دانلود پایان نامه روانشناسی : مهاجرت بین المللی

دانلود پایان نامه

و هرگز زندگی در افغانستان را تجربه نکرده اند، یا هنگامی که از افغانستان مهاجرت نموده بودند، بسیار خرد سال بوده و در محیطی بزرگ شده اند که با محیط رشد والدین شان در افغانستان کاملاً متفاوت بوده است. از این رو، درک ویژگی های این گروه بزرگ از جوانان افغان در پاکستان و نظر آنها در مورد بازگشت و استقرار مجدد، نقشی تعیین کننده و اساسی در سیاست گذاری، کسب معلومات در مورد چگونگی تسهیل روند عودت و استقرار مجدد و چگونگی مدیریت جمعیت افغان های باقیمانده در خارج از کشور به نحو احسن و حرکت مستمر به سوی مرز، دارد. این تحقیق پیمایشی، با استفاده از نقل قول های مستقیم به صورت مصاحبه میدانی، از 71 پاسخگوی انتخاب شده با سوابق جنسیت، سطح تحصیلات، پایگاه اجتماعی – اقتصادی و سطح همگونی متفاوت با اجتماع میزبان، جمع آوری گردیده است. یافته های تحقیق نشان داده است که، روند اتخاذ تصمیم برای بازگشت برای نسل دوم افغان ها بسیار پیچیده است و عوامل بسیاری از رفاه مادی (امکانات زندگی، سرپناه و فرصت های کاری) گرفته تا نگرانی های اجتماعی ـ فرهنگی، عاطفی و روابط درونی بر آن تأثیرگذار اند. تمامی این عوامل در طول زمان در واکنش به خواهشات درونی، برداشت ها و حوادث خارجی تغییر می کنند. نظرات در مورد بازگشت در جریانی مداوم تغییرات در تجارب فرد و مجموعه نیروهای منطقه را نشان می دهد. اکثریت پاسخگویان ناظر وضعیت افغانستان بوده و منتظر فرصت مناسب برای بازگشت هستند، آن عده که برداشتی کاملاً منفی نسبت به بازگشت داشته اکثریت را تشکیل می دهند. گزینه عودت نقطه پایان نداشته، از این رو عودت زمانی صورت خواهد گرفت که برداشت فرد یا خانواده نسبت به میزان خطرات بازگشت کاهش یابد. هرچند احترام به بزرگان ساختار قدرت در خانواده و روند اتخاذ تصمیم برای بازگشت را شکل میدهد، اما این سرپرستان مرد خانواده و پسران بزرگ خانواده هستند که تصمیم نهایی در مورد بازگشت را خواهند گرفت. در مقابل، گروه محدودی از زنان جوان مجرد یا متاهل، با جامعه بیرونی، از طریق کار یا تحصیل – تعامل دارند و احتمالاً از این طریق نقشی در تصمیم گیری برای بازگشت خواهند داشت. از این رو، فراهم آوری اطلاعات دقیق در مورد شرایط زندگی و فرصت ها در افغانستان برای این عده، نقش مهمی در متمایل کردن خانواده هایشان برای بازگشت خواهد داشت. نویسندگان، در پایان تحقیق، پیشنهاداتی را در مورد تنظیم عودت داوطلبانه جوانان افغان به کشور خود، ارائه نموده اند: ارتقاء کیفیت و سودمندی اطلاعات مربوط به افغانستان قبل از بازگشت، مخصوصاً در میان جوانان که آشنایی کمتری در مورد شرایط وطنشان دارند. این کار به منظور برطرف کردن برداشت های نادرست و به حد اقل رساندن فاصله توقعات واقعی نسبت به توقعات آرمانی صورت می گیرد. فراهم آوری یک بسته خدماتی فشرده برای افغان های فقیر و کم سواد در پاکستان، از جمله آموزش فنی و حرفوی، مسکن، کمک های مالی و کارهای که نیازمند نیروی انسانی می باشد، تا خطر بازگشت ناموفقانه را کاهش دهد؛ گسترش آموزش مهارت های ایجاد مشاغل و مراکز بازرگانی کوچک و دسترسی به موسسات اعتباری کوچک برای عودت کنندگان نسل دوم افغان ها. رسیدگی و تنظیم وضعیت زندگی افغان هایی که مدت زمانی بسیار طولانی در پاکستان بوده اند، از نقطه نظر حق کار مؤقت و روشن کردن روال دسترسی به تحصیلات عالی.
ریچارد و همکاران در سال 2005، تحقیقی در خصوص رابطه مهاجرت بین المللی و فقر، تحت عنوان «آیا مهاجرت بین المللی و فرستادن پول، فقر را در کشورهای در حال توسعه کاهش می دهد؟» به سفارش بانک جهانی انجام داده اند که نتایج آن طی مقاله ای در نشریه توسعه جهانی منتشر شده است. این تحقیق با اشاره به این امر که تعداد کمی از مطالعات به بررسی تاثیر مهاجرت های بین المللی در فقر در جهان در حال توسعه پرداخته است، سعی نموده این موضوع را مورد بررسی قرار دهد. در این تحقیق با استفاده از تجزیه و تحلیل جدید داده ها و اطلاعات گردآوری شده از 71 کشور در حال توسعه، به تأثیر مهاجرت های بین المللی و جابجایی ها بر روی مسأله نابرابری و فقر پرداخته شده است. تایج تحقیق نشان داده است که مهاجرت و جابجایی های بین المللی در سطح، عمق و شدت فقر در جهان در حال توسعه تأثیر قابل توجهی را نشان می دهد. این تحقیق مدعی است که مهاجرت بین المللی پس از میکانیزه شدن (گسترش فن آوری یا صنعتی شدن) بیشترین تأثیر را برروی پدیده فقر و نابرابری در کشورهای در حال توسعه داشته است.
دیوید باس بی ادوارد از دانشگاه میشیگان، در تحقیقی تحت عنوان “حاشیه و مهاجرت: بررسی ابعاد فرهنگی مسئله پناهندگان افغان” به موضوع مهاجرت افغان ها به کشور پاکستان طی سالهای 1984 تا 1986 پرداخته است. در این تحقیق، مدت زمان نسبتاً طولانی مهاجرت افغان ها به جامعه میزبان، آثار عدم وجود هرگونه برنامه و چشم انداز برای بازگشت مهاجران به کشور خودشان را مورد بررسی قرار داده است. همچنین در این تحقیق، مسایل و بسترهای فراروی جمعیت پناهندگان و کشور میزبان در این استقرار طولانی مورد توجه قرار گرفته و تاکید نموده است که پیامدهای ناشی از حضور پناهندگان در اموری همچون امنیت، اقتصاد(تولیدات) کشور میزبان و نیز حقوق پناهندگان جزو دغدغه های مهمی سیاستگذاران می باشد و آنها در تلاش هستند تا عوامل ناشی از این موارد را تا حد امکان کاهش دهند. لذا در این تحقیق مسایل مربوط به پیامدهای فرهنگی و اجتماعی پناهندگان افغانستان مورد بررسی قرار گرفته و همچنین آثار جابجایی جمعیتی بر روی قوم پشتون که حدود 80 درصد مهاجران افغانستان در پاکستان را تکشیل می دهد نشان داده شده است.
2-17- مبانی نظری
از آنجایی که مهاجرت یک موضوع میان رشته ای بوده و در حوزه های گوناگون مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است، بر همین اساس، دیدگاه ها و نظریات مختلفی در مورد آن ارائه گردیده که هر یک از آنها از زاویه های مختلف به پدیده مهاجرت نگریسته اند. زیرا «بر مبنای ادبیات تئوریک یک عامل نمی تواند به عنوان نیروی منفرد مؤثر بر مهاجرت مورد مطالعه قرار گیرد»(مندولا، 2007: 98). مطالعات انجام شده در حوزه مهاجرت نیز مبین این است که مهاجرت از عوامل گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و نظریه های مرتبط با هریک از این عوامل نشأت گرفته است. در اینجا، با تاکید بر علل مهاجرت افغان ها به ایران، به چند مورد از دیدگاه ها و نظریه های مرتبط با این موضوع اشاره می گردد، تا بر اساس آن بتوانیم چارچوب نظری این تحقیق را مشخص نموده و به یک دید جامع “نظری” دست یابیم.
2-17-1 حوزه های مطالعاتی مهاجرت
قبل از اینکه به بررسی دیدگاه ها و نظریه های مهاجرت بپردازیم، منطقی خواهد بود که از زاویه یک نگرش روانشناسی ـ جامعه شناسی به این پروسه نگاه کنیم و مهاجر را از لحاظ شخصیت فردی و محیطی و نیز رابطه مهاجر را با محیط اجتماعی اطراف خودش مد نظر قرار دهیم:

حوزه روانشناسی مهاجرت: در اینجا لازم است مهاجرت را از دیدگاه روانشناختی مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که انسان مهاجر تحت تاثیر چه عواملی در این رابطه قرار دارد، در ابتدا باید پویایی رفتار، یا انگیزش رفتار مورد بررسی قرار گیرد. یعنی اینکه چرا موجود زنده یک عمل خاص را انجام می دهد. در این مبحث توجه روانشناسان به شناخت نیرویی که باعث حرکت موجود زنده می شود، موجب شده تا روانشناسان بوجود انرژیهای داخلی یا نیروهایی که موجود زنده را به حرکت در می آورد و در قابلیت پاسخگویی او نسبت به محرک خارجی موثر واقع می شود، توجه کنند. گوستاولوبون نویسنده فرانسوی در کتاب روانشناسی توده ها چنین بیان نموده است: اگر آموزش و پرورش ما تنها بی فایده بود، می توانستیم به حال بچه های بدبخت اکتفا کنیم، اما آموزش و پرورش متضمن خطر بسیار جدی تری است؛ کسانی که آموزش می بینند نسبت به شرایطی که در آن متولد شده اند، از نظر روانی نفرت شدید پیدا می کنند و در پی فرار از آن بر می آیند(ژان. پیتیه، 1369: 34). با توجه به این مسائل و پیچیدگی شخصیت انسان و خواسته های متفاوت فردی و اجتماعی، لزوم شناخت علمی و نظریه های روانشناختی در تبیین پدیده مهاجرت بیش از نگاه سیاسی به این مقوله موثر خواهد بود. محقیقین و پژوهش گران حوزه اجتماعی در خصوص علل مهاجرت افراد، بیش از همه باید افراد مهاجر را از نگاه روانشناختی مورد مطالعه قرار بدهند؛ بخصوص مهاجرت افرادی که از جوامع چند قومیتی مثل جامعه ی افغانستان مهاجرت نموده اند.

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   حزب عدالت و توسعه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

حوزه جامعه شناسی مهاجرت: همانگونه که از بعد روان شناسی، شخصیت فرد و خواسته های ذهنی او می تواند مورد بررسی قرار گیرد، باید به روابط فرد و اجتماع و شرایط خاص اجتماعی نیز واقع نگرانه در تحلیل نگاه شود، ضمناً نباید فراموش کرد که دوران مهاجرتهای کلاسیک ( بواسطه تثبیت مرزهای بین المللی) سپری شده است، همانگونه که در دوران کوچ ایلات و اقوام به خارج از مرزهای شناخته شده بین المللی سپری گشته است. شاید بتوان ادعا کرد که مهاجرت به معنای عام آن دیگر واقعیت وجودی خویش را از دست داده است و هم اکنون مهاجرت بصورت تک فردی یا خانواده کوچک عینیت دارد که با توجه به پایداری قومی، ایلی و خانواده ی بزرگ در مکان اولیه، هیچگاه نمی تواند پیوند و بستگی خویش را با مبدا از دست دهد و همیشه در ارتباط متقابل با جایگاه اصلی خواهد بود(توسلی، 1374: 109). از آنجا که عدم توسعه و نابرابری ساختی و مکانی در توسعه جهان سوم از شکل گسترش توسعه سرمایه داری در این کشورها ناشی می شود، لذا حرکت توده ای جمعیت را در این کشورها باید در این رابطه مورد بررسی قرار داد. دو دسته عوامل برای بیان علت مهاجرت در نظرگرفته شده است: عوامل تغییر دهنده و عوامل رکودی. عوامل تغییر دهنده با نفوذ سرمایه داری در مناطق سنتی و ایجاد تغییر در تکنیک های تولیدی ارتباط دارد. تکنیک های جدید، زمینه های کاری برای کارگر اضافی ایجاد نموده و آنها را مجبور به مهاجرت می کند. عوامل رکودی، زمانی عمل می کنند که رشد جمعیت از تولیدات در جامعه مبدأ پیشی گرفته و نیروی کار اضافی را مجبور به مهاجرت می نمایند. در اینصورت، وقتی زمینه ی کار برای یک تعداد از نیروی کار میسر نگردید، این افراد دست به مهاجرت می زنند.
2-17-2- دیدگاه اقتصادی مهاجرت
صاحب نظران حوزه اقتصادی، دیدگاه های متعددی در مورد مهاجرت ارائه نموده اند. با توجه به تعدد این دیدگاه ها، آنها را به سه گروه تقسیم نموده و سپس دیدگاه های برخی از صاحب نظران این حوزه را که بیشتر به علل مهاجرت نگریسته اند، مورد بررسی قرار می دهیم:
الف) دیدگاه اقتصادی کلاسیک: این دیدگاه در چارچوب اقتصاد آزاد شکل گرفته و مهاجرت را با اصل اقتصادی عرضه و تقاضا توضیح داده است. در دیدگاه کلاسیک، مهاجرت در اثر توزیع نابرابر سرمایه و نیروی کار و به تبع آن تفاوت در دستمزدها به وجود می آید. از نظر اقتصاد دانان کلاسیک، مهاجرت اعم از داخلی و بین المللی، مکانیزمی برای باز توزیع نیروی کار است. این نگرش با آرا و عقاید آدام اسمیت( 1778 ) و پیروانش شکل گرفت، که مهاجران کارگر را نیز تابع قانون عرضه و تقاضا می دانست و آن را نه تنها باعث رشد اقتصادی دو منطقه مبدأ و مقصد مهاجرت محسوب می داشت، بلکه آن را وسیله برای بهبود وضع کار و اشتغال به شمار می آورد (زنجانی، 1392: 121-120).
ب) دیدگاه اقتصادی نئو کلاسیک: این دیدگاه، در چارچوب دیدگاه های مارکسیستی، نابرابری ساختار اقتصادی را مبنای مهاجرت دانسته است.
بر اساس دیدگاه نئو کلاسیک، کشورهای صنعتی با بهره کشی از کشورهایی که در حاشیه این اقتصاد قرار دارند، مهاجرت را تبدیل به یکی از ابزارهای سلطه خود بر دیگران کرده اند. این دیدگاه، از طرف اقتصاددانانی چون ساستاد (1962)، هریس و تودارو (1976) مطرح شد. اقتصاد دانان نئوکلاسیک معتقدند که هر جا عرضه نیروی کار بیش از سرمایه باشد، دستمزدها رو به کاهش می گذارد و در نقاطی که انباشت سرمایه بیش از نیروی کار باشد دستمزدها سیر صعودی می یابد، این وضع، مهاجرت نیروی کار را از منطقه نخست به منطقه دوم بر می انگیزد و تعادلی بین دستمزدها و نیروی کار ایجاد می کند ( زنجانی ،1392: 121 ). در این دیدگاه، مهاجرت در دو سطح “کلان” و “خرد” مورد بررسی قرار گرفته است:
– نظریه کلان اقتصاد نئوکلاسیک: طبق این نظریه، مهاجرت بین المللی همانند مهاجرت داخلی به وسیله اختلاف جغرافیایی عرضه و تقاضای کالا به وجود می آید. در کشورهای دارای نیروی عظیم کار در مقابل سرمایه کم، دستمزدها در بازار کم می باشد، در حالی که کشورهای دارای محدودیت نیروی کار نسبت به سرمایه، دستمزدهای بالاتری در بازار کار دارند. اختلاف دستمزد نیروی کار باعث می شود کارگران از کشورهای با دستمزد کم به کشورهای با دستمزد نسبتاً بالا، حرکت کنند. در نتیجه این حرکت، عرضه کارگران در کشورهای فقیر از نظر سرمایه کاهش می یابد و با کاهش عرضه، دستمزدها افزایش می یابد. مشابه جریان نیروی کار که از کشورهای دارای نیروی کار فراوان به سوی کشورهای که دارای کمبود نیروی کار اند، سرمایه نیز از کشورهای غنی به کشورهای فقیر جریان می یابد( مسی، 1364، به نقل از مقدس و شرفی، 1388: 173). در اقتصاد کلان، رابطه بین مهاجرت و نوسانات اشتغال اهمیت شایانی دارد و مهاجرت به مثابه اهرم متعادل کننده توسعه اقتصادی ناحیه ای در نظر گرفته می شود. به لحاظ مدل اقتصاد کلان، بیلزبارو مهاجرت را نوعی “انتخاب فردی” تلقی می کند. وی معتقد است که افراد زمانی تصمیم به مهاجرت می گیرند که انتظارها جهت کسب منافع اقتصادی بر هزینه های آن پیشی گیرد. مطابق با این دستورالعمل مهاجرت ممکن است به عنوان ذهنیتی تلقی گردد که فرد در جهت کسب منافع بیشتر بدان می پردازد. لذا در این بینش ویژگی های فردی چون، سن، جنس، جنبه های مادی، سطح آموزش و نوع شغل، می توانند در ایجاد انگیزه برای مهاجرت مؤثر واقع شوند( بیلزبارو، 1996؛ به نقل از طاهرخانی، 1380: 72).

– نظریه خرد اقتصاد نئوکلاسیک: مهاجرت در سطح خرد، بر پایه ی رویکرد هزینه ـ فایده مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این رویکرد به نمای فردی تصمیم به مهاجرت توجه می کنند و مهاجرت کنشی در ارتباط با اختیار و اراده فرد در نظر گرفته می شود. در این طرح عاملان و کنشگران عاقل منفرداً تصمیم به مهاجرت می گیرند، زیرا محاسبه هزینه ـ فایده باعث می شود انتظار بازده خالص مثبتی را، معمولاً بازده پولی از مهاجرت داشته باشند(مقدس و شرفی، 1388: 173).
در موضوع مربوط به مهاجرت و دیدگاه های اقتصادی خرد، نظریه سرمایه انسانی مورد تأکید قرار می گیرد. این نظریه تأکید می ورزد که مهاجرت فرایند محصول خواست بشر برای افزایش امکانات زندگی است. مهاجرت، نتیجه ارزیابی منطقی هزینه ـ فایده یک جابه جایی است. چنین

پاسخی بگذارید