فایل برق: پایان نامه ارشد رایگان درباره زمین ساخت، استان فارس، گنبد نمکی- پایان نامه ایرانداک

گیرند، به نام غیررسمی بخش داریان پایینی خوانده شده‌اند. اما در مناطقی که زبانه کژدمی وجود ندارد، گاهی تنها به علت وجود Conical Orbitilina نام غیررسمی داریان بالایی به کار گرفته شده است. به نظر می‌رسد که به‌کارگیری اسامی غیررسمی یادشده در مورد اول موجه و در مورد دوم غیرموجه است.
به طور کلی سازند داریان سازندی آهکی است که در زیر قاعده آهکهای بنگستان و بر روی آهکهای سازند فهلیان قرار دارد و به صورت جزیی تر می‌توان گفت آهکی است بین شیلهای کژدمی و شیلهای سازند گدوان. ولی در نواحی شمالی لرستان و فروافتادگی دزفول و همچنین جنوب کبیرکوه رسوب‌گذاری کربناتی از داریان و در تمامی زمان کژدمی تداوم داشته است. در چنین شرایطی آهک‌های بنگستان در تماس مستقیم با آهکهای سازند داریان قرار می‌گیرند و بدین‌سان قسمت‌های فوقانی داریان در آن نواحی معادل کژدمی است. لذا تفکیک سازند با استفاده از وجود conical orbitolina صورت می‌گیرد. در سطح زمین وجود این شرایط موجب میشود که داریان و بنگستان به صورت یک واحد نقشه‌برداری شوند. در ناحیه ایذه شرایط گاهی دشوارتر است, بدین ترتیب که رسوب‌گذاری کربناتی از سازند فهلیان تا بنگستان به صورت یکنواخت تداوم داشته و در چنین حالتی هیچ‌یک از سازندهای گدوان و کژدمی وجود ندارند. لذا مرزبندی سازندها به جز از طریق دیرینه شناسی امکان‌پذیر نیست.
سازند داریان سنگ مخزن مهمى در گروه خامی است. سن سازند آهکی داریان آپسین است.
۲-۴- سازند کژدمی
با توجه به اینکه در برش‌های مورد مطالعه سازند کژدمی بر روی سازند داریان قرار گرفته است، لذا در زیر به توصیف سازند کژدمی پرداخته می‌شود.
برش نمونه این سازند در تنگ گرگدا یا گرگ دان واقع در یال جنوب باختری کوه میش است. این تنگ در ۷ کیلومتری شمال خاوری دو گنبدان قرار دارد. نام این سازند از قلعه کژدمی در ناحیه فروافتادگی دزفول انتخاب شده است. قبلاً این سازند قسمتی از شیلهای آمونیت دار محسوب می‌شد و گاه آن را سازند عباد خوانده‌اند.
این سازند با شیل‌های خاکستری تیره و گاهی سیاه رنگ و بیتومین دار مشخص می‌شود. در برش نمونه و در زیر قسمت بالایی پوشیده شده شامل آهک‌های شدیداً رسی با فرسایش منظم و نرم همراه با شیل‌های تیره و مارن است. گلوکونیت در قسمت زیرین سازند دیده می‌شود. گاهی در ردیف این سازند طبقات آهکی حاوی Hemicyclammina sp. تا ضخامت ۶۰ متر هم دیده شده است.
حد پایینی سازند کژدمی با سازند داریان با وجود زون های قرمز رنگ حاوی اکسیدهای آهن مشخص می‌شود. سازندهای کژدمی و داریان در بعضی نقاط، هم ارز جانبی یکدیگرند. مثلاً در شمال فروافتادگی دزفول (میدان نفتی کبود) سازند کژدمی به ردیف آهکی تبدیل می‌شود، به طوری که تفکیک آهک‌های بنگستان از سازند داریان میسر نمی‌گردد. لذا بیان می‌شود که آهک‌های بنگستان مستقیماً بر روی سازند داریان قرار گرفته‌اند.
حد بالایی این سازند با آهک‌های بنگستان به صورت تدریجی و گاهی قاطع و قابل انطباق است و در قاعده با ردیف کربناتی که بر روی تناوب شیل – آهک کژدمی قرار می‌گیرد، مشخص می‌شود.
سازند کژدمی در نواحی فارس و فروافتادگی دزفول دیده می‌شود و از مناطق شمالی فروافتادگی دزفول به سمت شمال خاوری لرستان به تدریج به ردیف کربناتی تبدیل می‌شود. در نواحی مرکزی و جنوب باختری لرستان این سازند با سازند گرو جانشین می‌شود. در فروافتادگی دزفول و انتهای شمال باختری فارس این سازند حاوی شیل‌های سیاه رنگ بیتومین دار و آهک‌های تیره رنگ رسی می‌باشد. در دیگر نواحی فارس این سازند دارای خواص رسوبی کم عمق شده و حاوی زون‌هایی از اکسیدهای آهن و لاتریت و لایه‌هایی از ماسه‌سنگ و سیلت می‌شود.
سن سازند کژدمی معمولاً از آلبین تا سنومانین و در بعضی از نواحی به علت وجود آمونیت Parahoplites که مبین سن آپسین پسین است، قاعده‌این سازند تا آن سن در نظر گرفته می‌شود.
۲-۵- گسل کازرون
گسل کازرون یا خمیدگی کازرون گسلی پی سنگی و قدیمی است که با روند تقریباً شمالی – جنوبی، با طول حدود ۱۲۵ کیلومتر در سطح زمین از ۱۵ کیلومتری باختر شهرستان کازرون عبور می‌کند و با توجه به این که برش‌های مطالعه شده در این پژوهش در خاور و باختر این گسل قرار دارند، مورد توجه قرار گرفته است.
این گسل محدوده غربی توسعه گنبدهای نمکی خلیج‌فارس را تشکیل می‌دهد و در طول آن دو گنبد نمکی رخنمون دارد. به نظر می‌رسد گسل کازرون تا قطر ادامه می‌یابد. به همین دلیل به آن گسل قطر – کازرون هم گفته می‌شود.
به باور آقانباتی (۱۳۸۳) این گسل ضمن کنترل مرز باختری حوضه نمکی هرمز، بر رسوبات زاگرس نیز اثرگذار بوده، به گونه‌ای که ساختارهای زاگرس را با جهت راست گرد خمیده و جابه‌جا کرده است که در استان فارس این خمش بسیار چشم‌گیر است.

متن کامل در سایت    40y.ir

در بررسی و تحقیقات انجام‌شده ۱۹۹۳; Kent, 1979).,; Berberian et al 1996 (Talboth and Alavi, گسل کازرون به عنوان مهم‌ترین گسل امتداد لغز در کمربند زاگرس توصیف شده است.
شواهد نشان می‌دهد که گسل کازرون با روند به تقریب شمالی – جنوبی و یا شمال شمال باختری – جنوب جنوب خاوری دارای حرکت راست گرد جزیی است. برای نمونه روندهای زمین ساختی، در شمال خلیج‌فارس نشان می‌دهد که خط مرزی سکوی عربستان و واحد زاگرس به وسیله این گسل در جهت راست گرد جابه‌جا شده است. به ظاهر این گسل مرز باختری گسترش حوضه تبخیری پرکامبرین پسین – کامبرین ایران را تشکیل می‌دهد (اسفندیاری و برزگر، ۱۳۵۸).
گسل کازرون کمربند چین‌خورده- تراستی زاگرس را در حوالی طول جغرافیایی ۵/ ۵۱ درجه قطع می‌کند. تاکنون پژوهشگران زیادی بر نقش و اهمیت خطواره های زمین ساختی با روند شمالی- جنوبی در تکامل زمین‌شناسی پلت فرم عربی تاکید کرده‌اند. مهم‌ترین خطواره های شناخته‌شده در کمربند چین‌خورده زاگرس، خطواره عمان) حد جنوب خاوری کمربند چین‌خورده )و خطواره کازرون می‌باشند) Hagnes and Mequillan, 1972 Talbot and Alavi,1996;.(Falcon,1969
نبود داده‌های ریزلرزهای و کمبود کانون زلزله نشانگر عدم فعالیت جدید این گسل است، اما زلزله‌های ژانویه ۱۹۶۷ و اکتبر ۱۹۷۱ در بخش جنوبی گسل کازرون، نشانگر فعالیت بخشی از گسل کازرون در دوره کواترنری است (بربریان ۱۹۷۶).

فصل ۳:
رخساره‌ها، محیط‌های رسوبی

فصل ۱:
۳-۱- مقدمه
در این پژوهش، نهشته‌های کربناته به روش دانهام (Dunham, 1962) نام‌گذاری شده‌اند. مطالعه میکروسکوپی مقاطع نازک برش‌های کوزه کوه و فهلیان نشان می‌دهد که این نهشته‌ها در سه کمربند رخساره‌ای دریای باز کم عمق (A)، شیب قاره (B) و دریای باز عمیق (C) به شرح زیر رسوب‌گذاری کرده است. در توصیف میکروفاسیس ها ابتدا عناصر اصلی و سپس عناصری که به صورت فرعی وجود داشته بیان شده است و در نهایت جهت طبقه‌بندی رخساره‌ها و تعیین محیط‌های رسوبی نهشته‌های کربناته از Flugel, 2010 و Tucker and Wright, 1990 استفاده شده است.
۳-۲- کمربند رخساره‌ای A (دریای باز کم عمق):
این کمربند رخساره‌ای دربرگیرنده ۵ رخساره A1 تا A5 به شرح زیر است.این رخساره‌ها در محیط‌های دریای باز کم عمق نهشته شده‌اند.
۳-۲-۱- رخساره A1 (Peloid Orbitolina Packstone )
اجزای اصلی در این رخساره به ترتیب اهمیت اربیتولینا و پلوئید است. اجزای فرعی این رخساره دوکفه ای، سوزن اسفنج، خارپوست، گاستروپود، جلبک سبز، فرامینیفرهای بنتیک و خار اکینوئید و به ندرت فرامینیفرهای پلانکتونی می‌باشد. آلوکم‌ها در زمینه‌ای میکریتی به صورت متصل قرار گرفته‌اند. گاهی در برخی از مقاطع، فرایند نئومورفیسم افزایشی موجب تبدیل زمینه میکریتی به میکرواسپاریتی و اسپاریتی شده است. آشفتگی زیستی نیز در برخی از مقاطع مشاهده می‌شود (شکل ۳-۱). بافت پکستونی و نوع آلوکم نشان‌دهنده رسوب‌گذاری این رخساره در محیط کم عمق دریای باز است. (Tucker and Wright, 1990; Flügel, 2010). این رخساره در سنگ آهک‌های اربیتولینادار خاکستری نازک تا ضخیم لایه بخش داریان بالایی برش‌های کوزه کوه و فهلیان شناسایی شده است.

شکل ۳-۱- رخساره Orbitolina Packstone Peloid در بخش داریان بالایی برش فهلیان.
۳-۲-۲- رخساره A2 (Orbitolina Packstone):
دانه‌های اسکلتی اصلی در این رخساره اربیتولینا است. دوکفه ای، خارپوست، گاستروپود، جلبک سبز، فرامینیفرهای بنتیک و به ندرت فرامینیفرهای پلانکتونی اجزای فرعی این رخساره را تشکیل می‌دهند (شکل ۳-۲). بافت پکستونی و نوع آلوکم‌ها نشان‌دهنده رسوب‌گذاری این رخساره در محیط کم عمق دریای باز است (Tucker and Wright, 1990; Flügel, 2010). این رخساره در سنگ آهک‌های اربیتولینادار خاکستری متوسط لایه بخش داریان بالایی برش‌های کوزه کوه و فهلیان شناسایی شده است.

شکل ۳-۲- رخساره Orbitolina Packstone در بخش داریان بالایی برش کوزه کوه.
۳-۲-۳- رخساره A3 ((Bioclast Wackestone:
در این رخساره دانه‌های اصلی دوکفه ای (به ویژه اگزوژیرا)، گاستروپود، جلبک سبز، خارپوست، استراکود، فرامینیفرهای کفزی ((Textularidae, Lenticulina ,Choffattella و به مقدار بسیار ناچیز سوزن اسفنج و فرامینیفرهای پلانکتونی می‌باشند. آلوکم‌ها در زمینه‌ای میکرایتی به صورت منفصل قرار گرفته‌اند (شکل ۳-۳). نوع آلوکم‌ها و بافت وکستونی این رخساره نشان‌دهنده رسوب‌گذاری در مناطق کم انرژیِ دریای باز کم عمق است (. (Tucker and Wright, 1990; Flügel, 2010
گاهی در برخی از مقاطع، زمینه میکریتی در اثر نئومورفیسم به میکرو سپارایت تبدیل شده است. در برخی از مقاطع به علت وجود بیش از ده درصد پلوئید نام رخساره به Peloid Bioclast Wackestone و در تعدادی از مقاطع به علت وجود بیش از ده درصد جلبک سبز نام رخساره به Green Algal Bioclast Wackestone تغییر می یابد (شکل ۳-۴ و ۳-۵).
این رخساره در سنگ آهک‌های خاکستری تا خاکستری روشن متوسط تا ضخیم لایه و یا قلوهای بخش داریان زیرین و همچنین در سنگ آهک‌های خاکستری متوسط تا ضخیم لایه بخش داریان بالایی برش‌های کوزه کوه و فهلیان شناسایی شده است.

شکل ۳-۳- رخساره Bioclast Wackestone در بخش داریان زیرین برش فهلیان.

شکل ۳-۴- زیر رخساره Peloid Bioclast Wackestone در بخش داریان بالایی برش فهلیان.

شکل ۳-۵- رخساره Green Algal Bioclast Wackestone در بخش داریان بالایی برش کوزه کوه
۳-۲-۴- رخساره A4 (Orbitolina Wackestone):
آلوکم اصلی در این رخساره اربیتولینا است.دوکفه ای، سوزن اسفنج، خارپوست، گاستروپود، استراکود، خار اکینوئید، فرامینیفرهای بنتیک و به ندرت پلانکتونی اجزای فرعی این رخساره را تشکیل می‌دهند. (شکل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *