تغییرات اجتماعی

2-2-1-2-2 مناسک دینی 27
2-2-1-2-3 ملاحظاتی پیرامون گونه‌های زیست اخلاقی 28
2-2-1-2-3-1 اخلاق مبتنی بر گرایش به امر متعالی 31
2-2-1-2-3-2 اخلاق دینی 32
2-2-1-2-3-3 اخلاق دنیوی 33
2-2-1-2-3-4 مدل رشد اخلاقی کلبرگ 33

2-2-1-2-4 ایمان دینی 39
2-2-1-2-4-1 مدل رشد ایمان فاولر 42
2-2-2 تعریف مفهومی نوگروی دینی 47
2-2-2-1 مدل نوگروی دینی لافلند 49
2-2-2-2 پردازش مدل نوگروی دینی 53
2-2-3 تعریف مفهومی معنویت‌های نوپدید 54
2-3 بررسی پیشینه‌ی تجربی پژوهش 55
2-3-1پژوهش‌های داخلی 56
2-3-2 پژوهش‌های خارجی 66
فصل سه‌وم: روش پژوهش 72
مقدمه………………………………………………………………………………………………….72
3-1 روش پژوهش 73
3-2 ابزار گردآوری اطلاعات 74
3-2-1 متن مصاحبه‌نامه: 75
3-3 شیوه‌ی تحلیل اطلاعات 80
3-4 میدان مطالعه 81
3-5 شیوه‌های ارزیابی کیفیت و اعتباریابی پژوهش 84

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش 86
مقدمه………………………………………………………………………………………………….86
4-1 توصیفی از زنده‌گی دینی اولیه 87
4-1-1 باورهای دینی 87
4-1-2 مناسک دینی 89
4-1-3 اخلاق دینی 91
4-1-4 ایمان دینی 91
4-2 سفر از جهان سنتی به جهان مدرن 93
4-3 باورها و الزامات کنونی 108
3-4-1 نوگروی غیرحاد: روایت دین‌داران بازاندیش 108
4-3-2 نوگروی حاد: روایت بازاندیشان غیردین‌دار 116
فصل پنجم: نتیجه‌گیری 122
مقدمه………………………………………………………………………………………………..122

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5-1 ملاحظاتی نظری در باب نتایج پژوهش 124
5-2 پیش‌نهادهای پژوهشی…………………………………………………………………………135
5-3 محدودیت‌های پژوهش 137

کتاب‌شناسی………………………………………………………………………………………138

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1 بیان مسأله
«هیچ جامعه‏ی شناختهشدهای نیست که در آن شکلی از دین وجود نداشته باشد، اگرچه اعتقادات و اعمال مذهبی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر فرق میکند» (گیدنز، 1378: 514) و تغییراتی هم در آن بهوجود آمده و در برخی دورهها بهکلی دگرگون شده است. به دنبال عصر روشنگری نیز تغییرات شتابانی در حوزهی دین به‌وجود آمد؛ فرآیند فراگیر نوسازی که بهصورت نیرویی بی‌بدیل در کشورهای حامل مدرنیته در آمده بود به هم‏راه تبیینها و تفسیرهای غیردینی که از طبیعت، جامعه و هستی انسان توسط نظریههای جدید علمی و نحله‌های فکری رایج ارائه می‌شد، بنیان بسیاری از اندیشههای دینی را متزلزل ساخته نفوذ و حضور اجتماعی دین را به چالش میکشید و کارویژههایی را که در گذشته بر عهدهی دین بود، بر عهدهی نهادهای غیردینی مینهاد.
