پیشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه

های خود مستقل و بی تعصب اند و ترجیح می دهند که در شرایطی باز و نامحدود ( از نظر یادگیری) فعالیت کنند تا دیدگاه های خود را مطرح کنند.کودکان باهوش غیر خلاق وقتی مورد قضاوت قرار گیرند خود را در حداکثر امنیت و اطمینان حس می کنند و نتایج عالی به دست می آورند.اتکینسون (1926)، تورنس (1966) تحقیقاتی انجام داده اند و و یژگی های دانش آموزان خلاق را این چنین عنوان کرده اند:
این دانش آموزان از نظر هوشی بالاترند یا سطح متوسط اند.
از نظر هوشی فضایی بسیار برجسته اند.

دارای ظرفیت های حافظه ی فوق العاده در ثبت و نگهداری وقایع نختلف هستند.
امور و فعالیت های مختلف را تجربه می کنند.
از نظر فکری مستقل اند.
از نظر اجتماعی، رفتاری مطلوب دارند.
از نظر بیان صریح و راحت اند.
افراد فعال و کنجکاوند.
در حل مسائل و پاسخ به سوالات عموما از تفکر واگرا برخوردارند.تفکر واگرا تفکری است که به گونه ای متفاوت از جریان عام فکری جامعه به حل مسائل می پردازند.
به مسائل مذهبی و فلسفی علاقه نشان می دهند.
عموما مقاوم و با جرات، انتقادپذیر و خستگی ناپذیرند.
خودجوش، صادق و ساده اند (افروز 1365، ص 20 و 21)
چگونه می توان خلاقیت را دردانش آموزان پرورش داد؟
به سوالات دانش آموزان باید احترام گذاشت و آن ها را راهنمایی کرد تا خودشان جواب سوالات را بیابند.
باید به دانش آموزان نشان داد که عقایدشان دارای ارزش است و عقایدی را که پذیرش آن ها در کلاس ممکن باشد باید پذیرفت.
نظریات و اظهارات خلاق دانش آموزان می بایست توسط معلم مورد تشویق قرار گیرد و زمینه ظهور آن ا فراهم شود.
گاهی اوقات بدون اینکه تهدید از جهت نمره ارزشیابی یا انتقاد در کار باشد، باید کودکان را آزاد گذاشت تا کارهایی را که خودشان می خواهند انجام دهند.
هرگز نباید قضاوتی در مورد رفتار دانش آموزان به عمل آورند بدون این که علل و نتایج آن تشریح شود.
اندیشه هایی مانند همه چیز از قبل معلوم معین شده است، باید از افرادی که به عنوان متخصص در هر زمینه ای معرفی شده اند اطاعت کرد و نمی توان نگرش خاص خود را دنبال کرد، نباید در ذهن دانش آموزان ایجاب شود.
باید در هر زمینه ای مهارت در درک لازم را به وجود آورد، زیرا در غیر این صورت امکان مبدل شدن به یک دانشمند و هنرمند خوب امکان به دست آوردن برتری به عنوان بخشی از خلاقیت، جز بر حسب شانس و تصادف فراهم نخواهد شد.
باید نیروی ابتکار و تخیل افراد را باور کرد تا در هر زمینه ای توان انجام فعالیت های لازم برای گشودن بابی نو را داشته باشند.
باید به عقاید غیرعادی دانش آموزان احترام گذاشت، زیرا کسانی که به نوعی خلاقیت آن ها برانگیخته می شود، روابط و مفاهیمی را درک می کنند که بقیه ممکن است از آن بی خبر باشند.
جواب ها باید طوری باشد که فرد را به سوالات تازه هدایت کند.
تکمیل کردن اشیاء و امور ناکامل از موارد دیگر است که موجب خلاقیت دانش آموزان می شود.باید از آن ها خواسته شود جملات ناکامل، نقاشی ها و تصاویر نیمه تمام و مبهم و حتی اشیاء نیمه کاره را کامل کنند.
دانش اموزان باید اشیاء را از نزدیک ببینند و آن ها را زیر و رو کنند و آنها را به بازی های تخیلی تشویق کرد.
باید فرصت های مناسب برای یادگیری مبتکرانه تدارک دیده شود و از این نوع یادگیری ها قدر دانی گردد زیرا یکی از مشخصات انسان خلاق این است که توانایی اش را خود به کار اندازد.
معلمان باید سوال هایی را بپرسند که با چرا و چگونه آغاز می شوند نه با کجا، چه کسی . چه وقت سوال هایی که دارای جواب های متعدد باشند موجب تفکر واگرا و ایجاد خلاقیت در دانش آموزان می شوند.
هوش و خلاقیت
تحقیات انجام یافته پیرامون هوش و خلاقیت نشان داده اند شاگردانی که در این دو امر برجسته بوده اند می توانستند در خود تسلط و آزادی کامل به وجود آورند و هم دارای رفتار بزرگسالان و کودکان باشند.
کسانی که از هوش بالاتر برخوردار بوده اند ودر خلاقیت در درجه ی پائین بودند به آن دسته از شاگردان اختصاص داشتند که در درس های خود وسواس فراوانی به خرج می دادند و از شکست های تحصیلی واهمه داشتند.ولی کسانی که در درجه ی پائین هوشی بودند و از جهت خلاقیت مقام والایی داشتند غالبا از خود و مدرسه بیزاری نشان می دادند و به مدرسه و درس و معلم با دیده خشم و ناراحتی می نگریستند، و زمانی که از کارهای درسی نگرانی داشتند استعدد درخشان خود را در خلاقیت و مهارت شناختی به خوبی بروز می دادند.(پارسا 1371، ص 61).
خلاقیت و پیشرت تحصیلی
سیلبرمن (silberman) معتقد است که تعلیم و تربیت بایستی فرد را برای کاری آماده کند که هنوز وجود ندارد و ماهیتش را هنوز تصور هم نمی توان کرد و این امر تنها بدین صورت انجام می پذیرد که به کودکان آموزش داده شود چگونه یاد بگیرن و به آن ها نوعی انضباط فکری داده شود تا آن ها را قار سازند که اندوخته های عقلی بشر را صرف مسائل تازه کنند.توانایی تولید داده های تازه از طریق تجزیه و تحلیل ذهنی این داده ها یکی از جذاب ترین و ارزشمند ترین مهارت بشری است.(کالاگر ، 1372).
همچنین کلازمایر (Klaz mayer) و دیگران اظهار داشته اند در میان کسانی که نمره ی پیشرفت تحصیلی آن ها زیاد است، فرد خلاق را بیشتر می توان یافت تا در میان کسانی که نمره ی پیشرفت تحصیلی آن ها کم است.(سیف ، 1372)
شخصیت چیست؟

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

“شخصیت عبارت است از الگوهای رفتاری و شیوه های تفکر که سازگاری فرد با محیط را تعیین می کند”( اتکیسون و هلیگارد ، 1993).

صاحب نظران حوزه شخصیت روانشناسی از کلمه شخصیت تعریف های گوناگونی ارائه داده اند از نظر ریشه ای، گفته شده است که کلمه شخصیت معادل کلمه (pErsonality) انگلیسی است که درحقیقت از ریشه لاتین گرفته شده که که به معنی نقاب یا ماسکی بوده که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می گذاشتند.
این تعبیر تلویحاً اشاره با این مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی است که بر جهره خود می زنند تا وجه تمییز او از دیگران باشد.
در زبان عامه، شخصیت به معنای دیگری به کار می رود، مثلا وقتی گفته می شود که کسی با شخصیت است یعنی اینکه او دارای ویژگی هایی است که می تواند افراد دیگر را تحت نفوذ خود قرار دهد یا متانت و وقار ویژه ای دارد.همین طور در نقطه مقابل آن بی شخصیت به معنای داشتن ویژگی های منفی است که البته باز هم دیگران ار تحت تاثیر قرار می دهد، اما در جهت منفی.همچنین کلمه شخصیت در عرف به عنوان چهره مشهور و صاحی صلاحیت در حوزه های مختلف به کار می رود همچون شخصیت سیاسی،شخصیت علمی، شخصیت هنری و از این قبیل.
اما در روانشناسی، شخصیت به مفهومی متفاوت از آنچه ذکر شده تعریف می شود مثلا در روانشناسی همه کس دارای شخصیت است و بنابراین اصطلاحی به نام بی شخصیت در روانشناسی وجود ندارد.

فرآیندهای اصلی در رشد شخصیت
سالهای پیش دبستانی، دورهای مهم و اساسی در رشد متقابل اجتماعی و در تحول کارکردها و توانائیهای حرکتی، زبانی و شناختی است.همچنین بخش قابل توجهی از تحقیقات در مورد این دوره، تحت عنوان وابستگی به دیگران انجام گرفته است.منظور از وابستگی اهمیت گروه درایجاد احساس امنیت خاطر و پشتگرمی در کودک است یعنی، کودک از اینکه جزئی و عضوی از این گروه است احساس توانایی، دلگرمی و اعتماد به نفس می کند.
ساختار خانوده:بدون تردید ساختار خانواده و جایگاهی که کودک آن را در خانواده اشغال می کند، نقش مهمی دررشد شخصیت وی ایفا می کند به استثنای موقعیتهایی مثل پرورشگاهها یا مهد کودک ها که کودک با گروه هایی از افراد در ارتباط است، غالباً ارتباطات اجتماعی کودک منحصر به مادر یا کس دیگری است که به جای مادر از او مراقبت می کند و ارتباط گسترده تر با محیط اطراف نیز غالباًَ ار طریق مادر مراقبت می شود.این وابستگی به مادر تا 2 سالگی ادامه می یابد و از آن پس تماس کودک با فرزندان دیگر خانواده ها و اطرافیان آغاز می شود.در دوره پیش دبستانی گسترش فزایند در روابط کودک با گروه های اطراف خود روی می دهد.
ترتیب تولد:اثری که پیامدهای وجود برادران و خواهران متعدد برای کودک به وجود می آورد، بستگی به ترتیب تولد او دارد.فرزند ارشد تا زمانی که فرزند دوم پا به دنیا گذارد توجه کامل والدین را به خود اختصاص می دهد.تعدادی از محققان توانسته اند تفاوتهای فابل توجهی بین فرزند ارشد و کودکان بعدی مشخص کنند که امکان دارد مربوط به تفوات توجهی باشد که والدین به کودک اول و دوم می کنند بر طبق گزارش این محققان، فرزند ارشد تمایلات نزدیک بودن و دلبستگی بیشتری را نسبت به بزرگترها حفظ می کنند، بعضی از یافته های تحقیقی حاکی از آن است که فرزندان ارشد عموماً بیشتر مستعد اضطراب اند که ممکن است این حالت بازتابی باشد.فرزندان اول ممکن است دارای مزایایی نیز باشند؛ مثلاً در سخنگویی نسبت به فرزندان بعدی بیشتر بوده و عموماً‌انگیزه پیشرفت قوی تری دارند.اثرات ترتیب تولد در ارتباط با جنس کودک جنس فرزندان دیگر و نوع تمایلات آنها پیچیده تر می شود کودکان بعدی ممکن است برادر و خواهران خود را به جای والدین خود الگو قرار دهند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق درمورد فراوانی

تفاوتهای جنسی: یافته ها در مورد ترتیب تولد به اهمیت تفاوتها در جنس و تاثیرآن بر رشد شخصیت اشاره دارند.از آغاز تولد جنس کودک جنبه مهمی از هویت او را به دیگران می شناساند این امر در نام، در لباس پوشیدن، اسباب بازیها، و وجوه دیگر زندگی او منعکس می شود؛ اما در دوره پیش دبستانی تفاوت های آشکاری در تعدادی از ویژگی ها از نظر جنس مشاهده می شود.پسران آشکارا پرخاشگر تر از دختران هستند .شیوه های تربیتی والدین یا نگرش خاص آن ها در این مورد نیز می تواند اثرات کاملا متفاوتی بر پسران و دختران داشته باشد.
عدم حضور پدر و شاغل بودن مادر: مطالعاتی که در این مورد انجام شده نشان داده است که پسران فاقد پدر از یک سو کمتر از پسران دارای پدر تخیلات پرخاشگرانه دارند و از سوی دیگر استعدادهای عددی آنها ضعیف تر از مهارت کلامی آن ها است و همچنین مادران چنین خانواده هایی سخت گیر تر و ورابط آن ها با فرزندان خشن تر است زیرا برای اعمال کنترل ناچارند ژست پدرانه بگیرند.اما بعضی از اثرات این فقدان در مورد دختران ممکن است در دوران بلوغ ظاهر شود یعنی هنگامی که باید نقش های زنانگی خود را ایفا کنند به مردی علاقمند شوند.مطالعات مشابه در مورد فقدان مادران چندان فراوان نیست؛زیرا کمتر خانواده ای است که با فقدان مادر بتواند بدون جانشین مادر باقی بماند.اما مطالعاتی در مورد آثار اشتغال مادر بر فرزندان انجام گرفته است (اتکینسون و همکاران، 1983، 1993).این مطالعات نتوانسته اند به روشنی نشان دهند که اشتغال مادراز نظر جنبه های عاطفی و سازگاری های این کودکان اثرات زیان باری دارد.بر خلاف تصور عمومی معلوم شده است که این کودکان نه از نظر اضطراب و احساس وابستگی ا ز کودکان مادران خانه دار بالاتر ند و نه از نظر کاهش اتکای به خود و اعتماد به نفس که تصور می رود عدم حضور مادر موجب آن باشد.دختران مادران شاغل نقش زن را در خانواده ها چندان متفاوت از نقش پدر نمی بینند و از نظر آنان پدران نیز بنا به اجبار حاصل از شاغل بودن مادر خانواده ، مسئولیت هایی را در درون خانه به عهده دارند.
آثار اولیه گروه همسالان: ساختار و ترکیب خانواده به هر شکلی که باشد، کودک به تدریج در معرض اثرات گروه همسالان خود قرار می گیرد این روند تاثیرپذیری با یافته هایی که از مشاهدات گروه همبازی ها در مهد کودک ها و کدکستان ها یا محیط زندگی کودک در محله و کوچه به دست آمده اند تائید شده است، اگر چه در میان کودکان خردسال تعامل سازمان یافته با دوام کمتر به چشم می خورد، با این وجود این کودکان نسبت به یکدیگر پاسخ دهی های قابل توجهی دارند.در پنج سالگی کودکان در کاربرد وسایل بازی همکاری نشان می دهند و از ساخته های یکدیگر ایراد می گیرند.مدت زمان این بازی ها هر چند کوتاه و شامل چند فعالیت مختصر است و در عین حال نشانگر میزان آگاهی از حضور دیگران و ظرفیت سازی اجتماعی متقابل در این دوره سنی است و شواهدی در دست است که نشان می دهد در همین دوره احساس ما بودن و هویت گروهی، پس از این که گروهی از کودکان به طور مداوم با هم بازی کردند مشاهده می شود.در همین دوره است که رفتارهای غیر عادی ضد اجتماعی کودکان یا کناره گیری و انزوای آنان توجه والدین و دیگران را به خود جلب می کند.
نظریه فروید در مورد شخصیت:
شخصیت ازنظر فروید دارای سه وجه است: نهاد، که نماینده تمایلات و غرایز حیوانی و تابع اصل لذت است.خود یا من که نماینده واقعیت ها بوده و تابع اصل واقعیت است و فراخود یا من برتر، که نماینده ی سانسورهای اجتماعی و وجدان شخص است و هدف آن جلوگیی از ارضا تمایلات انسان است.رشد روانی جنسی کودک طبق نظریه فروید شامل سه مرحله است: اول، مرحله ی دهانی؛ دوم، مرحله مقعدی؛ و سوم، مرحله ی جنسی یا شهوانی: که عدم رشد مناسب و در هر مرحله یا تثبیت در هر یک از این مراحل، عواقب نامطلوبی برای رشد شخصیت در دوره های بعد به همراه خواهد داشت.علاوه بر این شخص برای انسجام شخصیت خود از یک رشته مکانیزم های دفاعی استفاده می کند که مهم ترین آن ها عبارتند از:واپس زنی، جابه جائی، والایش، برون فکنی، همانند سازی درون فکنی، بازگشت، تثبیت، انکار، دلیل تراشی، تبدیل و جبران.
همه این مکانیزم ها راه حل هایی غیر معقول برای سازگاری هستند.
نظریه فروید از جنبه های مختلف مورد انتقاد قرار گر فته است اما درعین حال، هنور هم به وسیله ی بسیاری از متخضضان روان درمانی به عنوان یک روش ردمانی مورد استفاده قرار می گیرد.
ساختار شخصیت از نظر یونگ:
یونگ شخصیت را مرکب از چندین سیستم یا دستگاه روانی می داند که ضمن مستقل بودن در یکدیگر تاثیر متقابل دارند.این سیستم ها عبارتند از:
من یا خود: من یا خود،همان شعور آگاه یا ضمیر خود آگاه است که مجموعه ای است از احساسات، خاطرات، افکار و عواطفی که شخص نسبت به آنها آگاهی دارد و برای آن معلوم است و باعث پی بردن و شناخت او از وحدت و هویت خود می شود.
ناهشیاری فردی: به نظر یونگ، ناخود آگاه فردی حاوی ویژگی ها و کیفیاتی است که در گذشته شخص، خودآگاه بودند اما اکنون به دلایل خاصی واپس زده شده یا فراموش شده اند.
ناهشیاری جمعی: علاوه بر ناخودآگاه فردی،درانسان یک ناخودآگاه جمعی نیز وجود دارد که نوعی حافظه مربوط به گونه انسان و ناهشیاری غیر قابل دسترس است که نماینده تجربه های تراکمی نوع بشر و حتی موجودات پائین تر از بشر است.
صورت های ازلی یا کهن الگوها: این ها تجربه ها و معلوماتی هستند که در طول تاریخ بشری از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند؛ مثلا میل به جاودانگی یک صورت ازلی است که دراسطوره ها وافسانه ها به صورت های مختلف منعکس شده است.
الف) پرسونا یا نقاب:این واژه همان گونه که در تعریف شخصیت اشاره کردیم، به معنی ماسک ونقاب است که بازیگران در یونان قدیم به چهره می گذاشتند منظور یونگ از به کاربردن این اصطلاح صورتی است که شخص با آن در اجتماع ظاهر می شود.
ب) انیما (مادینه روان) و انیموس (نرینه روان): اصل دو جنس بودن آدمی، یعنی این که در هر انسانی هم جنبه های زنانگی و هم جنبه های مردانگی توأما وجود دارد، در نظریه یونگ به صورت ازلی انیما و انیموس نسبت داده شده است.جنبه زنانگی در مردان انیماست و جنبه مردانگی در زنان انیموس.
سخن های شخصیتی در نظریه یونگ
یونگ برای افارد انسانی، برحسب آن که بیشتر متوجه عالم درون باشد یا عالم بیرون، دو سنخ شخصیتی قائل است: گروه اول را درون گرا و گروه دوم را برونگرا می نامد.درتعریف برون گرا و درون گرایی یونگ می گوید:«وقتی توجه به امور و اشیاء خارج چنان شدید باشد که افعال ارادی در سایر اعمال اساسی آدمی صرفا معلول مناسبات امور و عوامل بیرونی باشد و نه حاصل ارزیابی ذهنی، این حالت برونگرایی خوانده می شود بر عکس شخص درون گرا غالبا متوجه عوامل درونی و ذهنی است و زیر نفوذ ای

پاسخی بگذارید