فایل جدید : منابع پایان نامه ارشد درمورد غلظت‌های، موتانت، موتاژن، موتاژنی- فروش متن کامل

دانلود پایان نامه
مطالعاتی که روی جو انجام داده است بیان نمود که تیمارهای اشعه گاما و EMS تنوع ژنتیکی مربوط به زمان خوشه‌دهی و طول خوشه را در خانواده‌های نسل M2 افزایش داده است.
فوجی۱۰۸ (۱۹۶۸) اثر EMS روی جوانه‌زنی گندم اینکورن را مورد مطالعه قرار داد. غلظت‌های موتاژن مورد استفاده در آزمایش او ۱/۰ و۳/۰ و۵/۰ درصد بوده است. او اعلام نمود که تحت تیمار EMS با افزایش غلظت موتاژن، مقدار جوانه‌زنی کاهش می‌یابد که میزان کاهش آن در هیبریدهای F1 مربوطه، بسیار زیاد بوده است. همچنین او بیان نمود که اشعه گاما تقریبا هیچ تاثیری روی جوانه‌زنی این گندم نداشته است. طبق گزارش او تیمار ترکیبی EMS و اشعه گاما نسبت به تیمارهای جداگانه آن‌ها، اثرکشندگی بیشتری داشت.
فتوکیان (۱۳۷۳)، فوتسوهارا و همکاران۱۰۹ (۱۹۶۷) و گوستاوسون وگاد۱۱۰ (۱۹۶۶) در آزمایشاتی که روی برنج انجام داده بودند ذکر نموده‌اند که بین طول خوشه و طول میان گره‌های بالایی بویژه بالاترین میان گره، همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود دارد.
بان۱۱۱ (۱۹۷۲) طی مطالعاتی که در زمینه تاثیر موتاژن‌ها انجام داد، گزارش نمود است که با افزایش میزان کشندگی گیاهچه و عقیم دانه‌های تشکیل شده در نسل M1 افرایش می‌یابد.
کائول و بان۱۱۲ (۱۹۷۷) سه رقم برنج را تحت تیمار با EMS و دی متیل سولفانات(DMS)، اشعه گاما و همچنین تیمارهای ترکیبی این موتاژن‌ها قرار دارند و گزارش نمودند که طی این آزمایش مقدار زیادی موتاسیون کلروفیل ایجاد گردید، که از بین تیمارهای تک موتاژنی، مقدار آلبینویی در نسل M1 تحت تیمار EMS بیشتر از سایر موارد بوده است. همچنین میزان موتاسیون کلروفیل تحت تیمارهای ترکیبی بیش از تیمارهای انفرادی بوده است.
مایک و همکاران۱۱۳ (۱۹۸۷) گزارش کردند القاء موتاسیون از راه‌های موثر در ایجاد تنوع ژنتیکی غنی در اصلاح گیاهان است.
پادما و ردی۱۱۴ (۱۹۷۷) با استفاده از اتیل متیل سولفانات (EMS) در یک رقم پا بلند برنج Tellakatera به ۵ گیاه پا کوتاه دست یافتند که پاکوتاهی در آنها به وسیله ۵ مکان ژنی غیر آللی کنترل می‌گردد.
پاتیل و همکاران۱۱۵ (۱۹۸۵) تنوع ایجاد شده در صفات کمی یک واریته از سویا به نام UMACS-450 را که تحت تیمارهای ۱۰، ۱۵، ۲۰، ۲۵ کیلو راد اشعه گاما و غلظت‌های ۰۵/۰، ۱/۰، ۱۵/۰ حجمی EMS قرار گرفته است را مورد مطالعه قرار دادند. آنها مشاهده نمودند که درصد جوانه‌زنی در همه تیمارها به استثناء تیمار ۰۵/۰ EMS به طورمعنی‌داری کاهش نشان داده است. نتایج مشابهی در سویا توسط پاتیل و همکاران (۱۹۸۵) و رائوت و همکاران (۱۹۸۲) گزارش گردیده است. درصد بقا در آزمایشی که توسط آنها صورت گرفت تحت تیمارهای موتاژنی به حداقل ممکن کاهش یافت که در مقادیر بالای موتاژن (۲۰ و۲۵کلیوراد اشعه گاما و ۱۵/۰ درصدEMS ) و تیمار ترکیبی این دو نوع موتاژن، کاهش آن معنی‌دار بوده است.
پاتیل و همکاران (۱۹۸۵) گزارش نمودند که در آزمایشات آنها روی سویا، ارتفاع گیاه تحت تیمارهای EMS و اشعه گاما و همچنین تحت تیمارهای ترکیبی این دو موتاژن، بطور معنی داری کوتاه‌تر شده و مدت زمان رسیدن به طور معنی‌داری طولانی‌تر شده است و عملکرد دانه کاهش یافته است.
مایک و همکاران (۱۹۸۷) گزارش کردند القاء موتاسیون از راه‌های موثر در ایجاد تنوع زنتیکی غنی در اصلاح گیاهان است. مالوزینسکی و همکاران (۲۰۰۰) اعلام نمودند بیش از ۲۲۰۰ واریته موتانت از محصولات مختلف با بهبود صفات زراعی اصلاح شده و برای کشت توسط کشاورزان در جهان معرفی شدند.
سینگ و همکاران۱۱۶ (۲۰۰۴) اثرات موتاژنی اتیل متیل سولفانات (EMS)، اشعه گاما و هیدروژن اسید (HA) در جو را مطالعه کردند. آنها اثرات جداگانه این سه موتاژن و تیمارهای ترکیبی انها را روی پنج رقم (Amber, DL-3, K527/11,IB-226, K-24) جو را بررسی نمودند. نتایج این آزمایش نشان داد که تیمارهای ترکیبی اثرات افزایشی داشتند اما در جوانه‌زنی ارقام K-24,K527/11 به ترتیب اثرات سیتوژیستیک و حفاظتی مشاهده گردیده است. در همه ارقام مورد بررسی تیمار EMS در ایجاد موتاسیون کلروفیل موثرتر از تیمارهای اشعه گاما و HA بوده است. تیمار ترکیبی اشعه گاما و EMS گسترده‌ترین طیف موتاسیونی را نشان داد. کاهش ارتفاع گیاهچه‌های ۱۲ روزه تحت تیمارهای موتاژنی در رقم IB-226 حداقل و در رقم Amber حداکثر بوده است.
در بررسی که سینگ و همکاران (۲۰۰۴) در زمینه تاثیر اشعه گاما، اتیل متیل سولفانات و هیدروژن اسید روی پنج رقم جو انجام داده است که اشعه گاما در تعدادی از این ارقام، باروری گرده را بطور معنی‌داری کاهش داده در حالی‌که موتاژن‌های شیمیایی در اکثر این ارقام حداقل تاثیر کاهشی را داشته‌اند.
ختری و همکاران۱۱۷ (۲۰۰۵) جهت ایجاد تنوع زنتیکی در واریته‌های از خردل و ایجاد ژنوتیپ‌هایی با صفات کمی و کیفی بهتر، بذرهای هموژنوس گیاه مذکور را با دزهای مختلف اشعه گاما (۷۵۰ تا ۱۰۰۰ گری) و موتاژن EMS (75/0 و یک درصد) تیمار کردند. آنها در بررسی‌های خود به سه موتانت دست یافتند که نسبت به شاهد (بدون تیمار) بطور معنی‌داری دارای ارتفاع کوتاه و زودرس بوده و عملکرد و وزن هزار دانه بالاتر داشتند. همچنین آنها پیشنهاد کردند که پرتودهی اشعه گاما با مقادیر ۷۵۰ الی ۱۰۰۰ گری و EMS با میزان ۷۵/۰ و یک درصد می‌تواند بطور سودمند جهت ایجاد واریته‌های جدید با عملکرد بالا وصفات مطلوب زراعی در براسیکا بکار گرفته شود.
از آنجایی که تنوع در سطح گونه‌های گیاهی به دلیل شدت کارهای اصلاحی و به دنبال آن فرسایش شدید منابع ژنتیکی، به سطح پایینی رسیده است موتاسیون به عنوان فرایند افزایش تنوع ژنتیکی شناخته می‌شود (یولماز و بوداک۱۱۸، ۲۰۰۶).
جیا و همکاران۱۱۹ (۲۰۰۶) گزارش کردند در گیاهانی که تحت تیمار EMS با غلطت ۲/۱، ۸/۰، ۴/۰ قرار گرفته بودند بیشترین درصد نقص در بیوسنتز کلروفیل در گیاهانی که با دز ۲/۱ درصد تیمار شده بودند ایجاد شد و همچنین موتانت برنج Katymml که از رقم برنج katy تحت تاثیر موتاژن EMS ایجاد شده بود مقاومت بیشتری به بلاست و شیت بلایت نشان داد.
فلوریا و همکاران۱۲۰ (۲۰۰۶) با تاثیر تیمار ترکیبی گاما + EMS بر روی گیاه خشخاش به لاین‌های موتانتی دست یافتند که هم دارای عملکرد دانه‌ی بالا و هم غلظت مورفین بالایی نسبت به شاهد بودند.
اکوییل سیدکویی و همکاران۱۲۱ (۲۰۰۹) طی مطالعاتی که روی Brasica Napus انجام داده است بیان نمود که EMS باعث کاهش ارتفاع، کاهش درصد خوشچه‌ی اولیه و افزایش عملکرد دانه در گیاهان موتانت در مقایسه با شاهد (بدون تاثیر موتاژن) شده است. افزایش وزن هزار دانه در این آزمایش در تیمار EMS 75/0 درصد نسبت به شاهد ۰۴/۰ کاهش اما در تیمار EMS یک درصد نسبت به شاهد افزایش یافت.
گریجا و دنول۱۲۲ (۲۰۰۹) گزارش کردند که تیمار ترکیبی گاما+ EMS بیشترین توالی موتاسیونی را در مقایسه با تیمارهای جداگانه‌ی گاما و EMS ایجاد کردند این در حالی بود که EMS در مقایسه با گاما و تیمار ترکیبی بیشترین تاثیر و کارایی را داشته است .
خادمیان و همکاران (۱۳۸۴) با تاثیر بذور برنج با موتاژن EMS به لاین‌های موتانتی دست یافتند که در مقایسه با شاهد (بدون موتاژن) دارای ارتفاع کوتاه‌تر و تعداد پنجه‌ی بارور بیشتری می‌باشد.
استفاده از این ماده باعث ایجاد جهش‌های متنوعی در موجود زنده می گردد EMS به عنوان عامل ایجاد جهش‌های نقطه‌ای، باعث پیدایش دامنه گسترده‌ای از آلل‌های موتانت، مانند حذف کارآیی۱۲۳ ، ایجاد کارآیی یا بروز صفات جدید۱۲۴، تغییر در کارآیی۱۲۵ و تولید موتانت‌های جدید با خصوصیات ویژه می‌گردد.
این در حالی است که جهش‌هایی که در اثر پرتوهای‌گاما ایجاد می‌گردند اغلب باعث حذف و اضافه (deletion and insertion) رشته نوکلئوتیدی و بروز موتانت‌های ناکارآمد Loss of Function می‌شوند و دست‌یابی به سایر انواع موتانت‌ها بسیار مشکل است (پینمتسا و کوک۱۲۶،۲۰۰۰).
دیوید و همکاران۱۲۷ (۱۹۹۶) اثر غلظت‌های EMS را در تولید پایه‌های موتانت M.truncatula که در ژن‌های عامل گره‌زایی آنها جهش رخ داده بود، مورد بررسی قرار داده‌اند. غلظت‌های EMS در این بررسی ۰۲۵/۰ درصد تا ۲۵/۲ درصد معادل تقریبی ۲ تا ۱۸۰ میلی‌مولار بود. از بین غلظت‌های بکار رفته، غلظت ۱۵/۰ درصد معادل تقریبی ۱۲ میلی‌مولار مناسب‌ترین غلظت و ۲۲۵/۰ درصد معادل ۱۸ میلی‌مولار، غلظت مهارکننده جوانه‌زنی و زنده‌مانی گزارش گردیده است. در غلظت بالاتر از ۱۲ میلی‌مولار تنها ۴۰ درصد از گیاهچه‌ها زنده ماندند. در این آزمایش‌ها مدت زمان تیمار بذرهای با EMS 15 ساعت در نظر گرفته شده بود. به منظور ایجاد جهش در اپیدرم گیاه Arabidopsis thaliana ، بذرهای این گیاه پس از استریل به مدت ۱۰-۸ ساعت تحت تیمار غلظت‌های ۴/۰ درصد و ۶/۰ درصد، معادل تقریبی ۳۲ و ۵۰ میلی مولار EMS قرار داده شدند. زنده مانی بین ۲۵ تا ۴۰ درصد و فراوانی گیاهان موتانت که دارای نقص در کلروفیل ایپدرم بودند بین ۳۸/۱ تا ۶/۵ درصد بود.

نادری شهاب و همکاران (۱۳۸۶) در بررسی اثر موتاسیون‌زایی غلظت‌های مختلفEMS در یونجه گزارش کردند که غلظت‌های کم این ماده تأثیری بر جوانه زنی بذرها نداشته اما افزایش غلظت آن باعث کاهش تدریجی جوانه زنی گردید. همچنین اثر منفی EMS بر رشد ریشه‌چه بیشتر از ساقه‌چه بوده است. تنها گزارش در مورد القای موتاسیون در اسپرس در ایران مربوط به مطالعه مجیدی و ارزانی(۱۳۸۴) می‌باشد که نشان دادند تیمارهای EMS تنوع قابل ملاحظه‌ای برای ارتفاع بوته، تعداد ساقه در بوته و تعداد شاخه فرعی (گل آذین) در تودهای اسپرس مورد مطالعه ایجاد نمودند.

۲-۳ کشت بافت
ساری‌خانی و همکاران (۱۳۸۸) که بر روی باززائی Melissa officinalis در محیط کشت MS بدون هورمون و القاء پلی پلوئیدی در گیاه دارویی بادرنجبویه کار نموده‌اند نیز به نتایج مشابه‌ای دست پیدا کردند. اردکانی و همکاران (۱۳۸۲) که به باززائی گیاه بادرنجبویه از طریق کشت بذر اقدام نموده بودند نیز بهترین نتیجه را از محیط کشت MS به همراه کنتین(۱ mg/l) IAA ,(0/2 mg/l) ، ۲,۴,D (1 mg/l) و شیره نارگیل (%۱۵ v/v) تقویت شده برای این گیاه بدست آوردند.
دیوید و همکاران گزارش دادند که در کشت بافت نعناع بیشترین شاخه‌ها را در محیط کشت حاوی ۳ میلی‌گرم در ‌لیتر BAP و بیشترین ریشه را در محیط کشت حاوی ۵/۱ میلی‌گرم در لیتر IBA بدست آوردند (دیویدراجا و همکاران۱۲۸، ۲۰۰۸).
سیمون دسیلوا و همکاران۱۲۹ (۲۰۰۵) به این نتیجه دست یافتند که با استفاده از ۴۲/۱۱ میکرومول در لیتر IAA در محیط MS، صد درصد ریشه تشکیل و شاخص ساقه در آن ۶/۷ سانتیمتر بوده و همچنین در غلظت ۸۴/۸ میکرومول در لیتر

دیدگاهتان را بنویسید