۱۰ نکته که در کنار آمدن با سختی‌های زندگی به شما کمک می‌کند

کنار اومدن با درد pain

«چیزی که شما رو نکشد، قوی ترتان می کنه.» ــ نیچه

عاقل ترین، دوست داشتنی ترین و باتجربه ترین آدم هایی که تاحالا با اونا برخورد داشته اید شایدً کسائی هستن که بدبختی، شکست، دل شکستگی بخاطر از دست دادن کسی که دوستش داشته ان رو تجربه کرده ان و از بین ناامیدی، راه خود رو پیدا کرده ان. این افراد فراز و نشیب های زیادی رو در زندگی شون دیده ان و درک و حساسیتی نسبت به زندگی پیدا کرده ان که اونا رو پر از محبت، درک و خردی عالی کرده. آدمایی مثل این به دنیا نمی آیند، اونا کم کم و در طول زندگی خود اینطوری می شن.

ما طی ده سال گذشته با هزاران نفر از آدم های فوق العاده اینطوری کار کرده ایم، چه به صورت آنلاین و چه حضوری. در خیلی از موارد اونا با احساس پریشونی و گیجی و یکنواختی، ناآگاه از درخشندگی خودشون و این واقعیت که رقابت ها و مشکلاتشون در زندگی اونا رو قوی تر کرده، پیش ما می آیند.

اگه بخوایم حقیقت رو بگیم، وقتی شرایط زندگی سخت می شه و با مشکلات زیادی در زندگی روبه رو می شید، می تونین اجازه بدید اون شرایط شما رو توصیف کنه، ویرانتان کنه و یا قوی ترتان کنه. انتخاب با خودتونه.

در مقاله امروز، می خواهیم به شما چند واقعیت مهم که خیلی راحت فراموشمان می شه رو یادآور شیم. این واقعیت ها کمکتون می کنه عاقلانه تر انتخاب کنین و در شرایط سخت هم قوی تر شید.

۱. درد بخشی از زندگی و عشقه و به رشد شما کمک می کنه.

خیلی از ما از خودمون می ترسیم، از حقیقت خودمون و از احساساتمون. درمورد عالی بودن زندگی و عشق حرف می زنیم ولی هر روز خودمون رو از هر دو اونا مخفی می کنیم. خودمون رو از حقیقی ترین احساساتمون مخفی می کنیم. چون واقعیت اینه که عشق و زندگی بعضی وقتا ناراحت کننده می شه و احساسی که ایجاد می کنه اذیتمون می کنه.

از کودکی به ما یاد داده ان که همه دردها بد و ضرر دارن. بااینجال اگه از حس کردن احساسی که واقعاً داریم بترسیم، چیجوری می تونیم با زندگی و عشق واقعی روبه رو شیم؟ ما لازم داریم که درد رو احساس کنیم، درست همونطور که زنده بودن و دوست داشته شدن رو باید حس کنیم. درد واسه بیدار کردن ماست. بااینحال همیشه تلاش می کنیم دردمون رو مخفی کنیم. این رو درک کنین. فقط وقتی می تونید بفهمین که چقدر قوی هستین که قوی بودن تنها گزینه باقی واسه شما باشه.

همه چیز بستگی به برخورد شما با چیزایی داره که اونطور که می خواهید پیش نمی روند. این چیزیه که مهمه. درد هم یه حسه. احساسات شما بخشی از شما هستن – واقعیت شما. اگه بخاطر اونا شرمسار باشین و اونا رو مخفی کنین، اجازه داده اید که دروغ نبود امنیت واقعیتتان رو نابود کنه. بخاطر حقتون واسه حس کردن درد – و تحمل کردن اون – واسه داشتن زخم، واسه کنار اومدن با واقعیت های عشق و زندگی وایسید تا بتونین قوی ترین، عاقل ترین و حقیقی ترین نسخه خودتون باشین.

۲. نگرشتان نصف مقابله س.

داشتن روزای سخت و ناراحت کننده هیچ اشکالی نداره. اینکه از زندگی توقع داشته باشی همیشه عالی باشه یعنی بخواین در اقیانوسی شنا کنین که هیچ جزر و مدی نداشته باشه. اما وقتی فهمیده باشین که جزر و مد اقیانوس جزئی از همین اقیانوس هستن، اون وقت می تونید با واقعیت اونا احساس راحتی کنین. مشخص می شه که فرازهای زندگی نشیب هایی هم به دنبال داره.