از آغاز دورهی جنگهای ایران و روس که جامعه‏ی ایران در مدار مدرنیته قرار میگیرد تغییرات و تحولات بسیاری، چه در سطح کلان سیاسی و چه در معیشت مردم و نوع نگرش و روابط آنها با دیگران به وقوع می‌پیوندد. این فرآیند، به ورود (عمدتن نامتوازن) نهادهای مدرن و تفکیک آنها در جامعه منجر شده است. هم‏گام با ظهور و تفکیک نهادهای مدرن در جامعه، مجموعههای آگاهی (زیست جهان یا جهان معنایی) مرتبط با هر یک از آنها نیز در جامعه ظاهر و از هم تفکیک شدهاند. به‏عبارتی، هم‏زمان با تغییر در ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نظامهای اندیشهگی مردمان هم دستخوش تغییر شده و بینشها و نگرشهای جدیدی در جامعه نضج گرفته است. بنابراین جامعه ایران وضعیت متکثر و متضادی را هم در سطح ساختاری و هم در سطح ذهنی تجربه میکند.
با شکلگیری این وضعیت حوزهی دین احتمالن بیش از هر حوزهی دیگری در جامعه متأثر شد. دین که در بخش عمدهای از تاریخ ایران در ایجاد «سایهبانی» فراگیر از نمادها به‏منظور یک‏پارچه کردن معنیدار نظم اجتماعی نقشی اساسی ایفا کرده بود، این بار با چالشی گسترده و عمیق روبه‏رو شد. این چالش از آنجا ناشی میشد که دین دیگر به ساده‏گی نمیتوانست «سایه‌بان مقدس» خود را بر سر همهی مردمان و نهادهای جدید در جامعه و جهانهای معنایی مرتبط با آنها بگستراند. این‏جاست که تعابیر و تفاسیر گوناگون دینی و غیردینی در سپهر زنده‏گی مردمان – چه توسط خود سوژهی گزینشگر و چه به‏وسیلهی سایر نهادهای رقیب نهاد دین – شکل میگیرد و هم‌زمان، سبک‌های مختلف اعتقادورزی دینی و غیردینی‌‌ در میان مردمان مجال بروز پیدا می‌کند. بهعلاوه این‏که، حتا «مقبولیت تعاریف دینی از واقعیت به پرسش گرفته میشود» (برگر، برگر و کلنر، 1387: 87). این وضعیتی است که هماکنون در جامعهی ما مشاهده میشود. در حال حاضر نهتنها جامعهی ما چندپاره شده است، بل‏که عرصهی دینی نیز دیگر متشکل و یکدست نیست. برعکس، در ایران معاصر گرایشهای دینی مختلفی وجود دارد که در بسیاری مواقع منافع و جهتگیریهای متضادی از خود بروز می‌دهند (محدثی، 1386: 85). بدینترتیب، زیست جهان ایرانی که از غنای دینی بسیاری برخوردار بود، با ورود مجموعه‌های آگاهی مدرن به بازتعریف خود و ارتباط خود با آنها میپردازد و هم‏زمان زمینه برای رشد انواع تفاسیر از دین فراهم می‌شود و این وضعیت در نهایت به تحول در پای‌بندی دینی مردمان و ظهور انواع سبک‌های دین‏داری میانجامد.
نمونه‌ای از این تغییرات به‌وجودآمده در دین‌داری مردمان را برای مثال می‌توان در اقبال بسیاری از جوانان به گرایش‌های معنوی نوپدید مشاهده کرد؛ پدیده‌ای که به نظر می‌رسد در وضعیت مدرن بیش از هر زمینه‌ی دیگری مجال بروز پیدا کرده است. امروزه در بسیاری از فضاهای شهری از جمله تهران شاهد تمایلاتی مبنی بر گرویدن به جمعهای متنوع عرفانی و روانشناختی هستیم؛ «جمع‌هایی با ویژه‏گیهای ساختاری و عاطفی متفاوت و پیوندهای نزدیک و صمیمانه» و «فضای علاقه و هم‌کاری با یکدیگر»؛ چیزی که بهندرت میتوان در میان اجتماع پی‏روان دین رسمی یافت. تنوع نسبی شکل و محتوای این جریانها نشان میدهد که متن مردم به شیوههای مختلف، چه از طریق «ابداع و نوآوری» در شکل اجتماعی سنتی قدیمی و چه در «وارد کردن» سبکهای مختلفی از شرق و غرب، در صدد تولید فضاهای خاص و متنوعی در درون خود هستند که هم به نوعی در زنده‏گی فکری و روحی آن‏ها تأثیرگذار بوده و هم اجتماعات کوچکی را برایشان بهوجود آورد که دست‌کم در دوره‏ای از زنده‏گی، تا حدی نسبت به آن تعلق پیدا کنند (شریعتی مزینانی، باستانی و خسروی، 1386: 189-188).
اما بهدنبال تغییرات شتابان تکنولوژیک و تأثیر آن بر ابعاد سختافزاری و نرمافزاری فرهنگ، کیفیت سوژه‏ نیز رفتهرفته دست‌خوش تغییر گشته و هویت فردی مردمان که دیرزمانی کموبیش تحت انقیاد هویت جمعی و تعلق گروهی آنان بود، این‌بار بیش از هر زمانی فردیت‌ یافته و تفکیک شده است؛ همان تصویری که هرویولژه از آن با عنوان «مدرنیته‌ی روان‌شناختی» یاد می‌کند. «مدرنیته‌ی روان‌شناختی بدین معناست که شخص باید خودش در مقام یک فرد بیاندیشد و ورای هر گونه هویت موروثی، که منبع اقتدار خارجی آن را تجویز کرده است، تلاش کند هویت شخصی بیابد» (هرویولژه، 1380: 291). بدین ترتیب، تحول در سطح ذهنیت و «حافظه‌ی» سوژهی مدرن منجر به تحول «گفتمان حافظه» از سنتی به مدرن میشود. «گفتمان سنتی حافظه»، آیینمحور و مناسک‌محور بوده و بیش از هر چیز حول امر دینی سامان مییافت. حال آنکه «گفتمان حافظه مدرن»، تحت تأثیر «مصرفیشدن» و «شهریشدن حافظه» (که خود گونهای از شهریشدن آگاهی است) هر چه بیش‌تر به سمت دنیویشدن پیش میرود و بهرغم اعمال سیاستگزاری در زمینهی حافظه و برجسته کردن وجوه مشخصی از نمادها در رسانهها، افراد از طریق اعمال «مقاومت» در برابر این پیام‌ها در اینکه چه چیزی به حافظهشان سپرده شود، دست به گزینش میزنند (فاضلی، 1392) و به‌رغم غلبهی هژمونی دینی در رسانههای داخلی، دانش بسیاری از جوانان در مورد جزئیات زنده‏گی چهرههای برجسته‌ی هنری و ورزشی بسیار بیش‌تر از چهرههای مذهبی است و دانشهایی دربارهی انواع مُد، شیوههای مدیریت بدن، سرگرمی‌های مدرن و… به‌مراتب بیش‌تر از دانش‌های مربوط به اعیاد و اعمال مذهبی جای خود را در حافظهی جوانان باز کردهاند.
امروزه میتوان گفت، با توسعهی آگاهی شهری، «افراد از منابع نمادین متنوعی که موافق مشربشان است یا از طریق آن منابع با درگیر شدن در تجربیات متفاوتی که در دست‏رسشان قرار میگیرد به ساختن هویتهای دینی و اجتماعی خودشان مبادرت میکنند» (محدثی، 1386: 90) اجتماعی‏شدن ناشی از زیستن در جهانهای زیست چندگانه، هویتی میسازد که «باز»، «تفکیک‌شده»، «اندیشیده» و «فردیت یافته» است (همان: 88). در چنین وضعیتی فرد دیگر نمی‌تواند به ارزشها و نظام نمادین معینی در تمام عمر خود وفادار بماند (برگر، برگر و کلنر، 1387: 76-75). به‏ عبارتی، «بشر امروزی در مورد اعمال و اعتقادات خود دایما میاندیشد و همواره به تجزیه و تحلیل آنها میپردازد و آنها را سبک و سنگین میکند و نهتنها در سطح روشن‏فکران و فلاسفه بل‏که در جوِّ عامه‏ی مردم کلیه اعتقادات به‏ طور مداوم دچار چون و چرا میشود» (توسلی، 1369: 209).
میتوان اذعان کرد که در جوامع امروزی، افراد هر چه بیش‌تر در معرض افکار و عقاید متنوع، ارتباطات و مطالعات باشند، عمومن تأثیرپذیری آنان و قرار گرفتن آنان در روند تغییرات بیش‌تر است و بدون شک یکی از مهمترین این گروهها دانش‏جویان هستند که به دلیل قرار گرفتن در یک بافت متکثر و مواجهه با افکار و عقاید نو و اتخاذ راه‌بردهای تفکر انتقادی و عقلانی تحولات بیش‌تری را در سطح باورها و عقاید دینی و غیردینی به نسبت سایر اقشار جامعه پذیرا میشوند.. هدف از انجام این مطالعه، توصیف تحول در پای‌بندی دینی شماری از دانش‏جویان دانش‌گاه خوارزمی بر اساس روایت‌های بازگوشده‌ی آنان از زنده‌گی دینی‌شان و نیز شناسایی آن‌دسته از تجربیات زیسته‌ای است که موجب بروز چنین تحولی در زنده‌گی دینی آنان شده‌اند. در این پژوهش، دانش‏گاه به‌عنوان نهادی در سطح میانی جامعه و دانش‏جویان بهعنوان دسته‌ای از کنشگران آن برای مطالعه انتخاب شدهاند چرا که میتوان در دانش‏گاه سرریزی از تفکرات و اَشکال زنده‏گی مدرن و نیز آثاری از زنده‏گی و تفکر دینی سنتی را به وضوح دید و از این‌رو، تعامل (یا کشمکش) این دو نیرو در ذهن دانش‏جویان، احتمالن بیش‌ از سایر اقشار جاری است.
1-2 ضرورت و اهمیت پژوهش
در هر اجتماع دینی‌ای، دین از طریق تدوین و تنظیم یک نظامنامهی اخلاقی و حقوقی یکی از نیازهای اساسی را که برای تداوم حیات اجتماعی آنان لازم است، تأمین میکند. «این نظام اخلاقی برای تک‌تک اعضای خود محیطی معنوی فراهم میسازد، بهطوری که مردمان از زنده‏گی کردن با هم در آن نظام اخلاقی لذت ببرند» (دورکیم، 1378: 288). هم‌چنین، «جامعه از طریق نهاد دین می‌تواند نقش متعادل‌کنندهای را برای [برخی از] تمایلات و خواستههای بشری ایفا نماید» (همان: 290). از طرفی، انسان اساسن با خلأ‌های وجودی‌ای دست‌به‌گریبان است و این خلأها منجر به بروز حالتی از سرگشته‌گی در جهانی رازآلود و سربرآوردن احساس تهی‌بوده‌گی در درون او می‌شود. در این میان، دین با ارائه‌ی پاسخهایی – هرچند بعضن مبتنی بر تفکر اسطورهای- تلاش می‌کند برای یک چنین خلأهایی چاره‌جویی کند و از این طریق، معنا و هدفی را در پس حیات مؤمنان قرار دهد. تکیهی انسان مؤمن به قدرت بیانتها و خیرخواهی علی‌الاِطلاقی که برای خدا یا خدایان متصور میشود، موجب آرامش وی گردیده و به‌واسطه‌ی این احساس آرامش، فرد در خود احساس قدرت و تحمل بیش‌تری را در مواجهه با تجربیات تنش‌زا میکند.
آن‌چه مبرهن است، نقش انکارناپذیر دین در جهت‌دهی به حیات فردی و جمعی بسیاری از انسان‌ها و جوامع در طول تاریخ است؛ نقشی که با شتاب گرفتن تغییرات اجتماعی ـ چه در سطح نهادی و چه در سطح فردی به سرعت در حال دگرگونی است. در این میان، آن‌چه ضروری می‌نماید انجام مطالعه و کسب شناخت در مورد دین‌داری مردمان و نقش و جای‌گاهی است که دین در نزد انسان مدرن دارد. در واقع، با شناسایی سطوح، تنوعات و تحولات دین‌داری افراد می‌توان دریافت که روند تغییرات اجتماعی ـ فرهنگی، دین‌داری آنان را به چه سمت‌و‌سویی هدایت کرده است. این تغییرات را بیش از هر کجا در محیط‌هایی می‌توان یافت که بیش‌ترین تأثیر را از وضعیت مدرن می‌پذیرند و همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، به نظر می‌رسد دانش‌گاه به‌عنوان یک نهاد مدرن که گفتمانی عقلانی بر آن حاکم است، بستر مناسبی را برای مطالعه‌ی تغییر نگرش‌ها و ارزش‌ها فراهم می‌سازد؛ به‌ویژه این‌که بسیاری از دانش‌جویانی که از زمینه‌ای نسبتن سنتی برخورداراَند، با ورود به دانش‌گاه و فراگیری علوم و مواجهه با اندیشه‌های نو و تفکر عقلانی و تربیت انتقادی، این تعامل و / یا کشمکش نیروهای سنتی و مدرن را بیش از هر قشر دیگری تجربه می‌کنند.
از طرفی، پس از پیروزی انقلاب 57 و استقرار نظام سیاسی جمهوری اسلامی و با توجه به غلبهی ایده‌ئولوژی مذهبی در آن، هدف این نظام، دینیکردن بسیاری از جنبههای زنده‏گی مردم بود (با تفسیر خاصی از دین که خود مدنظر داشتند) و توجه به ارزشهای فرامادی را شعار اساسی خویش قرار دادند و در این راه سرمایهگذاریهای زیادی شد. اما با فروکش کردن شور انقلابی و تثبیت نهادهای مختلف و گذار از مشکلات جنگ این شعارها در جامعه و میان جوانان اَشکال دیگری به خود گرفته است. اکنون بعد از بیش از سه دهه چنین به نظر می‌رسد که نتایج به بار آمده از سیاست‌گزاری‌های انجام شده در زمینه‌ی دین‌دارسازی مردم، چیزی نیست که به مزاق حاکمیت دینی خوش آید و بسیاری از روحانیون سیاست‌پیشه بیان می‌کنند که نتایجی خلاف آن‏چه برنامه‌ریزی شده بود به بار آمده است. به‏ عبارت دیگر، نتایج سیاستهای دین‌دارسازی و یکسانسازی دینی مردم- به‏ویژه در مورد جوانان و دانش‏گاهیان- در سالهای اخیر به بار ننشسته است. تشدید پروژههای دین‌دارسازی مردم در سالهای اخیر و محدود ساختن برخی فعالیتهای فکری و فرهنگیای که احساس می‌شد به نحوی از انحا باورهای دینی مردم را تضعیف میکنند را میتوان واکنشی از سوی مسؤولین به این ناکامی دانست. هماکنون بسیاری از مسؤولین در زمینهی انتقال ارزشها و موازین دینی اظهار نارضایتی کرده و معتقداَند آنگونه که باید، این ارزشها به جوانان منتقل نشده است. این این دغدغه‌ها را می‌توان با ورق زدن برخی از روزنامه‌ها و مجلات مشاهده کرد. در ادامه برای نشان‏دادن این نگرانی به مواردی از این‏ دست استناد میشود:
رضا فاطمی در مقالهی خود تحت عنوان «تاریخچه و ماهیت سکولاریسم»

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *