رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه : مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه

است. در واقع از دیدگاه حکمای اسلامی انسان جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است. طبق دیدگاه اسلامی روح از آن جهت جاویدان بوده و اصیل تلقی می شود که نفخه ای از روح خداوند در کالبد وجود انسان است و خداوند پس از خلقت جسم انسان، از روح خود در جسم او دمیده است (جوادی آملی:1388).

«فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ»
«پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم پیش او به سجده درافتید» (قرآن کریم، حجر:29).
«ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ..»

«آنگاه او را درست‏اندام کرد و از روح خویش در او دمید..» (قرآن کریم، سجده:9).
همچنین حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند:
«ارواح با بدن آمیخته نمی‌شوند و به آن متکی نیستند، بلکه بدن را در میان گرفته و بر آن احاطه دارند» (میزان الحکمه: ج5، ص2155).
3- فطرت انسان
فطرت به معنی سرشت و خلقت خاص بوده و منظور از فطرت انسان، همان نحوه خاص آفرینش انسان است. در دیدگاه اسلامی اعتقاد بر این است که انسان در بدو آفرینش به صورت یک آیینه خام و لوح سفید که هیچ گرایشی نسبت به مقولاتی چون خوبی و بدی و خیر و شر ندارد، آفریده نمی شود بلکه از آغاز بینش‏ها و گرایش‏های خدادادی خاصی را به همراه دارد که انتخاب‏ها و افعال او را در طول زندگی جهت می‏دهد. نگرش انسان شناسانه دینی به خلقت انسان اینگونه است که انسان فطرتا کمال جو و خداپرست است و نسبت به تعالیم انبیاء و ادیان الهی حالت خنثی ندارد. در این دیدگاه وجود فطرت در خلقت تمامی افراد بشر امری قطعی است و دلیل تفاوت های رفتاری و نگرشی انسان ها با یکدیگر عدم وجود فطرت در آنها نیست بلکه عدم پاسخگویی و پرورش این موهبت الهی در درون آنها است. به عبارت دیگر دلیل اینکه در میان افراد بشر با وجود فطرتی که خداوند در خلقت تک تک آنها قرار داده است، گرایش به شر و بدی به وفور یافت می شود این است که صرف وجود فطرت در انسان ها باعث هدایت تامه آنان نیست بلکه گوش فرا دادن به ندای درونی فطرت و پرورش دادن این استعداد درونی موجب هدایت انسان است (مطهری:1375).
دو آیه در قرآن کریم وجود دارند که به آیه فطرت و آیه ی میثاق معروفند و بر وجود فطرت انسانی دلالت دارند:
«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ..»
«پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خداى تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار..» (قرآن کریم، روم:30).
«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنّا کُنّا عَنْ هذا غافِلین»
«هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهى دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این امر غافل بودیم» (قرآن کریم، اعراف:171).
4- انسان موجودی محدود
در نظام اعتقادی دین مبین اسلام تنها موجودی که وجود و او بی نهایت بوده و صفات ایشان دارای هیچ محدودیتی ناست خداوند است. به عبارت دیگر وقتی صفتی را به خداوند اطلاق می کنیم آن صفت بدون حد و بی نهایت در وجود حضرت حق متجلی است. صفاتی همچون قادر، عالم، حکیم، مدبّر، نور، رحمان، عظیم، کبیر، سبحان، کریم، مجید، جمیل، حلیم، خبیر و… در بالاترین حد خود که غیرقابل تصور است در وجود او جاری است. از سوی دیگر این دیدگاه بر آن است که صفات حضرت حق در وجود انسان که اشرف مخلوقات وی بوده نیز متجلی و تنها تفاوت آن در حد و نهایتی است که بر وجود انسان حاکم است. به عبارت دیگر انسان از آن جهت که جانشین و خلیفه حضرت باری تعالی بر روی زمین است، صفات خداوند را دارا است و به صورت بالقوه می تواند تا مرزهای بی نهایت که مصداق آن پیامبران و ائمه اطهار(ع) می باشند، پیش رود اما تنها تفاوت آن با خداوند در این است که وجود انسان محدود بوده و خداوند متعال وجودی بی نهایت دارد (نصری،63:1379). لذا انسان موجودی ست که از یک طرف دارای قدرت، حکمت، تدبیر، عقل، علم و… است و از سوی دیگر تمام این صفات در وجود او دارای چارچوب است.
5- انسان موجودی مختار
انسان در دیدگاه اسلامی موجودی دارای اختیار و اراده است و این ویژگی نیز به دلیل وجود امتیاز عقل در انسان و عدم وجود آن در سایر مخلوقات خداوند است (جعفری،56:1373 ؛ مطهری،35:1372). این ویژگی مبین این حقیقت است که انسان قدرت انتخاب داشته و از آنجا که به واسطه وجود عقل، قدرت تشخیص و تمییز مسیر هدایت از مسیر گمراهی را دارد، می تواند از میان مسیرهای موجود هر کدام را که تشخیص می دهد برگزیند. آیات قرآن در باب عدم اجبار در انتخاب مسیر مبیین این حقیقت است:
«لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست» (قرآن کریم، بقره:256).
پ- مبانی زن شناختی
موضوع اصلی و محوری پایان نامه حاضر «زن» است و واضح است که لازمه بحث و نظر پیرامون موضوع زن، فهم و شناخت عمیق از جایگاه و شخصیت وی در اسلام و نظام دینی است. لذا در ادامه به تبیین مبانی نگرش دینی نسبت به زن و شخصیت او می پردازیم:
1- اشتراک زن و مرد در انسانیت
یکی از مبانی زن شناختی دین اسلام، برخورداری یکسان زن و مرد از شان انسانی و استعداد برابر هر دو در پیمودن راه های کمال و رسیدن به قرب الهی است. اسلام زن و مرد را انسان دانسته و برای هر دو، سه ویژگی مهم اختیار، مسئولیت پذیری و توان ارتقاء و کمال قائل است (بستان،253:1388). مبنایی ترین اصل در ارزشگذاری زن و مرد، اصل “وحدت نوع” است که حقیقتی فراتر از ملاک جنسیت است و در این مرحله تفاوتی میان جنس زن و جنس مرد وجود ندارد. علامه طباطبایی در این زمینه می فرمایند:
مشاهده و تجربه، این معنا را اثبات کرده که مرد و زن از یک نوع و از یک جوهرند؛ جوهری که نامش انسان است. چون تمامی آثاری که از انسانیت در مردان آشکار است بدون تفاوت در مردان نیز قابل مشاهده است. مسلما ظهور آثار نوع، دلیلی بر تحقق خود نوع است. آری این دو صنف در بعضی آثار مشترک، از جهت شدت و ضعف تفاوت دارند ولی صرف شدت و ضعف در بعضی صفات انسانیت، باعث آن نمی شود که بگوییم نوعیت در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست (المیزان: ج4، ص140).
دیدگاه اسلامی برخلاف دیدگاه مکاتب و اندیشمندان غربی و باستانی، یک دیدگاه کاملا مترقی و معتدل در باب زنان است که نه مانند اندیشمندان یونان باستان و حتی اندیشمندان مدرن زن را موجودی پست می شمارد (دورانت،148:1374 ؛ سگالن ،47:1375 ؛ آبوت و کلروالاس ،128:1381 ؛ میلر :1380 حجازی،276:1390 ؛ آکین ،78:1383 ؛ اعزازی،35:1385 ؛ فرنچ ،211:1373). و نه مانند صاحبنظران و نظریه پردازان مکاتب فمینیستی آنقدر وجود زن را تقدیس می کنند که به حد افراط کشیده می شود (دوبوار ،125:1387 ؛ میل ،103:1379 ؛ استونز ،495:1379 ؛ مشیرزاده،307:1374 ؛ روباتم،324:1388 ؛ میشل ،67:1376). دین اسلام معتقد است نه مرد نسبت به زن به واسطه مردانگی برتری دارد و نه زنانگی زنان علت موجه ای برای تقدیس و برتری زنان است (بهشتی،89:1361 ؛ علاسوند،35:1380 ؛ زیبایی نژاد،72:1383 ؛ بستان،113:1385). بلکه به دلیل در نظر گرفتن هدف واحد برای خلقت انسان اعم از زن و مرد، ملاک برتری انسان ها نزد خداوند رعایت و برخورداری از تقوای الهی و حرکت به سمت آن هدف مشترک که همانا عبادت خداوند است، است که می تواند مردانی چون پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و سایر ائمه معصومین(ع) و نیز زنانی چون حضرت فاطمه(س) و حضرت مریم(س) بسازد که نه تنها برای هم نوعان خود نمونه اند بلکه برای تمام انسان ها اعم از زن و مرد الگو و اسوه می باشند.
آیات بسیاری در قرآن وجود دارند که به هم نوعی و یکسان بودن شان زن و مرد در نزد خداوند دلالت کرده و نیز الگو بودن بعضی از زنان را برای انسان ها تایید می کنند. تعدادی از آنها عبارتند از:
«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَهَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّهِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ»
«براى کسانى که ایمان آورده‏اند خدا همسر فرعون را مثل آورده آنگاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت‏خانه‏اى برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده» (قرآن کریم، تحریم:11).
«وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَاوَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ»
«و مریم دخت عمران را همان کسى که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهاى او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود» (قرآن کریم، تحریم:12).
خداوند متعال در جای جای قرآن کریم زن و مرد را کنار یکدیگر قرار داده و آنان را مورد تشویق و تایید خود ذکر کرده است که نشانگر این حقیقت است که زن و مرد در استعداد رسیدن به کمال و رضایت الهی با یکدیگر برابر می باشند. نمونه هایی از این آیات عبارتند از:
«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا»
«مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت‏پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مى‏کنند خدا براى همه آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است» (قرآن کریم، احزاب:35).
«وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
«خداوند به مردان و زنان با ایمان باغهایى وعده داده است که از زیر درختان آن نهرها جارى است در آن جاودانه خواهند بود و نیز سراهایى پاکیزه در بهشتهاى جاودان به آنان وعده داده است و خشنودى خدا بزرگتر است این است همان کامیابى بزرگ» (قرآن کریم، توبه:72).
و همچنین زنان و مردان را در گمراهی و انحراف از مسیر حق یکسان قلمداد کرده و این دو را در کنار یکدیگر مورد مذمت و تهدید خود قرار می دهد:
«وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَهُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا»

«و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد برده‏اند عذاب کند بد زمانه بر آنان باد و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان کرده و جهنم را براى آنان آماده گردانیده و چه بد سرانجامى است» (قرآن کریم، فتح:6).

2- تفاوت های زن و مرد در خلقت
با عنایت بر این حقیقت مهم که زن و مرد در انسانیت دارای شان و جایگاه برابر می باشند نکته ی مهم و قابل تامل در مبانی انسان شناختی دینی این است که زن و مرد در ساحت آفرینش و خلقت دارای تفاوت ها و تمایزات تکوینی می باشند که «با توجه به اصل گوناگونی راه های رسیدن به کمال در میان انسان ها، این تفاوت های تکوینی نه تنها منشاء نابرابری و تبعیض بلکه نشان از حکمت و تدبیر خداوند است تا شرایطی ایجاد گردد که زن و مرد هم در مسیر کمال متناسب با شرایط و ویژگی های خاص خود طی طریق نمایند و هم برای یکدیگر نقش مکمل را ایفا نمایند» (رئوف،76:1377 ؛ میرخانی،94:1380).
تفاوت های ذاتی میان زن و مرد امری است که به جز نظریه پردازی های سطحی و افراطی، هیچ اندیشمند و هیچ مکتب فکری که طریق عدالت و انصاف را در ابراز نظر رعایت می کند، وجود آنها را انکار نمی کنند. انکار تفاوت های تکوینی زن و مرد که مانند انکار روشنی روز و سیاهی شب است، تنها از سوی یک عده از نظریه پردازان افراطی مکتب فمینیسم ابراز شده (ریتزر ،480:1384 ؛ میل،76:1379 ؛ بدانتر :1377). و یا ادعا می شود که این تفاوت ها منشاء تکوینی و ذاتی نداشته و صرفا امری اکتسابی و برساخته ی محیط و جامعه است (روزن بام ،56:1367 ؛ رید ،115:1379 ؛ میشل،160:1372 ؛ فالودی ،13:1372). این عده از فمینیست ها با تفاوت گذاشتن میان دو مفهوم جنس و جنسیت ادعا می کنند که مفهوم جنس به صفات زیستی و مختصات فیزیولوژیکی زن و مرد که منشاء طبیعی دارند اشاره دارد مانند تفاوت در اندام تناسلی و کارکرد در تولید مثل و… و جنسیت به تفاوت هایی اشاره دارد که زائیده فرهنگ و اجتماع می باشند. مانند صفات احساساتی، ترسو، ضعیف، وابسته، غیر منطقی، جزء نگر و صفاتی از این قبیل (Alexander, 1997:83).
این گونه تفسیر کردن تفاوت های زن و مرد تنها در دیدگاه های فمینیستی افراطی به چشم می خورد و در سال های اخیر غالب گرایش های فمینیستی تغییر نظر داده و به تفاوت های گسترده تری میان زن و مرد قائل شده اند (اسمیت ،211:1385 ؛ گرت ،1380 ؛ توحیدی،43:1376). البته فمینیست ها قائل به این هستند که بر فرض وجود تفاوت های تکوینی و طبیعی زن و مرد، این تفاوت ها نباید تاثیری در تشریع و اعمال تفاوت در نقش ها بگذارد و مرد و زن به رغم تفاوت های طبیعی که با هم دارند می بایست از حقوق یکسانی برخوردار باشند (فریدمن :1381 ؛ فیگز ، 1388 ؛ نجم عراقی،1377 ؛ نجم آبادی:1377).
برخلاف دیدگاه های افراطی فمینیست ها، در دیدگاه اسلامی این اعتقاد وجود دارد که «اشتراک و وحدت در هدف و کمال لزوما به اشتراک و وحدت در راه های رسیدن به آن نمی انجامد و چه بسا در یک مجموعه براى همه اعضا هدف مشترکى در نظر گرفته شود، اما در درون مجموعه، فعالیت ها

پاسخی بگذارید