یعنی، زندگی ایدآل نیس اما خوبه. هدف ما نباید ساختن یه زندگی ایدآل باشه، بلکه هدف باید زندگی کردن یه زندگی غیرایدآل به روشی اعجاب آور باشه. اینکه هر روز صبح از خواب بیدار شید، خوب به دور و برتون نگاه کنین و هیچی رو حتما در نظر داشته باشین. همه چیز غیرعادیه. هر روز یه هدیه س. هیچوقت با زندگی عادی برخورد نکنین.

نذارین درد و رنج یه موقعیت زندگی ناامیدتان کنه. نذارین منفی بودن خسته تون کنه. نذارین تلخی ها شیرینی ها رو از شما بگیره. بااینکه ممکنه بقیه با شما مخالف باشن اما به خودتون ببالید که می دونین دنیا هنوز جای قشنگیه. افکارتون رو عوض کنین و واقعیتتان رو هم همینطور.

۳. بزرگترین ترس هاتون اصلاً وجود ندارن.

وقتی زندگی سخت می شه، دنبال کردن قلبتون و برداشتن یه قدم دیگه کار سختی می شه اما بدتر اینه که اجازه بدید دروغ های ترس جلو شما رو بگیره. بااینکه ترس می تونه وحشتناک باشه و بیشتر از هر نیروی دیگری در دنیا آدم ها رو شکست می دهد، اما به اون اندازه که به نظر می رسد هم قوی نیس. ترس فقط به همون اندازه که ذهن شما اجازه می دهد، قوی می شه. هنوزم می تونید کنترل شرایط به دست بگیرین.

رمز کار اینه که ترستون رو شناخته و مستقیماً با اون برخورد کنین. واسه به کرسی نشاندن حرفتون به اون باید سخت تلاش کنین. چون اگه اینکار رو نکنین، خودتون رو در مقابل حملات آینده ترس قرار میدید. چون هیچوقت به درستی با حریفتان برخورد نکرده اید.

اگه با ترستون روبه رو شید می تونید به اون ضربه بزنین. پردل و جربزه باشین! و یادتون باشه که جربزه به این معنی نیس که نترسین؛ جربزه یعنی اجازه ندین ترس جلو شما رو بگیره و نذاره در زندگی تون جلو روید.

۴. با تجربیاتتون رشد می کنین.

کم کم متوجه می شید که زندگی سخت تر یا آسون تر از چیزی که فکر می کردین نیس. به همون اندازه که پیشبینی می کردین سخت یا آسونه و اتفاقات همیشه همون زمان که انتظارش رو دارین نمی افتند. این چیز بدی نیس؛ همینه که زندگی رو باحال کرده. با یه نگاه مثبت همیشه به طور لذت بخشی غافلگیر میشین.

وقتی انتظار نداشته باشین که چیزها اونطور که می خواهید باشن، اون وقت اونا رو همونطور که هستن می پذیرید. در آخر متوجه می شید که بزرگترین هدیه های زندگی اونطور که شما انتظارش رو دارین کادوپیچ نمی شن.

تجربه دقیقاً چیزیه که وقتی شرایط اونطور که می خواهید پیش نمی رود، به دست می بیارید و تجربه ارزشمندترین تسهیلات زندگیه، همون چیزی که به شما قدرت می دهد.

شما این قدرت رو دارین که زخم ها و نگرانی هاتون رو به علم تبدیل کنین؛ فقط کافیه کاری براشون بکنین. باید اتفاقی که افتاده رو قبول کنین و از چیزی که آموخته اید واسه برداشتن قدم به جلو استفاده کنین. هر چیزی که تجربه کرده اید به شما توانایی می دهد تا با چیزایی که قراره تجربه کنین، کنار بیایید. این رو درک کرده و خودتون رو آزاد کنین.

۵. نمی تونید موقعیت هایی که مسئولیت اون رو نمی پذیرید رو تغییر بدید.

سیگموند فروید گفته، «بیشتر آدمها واقعاً خواهان آزادی نیستن، چون آزادی مسئولیت پذیری طلب می کنه و بیشتر آدمها از مسئولیت می ترسند.» نذارین شمام اینطور باشین. وقتی بقیه رو بخاطر اتفاقاتی که براتون افتاده مقصر می کنین، از مسئولیت شونِه خالی می کنین.

اشتباه نکنین، قیمت شادی و خوشبختی، مسئولیت پذیریه. به محض اینکه از مسئول کردن آدمها و چیزای دیگه واسه خوشبختیتان دست بکشین، خوشحال تر و خوشبخت تر میشین. اگه الان ناراحت هستین، مقصر کس دیگه ای نیس.

آخر اینکه، خوشبختی شما به اعتمادبه نفستون بستگی داره – میل لرزش ناپذیر شما به پذیرش مسئولیت زندگی خودتون، حتی اگه بقیه هم در اون نقش داشته باشن. یعنی به دست گرفتن کنترل زمان حال در زندگی تون، فکر کردن به خودتون و گرفتن یه تصمیم قاطع واسه یه انتخاب متفاوت. یعنی قهرمون زندگی خودتون بودن، نه قربونی اون.

۶. زمان حال تنها چیزیه که باید با اون کنار بیایید.

زندگی، زندگی کردن تو یه سرزمین دور و خیالی که همه چیز در اون ایدآله، نیس. زندگی کردن در اکنونه، با واقعیت. شما به هر ترتیبی می تونید واسه رسیدن به یه آینده ایدآل تلاش کنین اما واسه اینکار باید بتونین با دنیا همونطور که امروز هست کنار بیایید.

بعضی وقتا اوقات، از تجربه کردن جایی که دقیقاً هستیم دوری می کنیم چون برحسب تجربیات گذشته مون باور داریم اینجا جایی نیس که باید باشیم. اما واقعیت اینه که جایی که الان هستین دقیقاً جاییه که لازم بوده باشین تا بتونین به جایی که فردا باید باشین برسین. پس قدر جایی که هستین رو بدونین.

خونواده و دوستانتون قشنگ تر از اون هستن که ندیده شون بگیرین. لحظه ای فکر کنین که چقدر خوشبخت و خوش شانسین که می تونید نفس بکشین. به دور و برتون نگاه کنین و با چشم هاتون فرصت هایی که در اختیار دارین رو ببینین. بیشتر چیزایی که از اونا هول و هراس دارین اصلاً وجود ندارن.

خوشبختی یه طرزفکره که فقط می توان اون رو در زمان حال طراحی کرد. نقطه ای در آینده یا لحظه ای در گذشته نیس. بااینحال این باور اشتباه همه چیز رو بر هم می ریزد. خیلی از جوانان تصور می کنن خوشبختیشان جایی در آینده منتظر اوناس، درحالیکه افراد سن بالا تر باور دارن که بهترین لحظاتشان پشت سرشون بوده. هیچکدام از اینا نباشین. نذارین گذشته یا آینده زمان حال رو از شما بدزده.

۷. همیشه، همیشه و همیشه چیزی واسه شکرگزاری هست.

وقتی لبخند می زنید، زندگی بهتر می شه. مثبت بودن در موقعیت های منفی، ساده لوحانه نیس؛ نشونه رهبری و قدرته. اگه در زمان هایی که چیزای زیادی واسه شکایت کردن و گریه کردن هست، ترجیح بدید لبخند بزنین و شکرگزار زندگی تون باشین، کار درستی انجام می بدید.

اگه فردا که از خواب بیدار شدید و فقط چیزایی رو داشتین که امروز براشون شکرگزار هستین چیجوری؟

به همه زیبایی هایی که دور و برتون هست فکر کنین، به اونا نگاه کنین و لبخند بزنین. واسه همه چیزای کوچیکی که زندگی به شما داده شکرگزار باشین چون وقتی همه اونا رو کنار هم بذارین، می فهمید که چقدر اهمیت دارن. در آخر کار، این شادی و خوشبختی نیس که ما رو شکرگزار می کنه بلکه قدرشناسی و شکرگزاریه که خوشحال و خوشبختمان می کنه.

۸. به دست آوردن چیزای عالی زمان می برد.

نتیجه های فوری معمولاً بهترین نتیجه نیس. با صبر می تونید توانایی هاتون رو به شکل قابل توجهی گسترش بدید. اگه همیشه همه آرزوهاتون فوراً برآورده شن، دیگری چیزی که به دنبالش باشین دارید. اون وقت واسه لذت منتظر موندن و پیشرفت، دلتون تنگ می شه.

یادتون باشه، صبر به معنی منتظر موندن نیس، صبر توانایی داشتن نگرشی خوب در وقتیه که واسه چیزی که به اون باور دارین تلاش می کنین. صبر تمایل به متمرکز بودن، برداشتن قدم های بااعتمادبه نفس و دونستن اینه که فقط با هر بار برداشتن یه سنگه که می تونید کوهی رو جابه جا کنین. هر سنگی که جابه جا می کنین، هرچقدر هم که کوچیک باشه، در هر حال پیشرفته.

خط آخر: حق شما چیزی بیشتر از یه رضایت لحظه ایه. ارزشی که تو یه لحظه میاد، تو یه لحظه هم از بین می رود. ارزشی که واسه اومدن زمان ببره معمولاً همیشه با شما می موند.

۹. بقیه نمی تونن به شما ارزش بدن.

وقتی واسه به دست آوردن چیزی مهم با سختی ها دست و پنجه نرم می کنیم، بعضی وقتا واسه ارزشگذاری به تلاش هامون چشممون به دنبال تایید دیگرونه. اما واقعیت اینه که اونا نمی تونن…

شما به این دنیا نیامده اید که با انتظارات بقیه زندگی کنین، بقیه هم همینطور. باید راه خاص خودتون رو واسه خودتون آسفالت کنین. موفقیت واسه هرکدوم از ما مفهومی متفاوت داره. درآخر موفقیت یعنی بتونین با شادی به روش خودتون زندگی کنین.

واسه موثر بودن لازم نیس بدرخشید. واسه مهم بودن نباید حتماً مشهور باشین. واسه موفق بودن نباید حتماً یه ستاره باشین. لازم نیس کسی به شما ارزش بده. همین الان هم فرد با ارزشی هستین. فقط باید خودتون و چیزی که آرزو دارین به اون دست پیدا کنین رو باور داشته باشین.

شما می تونید در عین فروتنی، بسیار موثر باشین. فقط به این خاطر که آدم ها به پاتون نمی افتند و پرستشتان نمی کنن به این معنی نیس که فردی شکست خورده هستین. پیروزی خاموش به همون اندازه پیروزی پرزرق و برق شیرینه و البته بسیار واقعی تر. موفقیت همون چیزیه که شما تعریفش می کنین نه چیزی که بقیه می می گن باید به اون برسین.

۱۰. شما تنها نیستین.

وسط سختی های زندگی، خیلی راحت می تونید به دور و بر نگاهی انداخته و آدم هایی رو ببینین که زندگی راحتی رو می گذرونن. اما اینطور نیس. هممون به روشی در زندگی با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنیم. و اگه بتونیم به اون اندازه پردل و جربزه باشیم که درمورد اون با همدیگه حرف بزنیم، متوجه می شیم که در این احساس پریشونی و گیجی، تنها نیستیم.

خیلی از ما دقیقاً کنار خودمون با همون مقابله ای که ما با اون می جنگیم، می جنگند. هممون در این با هم شریکیم. پس هرچقدر هم که درمورد موقعیت خودمون احساس خجالت و ناراحتی کنیم، باید بدونیم که کسان دیگری هم هستن که همون احساسات رو تجربه می کنن. وقتی از خودتون می شنوید که می گویید، «من تنهام»، این فقط ذهن نگرانتانه که می خواهد شما رو درگیر دروغ های خود کنه. همیشه کسی هست که درد مشترکی با شما داشته باشه. شاید نتونین فوراً با اون حرف بزنین، اما وجود دارن.

اگه الان احساس ناامیدی و دلسردی می کنین، این حرف رو ازم بشنوین: من بیشتر وقت ها درست مثل شما فکر می کنم، احساس می کنم و می جنگم. بیشتر چیزایی که شما رو نگران می کنه نگرانی من هم هست. و بااینکه بعضی ها ما رو درک نمی کنن اما ما همدیگه رو درک می کنیم. شما تنها نیستین!

یکی از بزرگترین نعمت های زندگی این واقعیته که زندگی سخته. چون در برخورد با سختی های زندگی، قدرتی بسیار مهم در ما به وجود میاد. این قدرت به ما این امکان رو می دهد که بتونیم به عمیق ترین و معنادارترین اهداف زندگی مون دست پیدا کنیم. دلیل اون اینه که زندگی سخته و ما میتونیم که از اون چیزی فوق العاده بسازیم. چون زندگی سخته و ما می تونیم بالاتر از این سختی ها بلند شیم. می تونیم فرق و تغییر بسازیم.

پس این رو یادتون باشه…

وقتی شرایط زندگی سخت شد، شما باید سخت تر شید. واسه داشتن یه زندگی آسون دعا نکنین. واسه به دست آوردن قدرت واسه تحمل سختی هایی که به عالی ترین زندگی ختم می شه دعا کنین.

نوبت شماس…

شما واسه کنار اومدن با سختی های زندگی چه درس هایی گرفته اید؟ شما واسه انگیزه دادن به خودتون در زمان های سختی چه چیزایی رو به یادتون سپرده اید؟ دونسته هاتون رو با ما در میان بذارین.

چیجوری سلامت روحی خود رو افزایش بدیم؟

چیجوری بر ذهن خود مسلط شیم؟

روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *