تاریخی اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی
قدیمی ترین توصیفی که از فزون جنبشی وجود دارد از پزشکان آلمانی ، به نام هاینریش هافمن در میانه ی سالهای 1800 است . شکسپیر در یکی از شخصیت های داستانی خود در نمایش نامه ی “شاه هنری هشتم ” به نوعی بیماری در توجه اشاره کرده است (بارکلی، 1997،ترجمه علیزاده،1383).
ویلیام جیمز (1890) در کتاب اصول روان شناسی به ویژگیهایی اشاره کرده است که خود آن را “اراده ی انفجاری ” می نامد، و این ویژگی ها بسیار شبیه به فزون جنبشی هستند. پس از جنگ جهانی اول و همه گیری آنسفالیت ، هافمن (1992) و ( اباف 1923، به نقل از کینگ و ناشپیتز ، 1991)، ویژگیهایی را توصیف کردند که این ویژگی ها در کودکان با اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی نیز مشاهده می شوند . یکی از این ویژگی ها، بی ثباتی رفتار بود که مؤلفان مذکور آن را اختلال رفتار پس از آنسفالیت نامیدند. این نشانه ها در کودکانی که در گذشته رفتارهای عادی داشتند نیز، به سرعت مشاهده می شد: نابهنجاری های حرکتی، بی مسوولیتی، بی قراری، فزون جنبشی و حرکت های رقص گونه. با وجود آنکه فزون جنبشی از دهه ی 1920 تقریباً در تمام کشورهای دنیا شناسایی شده بود، اما از دهه ی 1960 به طور جدی مورد توجه و علاقه ی دانشمندان قرار گرفت. می توان گفت که از دهه ی 1930 تا اواخر دهه ی 1950، جامعه علمی آمریکا در درجه ی اول، به مسأله آموزش رشد، و خانواده ی این کودکان توجه می کرد و کارآیی گروه درمانی را مورد آزمایش قرار می داد؛ و همین دوره مصادف با کشف داروهای آمفتامین بود. اما، در آن سال ها تنها افراد ثروتمند می توانستند از این داروها بهره ببرند. دارودرمانی در مورد این اختلال ، تا سال های آخر دهه ی 1960 گسترش یافت و در پایان همین دهه و دهه ی پس از آن ، دارودرمانی به عنوان درمان فزون جنبشی مورد پذیرش قرار گرفت(سیفرو آلن ، 1976 ).
در سال 1957 ، لوفرودنهوف” نشانگان رفتار فزون جنبشی” را توصیف کردند که نشانه های اصلی آن، فزون جنبشی، ضعف در تمرکز حواس ، کم توجهی ، ضعف در انجام تکلیف های مدرسه ، تکانشگری ، زودرنجی و بی ثباتی کلی بود. آنها بر این باور بودند که علت این نشانگان ، چیزی جز آسیب مغزی در دی آنسفال (تالاموس ، هیپوتالاموس ) نیست اگر چه ، پیدا کردن شاهدی بر این ادعا کار دشواری بود و به همین دلیل ، اصطلاح آسیب خفیف مغزی پیشنهاد شد ؛ واژه ای که با وجود شهرت خیلی زیاد ، عمری چندان طولانی نداشت. راس و راس (1976 ) چنین مطرح کرده اند که این اصطلاح ، در اصل از کارهای اولیه ی آلفرد استراس و همکارانش گرفته شده بود(علیزاده، 1383).
جدول1-2: تاریخچه تحول اصطلاح شناسی اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی
سال 1940 :ون جنبشی در کودکان ابتدا به شکل نشانگان آسیب مغزی مورد توجه قرار گرفت .
سال 1960 : برخی رفتارهای فزون جنبشی ، به شکل بدکارکردی خفیف مغزی توصیف شدند.
سال 1968 : انجمن روانپزشکی امریکا در DSM-II ، فزون جنبشی را نوعی واکنش زیاده تحرکی در دوران کودکی توصیف کرد. .
سال 1980 : انتشار ویرایش سوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (1980) ، پیشرفت چشمگیری در تشخیص اختلال نارسایی توجه بود.در این ویرایش، توجه دانشمندان از زیاده جنبشی به مشکل های توجه معطوف شد و آنها دو نوع نارسایی توجه را متمایز کردند: اختلال نارسایی توجه بدون فزون جنبشی
سال 1987 : در DSM-III-R تغیراتی رخ داد. در عین حال که اصطلاح نارسایی توجه / فزون جنبشی همچنان مورد استفاده قرار می گرفت و بر حواس پرتی تأکید می شد، ولی فزون جنبشی هنوز هم از عوامل اصلی تلقی می شد. در این ویرایش، سن شروع را 7 سالگی ، و طول دوره مشکل را حداقل 6 ماه تعیین کردند و” نارسایی توجه که در جای دیگر دسته بندی نشده” را نیز اضافه کردند.
سال 1991 : وزارت آموزش و پرورش آمریکا ، فزون جنبشی را زیر پوشش قوانین آموزش و پرورش ویژه قرار داد.
سال 1994 : در DSM-IV از اصطلاح” اختلال نارسایی توجه / فزون جنبشی” یا همان ADHD استفاده شد.
منبع: ( لرنر،1997 ترجمه علیزاده،1383)
توجیه کمی برای این ادعا وجود دارد که اختلال بیش فعالی فقط مربوط به دهه 1990 است. به عبارت دیگر به تازگی مشاهده شده است که از برچسب های تشخیصی برای توصیف کودکانی که از برچسبهای تشخیصی برای توصیف کودکانی که سطوح نامناسبی از بی توجهی، تکانشی بودن یا بیش فعالی را از نظر تحولی نشان می دهند، استفاده می شود.دو روند مهم وجود دارند که تاریخچه این اختلال را در آمریکا مشخص می کنند. اولین روند مرتبط با موضوع یکسانی تشخیص است. از اوایل سال های 1902 تا اواخر دهه 1960، توافق کمی در این حوزه برای نامگذاری این اختلال وجود داشت. از این رو در زمان های مختلف چیزی که به عنوان ADHD شناخته می شد ، به اختلال رفتاری پس از التهاب مغزی (هوهمن، 1992 ) ، سواری عضوی (کان وکوهن، 1934 ) ، سندرم آسیب مغزی کودک (استراس و کفارت، 1955 ) ، بد کارکردی کم مغز (کلمنتس و پیترز ، 1962 ) و سندرم بیش فعالی کودک ( چس، 1960 ) اشاره داشت .
دومین روند مهم مربوط به زمانی است که اختلال به طور دقیقی نامگذاری شد. در این دوره توصیف های مبتنی بر سبب شناسی از این اختلال شروع شد کهزمینه ای برای نامگذاری آن شد. به طوری که DSM-III این اختلال را اختلال نقص توجه پایا بدون بیش فعالی نامگذاری ( APA ،1980 ) و DSM-III-R از اصطلاح اختلال نقص توجه – بیش فعالی برای تشخیص این اختلال استفاده کرد (خدایاری فرد،سهرابی، 1390).
تعاریف اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی
در بین تعریف های موجود از این اختلال، تعریفی که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا در ویرایش چهارم کتاب راهنمایی تشخیصی و آماری اختلال های روانی ارائه شده است بیشترین مورد استفاده را دارد. انجمن روانپزشکی آمریکا در معیارهای توصیفی و تشخیصی خودف سه زیرنوع برای اختلال نارسائی در نظر می گیرد:
اختلال نارسائی توجه/ بیش فعالی یا نوع ترکیب
اختلال از نوع بی توجهی
اختلال از نوع بیش فعالی- تکانشگری (انجمن روانپزشکی آمریکا)
گاه بر اساس نیاز فردی که تعریفی از این اختلال عرضه می کند، تعریف های متفاوتی از آن به عمل آمده است. (علیزاده ، 1383). بارکلی (1982) می نویسد که اگر چه بر سر نشانه ها و ویژگی های فزون جنبشی معمولاً اتفاق نظر وجود دارد، ولی هنوز بر سر تعریف آن، چنین توافقی حاصل نشده است.
بارکلی (1982) تعریف زیر را پیشنهاد می کند: فزون جنبشی عبارت است از اختلالی رشدی در توجه ، کنترل تکانش، بی قراری، و هدایت رفتار که به طور طبیعی ایجاد می شود و ناشی از اختلال های عصب شناختی بزرگ، حسی، حرکتی یا هیجانی نیست.

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ملاک های تشخیصی ADHD بر اساسDSM- IV – TR
امروزه ملاک هایی برای تشخیص ADHD در DSM- IV – TR (APA ، 2000 ) مطرح شده است. در محور فرایند تصمیم گیری برای تشخیص ADHD دو نوع فهرست 9 مؤلفه ای از علائم و نشانه ها قرار دارد ، که یکی از آنها مربوط به نشانگان بی توجهی ودیگری مربوط به مسائل مرتبط با تکانشی – بیش فعالی است. از جمله نشانه های بی توجهی نشنیدن به هنگامی که با فرد صحبت می شود ، حواس پرتی و داشتن مشکلاتی در انجام تکالیف سازمان یافته است . فهرست تکانشی – بیش فعالی شامل شش نشانه برای بیش فعالی و سه نشانه برای تکانشی بودن است . از جمله نشانه های بیش فعالی می توان به بی قراری ، تکان خوردن و مشکل در یک جا نشستن و پر حرفی اشاره کرد. قطع کردن صحبت دیگران و مشکلاتی در انتظار کشیدن برای رسیدن نوبت نیز از نشانه های تکانشی بودن است.
معلمان و والدین باید دست کم وجود شش رفتار از نه رفتار مشکل آفرین موجود در هر یک از فهرست ها را گزارش کنند تا تشخیص اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه داده شود. چنین رفتارهایی باید قبل از 7 سالگی شروع شده و دست کم شش ماه ادامه داشته باشند و فراوانی آنها بیشتر و بالاتر از حدی باشد که از سن ذهنی کودک انتظار می رود. به علاوه این رفتارها باید در دو یا چند موقعیت مشهود باشند ، تأثیر زیادی روی کارکردهای روانشناختی داشته باشند و به دلیل دیگر انواع مشکلات سلامت روانی یا اختلال های یادگیری که ممکن است وجود آنها را بهتر تبیین کنند ، رخ ندهند. ملاک های تشخیصی برای ADHD به تفصیل در زیر آمده است :
الف – علائم و نشانه های بی توجهی
اغلب در توجه لازم به جزییات شکست می خورند و اشتباهاتی را که ناشی از بی دقتی است ، در تکالیف مدرسه ، کار و دیگر فعایت ها مرتکب می شوند ؛
در حفظ توجه به هنگام انجام تکالیف یا فعالیت های مرتبط با بازی مشکلاتی دارند ؛
اغلب به نظر می رسد هنگامی که به طور مستقیم با آنها صحبت می شود ، نمی شنوند ؛
اغلب به آموزش هایی که به آنها داده می شود ، عمل نمی کنند و در تمام کردن کارها و برنامه ها در محل کار شکست می خورند ؛
مشکلاتی را در سازماندهی به فعالیت ها و تکالیف دارند ؛
از مشغول شدن به تکالیفی که مستلزم حفظ تلاش ذهنی اند ، اجتناب می کنند و دوست ندارند به این کارها مشغول شوند ؛
اغلب چیزهایی را که برای تکالیف و فعالیت ها ضروری هستند ، گم می کنند ( برای مثال برنامه درسی ، مداد ، دفتر یا ابزارها )؛
به سرعت و به سادگی توسط محرک نامربوط دچار حواس پرتی می شوند ؛
اغلب در فعالیت های روزانه فراموشکارند .
ب- نشانه های بیش فعالی
اغلب دست ها یا پاهایشان را هنگامی روی صندلی یا در جایی نشسته اند ، تکان می دهند؛
بیشتر مواقع صندلی خود را در کلاس درس یا دیگر موقعیت هایی که انتظار می رود در آنجا بمانند ، ترک می کنند.

به سرعت در موقعیت هایی که دویدن یا بالا رفتن از دیوار نامناسب است ، می دوند یا بالا می روند ؛
مشکلاتی را در بازی کردن یا مشغول شدن به فعالیت های فراغت دارند ؛
مانند یک موتور یا ماشین کار می کنند ؛
اغلب پرحرف هستند.
ج– نشانه های تکانشی بودن
اغلب قبل از تمام شدن سؤال به سرعت جواب می دهند ؛
اغلب مشکلاتی را برای رعایت نوبت و در نوبت قرار گرفتن دارند ؛
اغلب صحبت های دیگران را قطع می کنند (انجمن روان پزشکی آمریکا ، 2000 ).
همان طور که این ملاک های تشخیصی نشان می دهند ، حالتی که در ADHD از نظر بالینی وجود دارد ممکن است از کودکی به کودک دیگر تفاوت داشته باشد. ممکن است در بعضی کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه ، نشانه های بی توجهی بارزتر از نشانه های تکانشی بودن – بیش فعالی باشد و در برخی دیگر مشکلات تکانشی بودن و بیش فعالی برجسته تر باشد . از این رو در DSM-IV-TR ملاک های جدیدی وجود دارد که بیانگر انواع دیگر این اختلال یا زیر مجموعه های آن است. برای مثال اگر بیش از شش نشانه از هر دو فهرست موجود باشد و تمام ملاک ها برقرار باشند ، نوع ترکیبی ADHD تشخیص داده می شود. اگر شش نشانه یا بیشتر از نشانه های بی توجهی وجود داشته باشد ، اما نشانه های تکانشی – بیش فعالی کمتر از شش مورد باشد و دیگر ملاک ها نیز برقرار باشند ، تشخیص مناسب ADHD از نوع بی توجهی است . (خدایاری فرد، سهرابی،1390).میرنسب(1386) نشانه های اصلی اختلال بیش فعالی را در کودکی وبزرگسالی همراه با تعریف در جدول زیر تشان داده است.
اختلال نارسایی توجه با / بدون جنبشی (ADD+Hیا ADD-H)
اختلال نارسایی توجه/ فزون جنبشی همیشه با فزون جنبشی همراه نیست. کودکانی وجود دارند که با وجود آنکه به نارسایی توجه مبتلا هستند، به فزون جنبشی دچار نیستند. به همین دلیل ، این اختلال را به دو نوع تقسیم کرده اند که عبارت است از اختلال نارسایی توجه با فزون جنبشی و اختلال نارسایی توجه بدون فزون جنبشی. تمایز بین این دو نوع ، در فرایند درمان و کمک رسانی به کودک بسیار مهم است و متخصصان بالینی باید آنها را از هم تمیز دهند. در جدول شماره 2 ، تفاوت های اصلی این دو نوع نشان داده شده و شباهت های آنها، همان ویژگی های متداولی است که پیشتر مورد بحث قرار گرفت(علیزاده، 1383).
جدول شماره 2–2: تفاوت اختلال نارسایی توجه با و بدون فزون جنبشی
نارسایی توجه با فزون جنبشی
نارسایی توجه بدون فزون جنبشی
الف )نشانه های درونی و بیرونی بیشتر
تکلیف گریزی در حین انجام آزمون هایی که هوشیاری را می سنجد
وجود احتمال بیشتر برای اختلال مشابه در خویشاوندان
استفاده از مواد مخدر
ب)مشکل های رفتاری بیشتر
توجه به کودک در بین آشنایان و دوستان
خود آزاری
احتمال بیشتر برای همبودی با اختلال سلوک
الف)رؤیایی و بی حال
تکانشگری بیشتر در حوزه ی ادراکی – حرکتی
احتمال بیشتر برای وجود اختلال اضطرابی در بین خویشاوندان
ب) فعایت شناختی کندتر
گوشه گیری اجتماعی بیشتر و کمرویی
احتمال بیشتر برای همبودی با ناتوانی های یادگیری و مشکل های مربوط به خودکاری که به ناتوانی های یادگیری شباهت دارند
منبع:(لرنر، 1990، ترجمه علیزاده ،1383)
همه گیر شناسی
بر اساس DSM-IV –TR ، شیوع کلیه انواع ADHD در میان کودکان بین 3 تا 7ع درصد است (انجمن روان پزشکی آمریکا ، 2000 ) . با این حال برآوردهای کلی تر و بیشتری برای نمونه های جامعه ی جامعه گزارش شده است ، که دامنه 5/7 تا 6/21 در صد در نمونه های متشکل از والدین و معلمان دارد ( آناستئوپولس و همکاران ، 1993 ). البته شیوع این اختلال بیشتر از 3 تا 7 درصد ذکر شده در DSM-IV-TR خواهد بود و این موضوع اصلاً تعجب برانگیز نیست . اگر بدانیم که شیوع در جامعه در ابتدا بر اساس شرط فراوانی نشانه های ADHD به تنهایی استخراج و گزارش شده است ، بنابراین ، احتمال زیادی وجود دارد که برآوردهای محدودتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *